دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Vital به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Vital به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Vital به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “حیاتی” برای توصیف چیزهایی به کار می‌رود که بسیار مهم و ضروری هستند، به ویژه چیزهایی که به کارکرد بدن انسان مربوط می‌شوند.

    قلب یک عضو حیاتی است.
    کبد نیز یک عضو حیاتی است.
    علائم حیاتی شامل نبض، تعداد ضربان قلب، فشار خون و دمای بدن شما می‌شود.
    وقتی در بیمارستان بستری می‌شوید، پرستاران و پزشکان علائم حیاتی شما را کنترل می‌کنند.
    برای تضمین صلح در سراسر جهان، همکاری و یادگیری همکاری بین کشورها یک امر کاملاً حیاتی است.
    پیدا کردن راه‌های جدید برای کسب درآمد، برای آینده شرکت ما بسیار حیاتی است.
    توجه کردن به تأثیر فعالیت‌های انسان بر زندگی در کره زمین، مسئله‌ای کاملاً حیاتی است.

     
    کلمه “سرزندگی” به سطح انرژی و شادابی یک فرد اشاره دارد.

    کامیلا کابلو در آواز خواندن و رقصیدن خود، سرزندگی و انرژی فوق‌العاده‌ای از خود نشان می‌دهد.
    در معماری مدرن، شاهد سرزندگی و انرژی زیادی هستیم.
    ورزشکاران المپیکی به خاطر قدرت بدنی و سرزندگی‌شان شناخته شده هستند.
    بازیکنان فوتبالی که در زمین بازی انرژی و انگیزه کافی ندارند، ممکن است کمتر فرصت بازی کردن پیدا کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Vivid به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Vivid به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Vivid به فارسی با مثالهای کاربردی

    تصاویر تلویزیونهای صفحه‌عریض، بسیار شفاف و روشن هستند.
    شارون لباس‌هایی با رنگ‌های شاد و درخشان می‌پوشد.
    رنگ سبز نئون، یک رنگ پرزرق و برق و چشمگیر است.
    لئون قوه‌ی تخیل بسیار پویایی دارد.
    کودکان معمولاً تخیل قوی و روشنی دارند.
    خاطره‌ای که از زمان به دنیا آمدن فرزندانم دارم، برایم بسیار روشن و ملموس است.
    جروم گفت دیشب خواب بسیار واضحی دیده و هنوز هم همه‌ی جزئیات آن را به خوبی به یاد می‌آورد.

     
    واژهٔ “vividly” یک قید است:

    جروم می‌تواند با جزئیات کامل، خواب دیشبش را به یاد آورد.
    مری با شور و اشتیاق از سفرش به مکزیک تعریف کرد. (او با انرژی زیاد جزئیات تجربه‌اش را بازگو کرد.)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Voice به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Voice به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Voice به فارسی با مثالهای کاربردی

    صدایی که موقع حرف زدن از گلویتان خارج می‌شود، “صدا”ی شما نام دارد. عضوی از بدن شما که این صدا را تولید می‌کند، جعبه صدا نامیده می‌شود و به آن حنجره هم می‌گویند.

    ادل صدای بسیار دلنشینی در خوانندگی دارد.
    جیمز صدای بم و عمیقی دارد.
    بیشتر بچه‌ها با صدای نازک و بلند صحبت می‌کنند و با بالا رفتن سن، صدایشان تغییر می‌کند.
    صدایت چه شده؟ مریضی؟
    او صدایش را از دست داده. به لارنژیت مبتلا شده است.
    لطفاً صدایتان را پایین بیاورید! خیلی بلند است.
    او برای رادیو صدای فوق‌العاده‌ای دارد.

     
    کلمه “voice” می‌تواند به عنوان یک فعل هم به کار رود، زمانی که کسی عقایدش را درباره یک موضوع بیان می‌کند:

    یک زن در میان حضار بلند شد و نگرانی‌هایش را درباره قانون جدید بهداشت و درمان ابراز کرد.
    رونالد نظر خود را در یک مقاله روزنامه بیان نمود.

     
    در عرصه سیاست، مردم “صدا” دارند. این فرصتی است برای گفتن آنچه باور دارند و رأی دادن به رهبرانی که به آنها اعتماد دارند تا از منافعشان دفاع کنند.

    مقامات منتخب در ایالات متحده به صدای رای‌دهندگان خود (افرادی که نمایندگی می‌کنند) گوش می‌دهند.
    رهبران سیاسی در کشورهای عربی و خاورمیانه در حال درک این موضوع هستند که چقدر گوش دادن به صدای مردم اهمیت دارد.
    مردم در کشورهایی که دموکراسی را رعایت می‌کنند، در فرآیند دموکراتیک صاحب صدا هستند. صدای آنها در هر انتخابات شنیده می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Volume به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Volume به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Volume به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای توصیف میزان صدا از کلمه “ولوم” استفاده می‌کنیم.

    ولوم تلویزیون خیلی بلند است.
    ولوم را کم کنید.
    میشه لطفاً ولوم رو یه کم پایین بیاری؟
    چرا ولوم انقدر بالاست؟
    رادیو رو نمی‌شنوم. ولوم رو زیاد کن.
    برای بلندتر کردن صدا، پیچ ولوم را به سمت راست بچرخانید.

     
    ولوم همچنین به مقدار فضایی که یک گاز، مایع یا جسم جامد در یک ظرف می‌گیرد اشاره دارد.

    یک وان حمام در مقایسه با یک سینک، می‌تواند ولوم بسیار بیشتری از آب را در خود جای دهد.
    در قسمت‌های پایینی جو، ولوم هوای قابل تنفس بیشتر از ارتفاعات بالاست.
    این جعبه ولوم کافی برای گنجاندن ۱۶ اونس غلات را دارد.

     
    همچنین می‌توانید از “ولوم” برای صحبت درباره مقدار چیزی که سنجش آن سخت است استفاده کنید:

    ولوم ایمیل‌هایی که دریافت می‌کنم در سال‌های اخیر بیشتر شده است.
    ولوم ترافیک در محله ما به لطف ابزارهای کاهنده سرعت، کمتر شده است.
    مراکز خرید در فصل خرید تعطیلات، ولوم ترافیک بیشتری را تجربه می‌کنند.
    کلماتی که رهبر یک کشور استفاده می‌کند، به خوبی نشان‌دهنده شخصیت اوست.
    سکوت او بسیار گویاست. (“سخن بسیار گفتن” یک اصطلاح است و به معنای بیان مقدار زیادی احساس یا اطلاعات است.)

     
    ولوم همچنین می‌تواند به معنای یک جلد از یک مجموعه کتاب یا یک مجموعه نوشتاری باشد.

    آن شاعر چندین ولوم (جلد) از آثار خود را منتشر کرده است.
    من در حال حاضر مشغول خواندن یک مجموعه رمان هستم که از هفت ولوم (جلد) تشکیل شده است.
    در طول بیست سال گذشته، ولوم‌های زیادی از مقالات منتشر شده که به مسئله تغییرات آب و هوایی می‌پردازند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Vomit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Vomit به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Vomit به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “استفراغ” واژه‌ای ناخوشایند است. معمولاً وقتی از آن استفاده می‌کنیم که در مورد حالت بیماری صحبت می‌کنیم. وقتی کسی استفراغ می‌کند، در واقع چیزی که در معده‌اش بوده را به بیرون می‌ریزد. دیدن این صحنه برای بیشتر افراد سخت است چون منظره‌ی جالبی نیست. علاوه بر این، استفراغ بوی بسیار بدی هم دارد.
    در نمونه‌های اولیه‌ای که در ادامه می‌آید، این کلمه به صورت یک فعل به کار رفته است:

    ساده گذشته فعل ماضی
    vomit

    استفراغ کردن

    vomited

    استفراغ کرد

    vomited

    استفراغ کرد

    بعضی از افراد بلافاصله پس از غذا خوردن، غذای خود را بالا می‌آورند. این حالت ممکن است نشان‌دهنده یک مشکل در عادات غذایی آن‌ها باشد.

    در راهروی مدرسه، یک دختر حالت تهوع پیدا کرد و بالا آورد. به همین خاطر از سرایدار مدرسه خواسته شد تا محل را تمیز کند.

    نلسون تمام شب گذشته بالا آورده است. او واقعاً حالش بد است.

    اگر در محتوای بالا آورده‌ی شما خون مشاهده کردید، باید هرچه سریع‌تر به پزشک مراجعه کنید.

    پس از پایان یک مهمانی، دیده شد که چند نفر از حاضران در حال بالا آوردن هستند.

    برخی افراد با دیدن استفراغ دیگران، خودشان نیز احساس دلدرد و تهوع می‌کنند.

    در مثال‌های زیر، از کلمه “استفراغ” به عنوان یک اسم استفاده شده است:

    از سرایدار خواسته شد تا مقداری استفراغ را پاک کند.

    وجود خون در استفراغ راجر، نشان از یک مشکل سلامتی جدی داشت.

    این نسبتاً عادی است که یک روز پس از یک رویداد ورزشی بزرگ، رد استفراغ را روی زمین ببینید.

    راه‌های دیگری هم برای بیان این حالت، بدون استفاده از خود کلمه “استفراغ” وجود دارد:

    روندا می‌گوید که حس می‌کند حالش بد می‌شود (و بالا می‌آورد).

    اگر احساس می‌کنید که می‌خواهید بالا بیاورید، سعی کنید خودتان را به دستشویی برسانید.

    جان به محض ترک مهمانی، بالا آورد. (کلمه “hurl” در اینجا یک اصطلاح غیررسمی است.)

    سگ من کل روزنامه را کثیف کرد. (کلمه “barf” یک جایگزین رایج و خودمانی برای “استفراغ” است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Vote به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Vote به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Vote به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک نفر رای می‌دهد، در واقع دارد فرد یا موضوع مورد نظرش را انتخاب می‌کند.

    مردم آمریکا در روز انتخابات رای خود را به صندوق می‌اندازند.
    بعضی‌ها هم زودتر و به صورت غایب رای داده‌اند.
    شما به چه کسی رای می‌دهید؟
    جمعیت زیادی از شهروندان هستند که یا رای نمی‌دهند یا تا به حال در انتخابات شرکت نکرده‌اند.
    فرآیند رای‌گیری بسیار ساده است.
    رای‌دهندگان با پر کردن برگه‌های کاغذی یا الکترونیکی، گزینه خود را انتخاب می‌کنند.
    اگر شما می‌توانستید رای بدهید، به چه کسی رای می‌دادید؟
    افراد در اتاقک‌های مخصوص رای، نظر خود را ثبت می‌کنند. (رای‌دهنده یعنی کسی که رای می‌دهد)
    رای دادن یک راه خوب برای مشارکت در نظام مردمسالار است.
    هر فردی که حداقل ۱۸ سال داشته و شهروند آمریکا باشد، می‌تواند در انتخابات شرکت کند.
    من باید امروز رای بدهم، اما تا بعدازظهر نمی‌توانم خودم را به حوزه رای‌گیری برسانم.

     
    در گفتگوهای روزمره هم از کلمه “رای” استفاده می‌شود، حتی وقتی موضوع ربطی به سیاست ندارد.

    اگر داریم پیتزا سفارش می‌دهیم، من رای‌م به پنیر و سوسیس است.
    اعضای گروه ما مجبور بودند برای خرید تجهیزات اداری جدید، یک رای‌گیری برگزار کنند.
    بیایید رای‌گیری کنیم تا ببینیم چه کسی باید رهبر گروه ما بشود.

     
    توجه: انتخابات سراسری و ایالتی در آمریکا، اولین سه‌شنبه ماه نوامبر برگزار می‌شود؛ مگر اینکه این سه‌شنبه، اولین روز ماه باشد. این یک قانون خاص است که در قانون اساسی آمریکا نوشته شده است.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Vulture به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Vulture به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Vulture به فارسی با مثالهای کاربردی

    کرکس پرنده‌ای بزرگ است که از لاشه حیوانات مرده تغذیه می‌کند. این پرنده در بیابان‌های مختلف جهان زندگی می‌کند. اگرچه پرندگان زیادی از گوشت حیوانات مرده می‌خورند، اما کرکس‌ها بیش از همه به این ویژگی شناخته می‌شوند. گاهی به این پرندگان شکاری، “بازارد” (buzzard) هم گفته می‌شود.

    واژه “کرکس” گاهی برای توصیف انسان‌هایی نیز به کار می‌رود که رفتاری ناپسند دارند یا از شرایط سخت دیگران سودجویی می‌کنند:

    – کارمندانی که در آن شرکت کار می‌کنند، هر کاری می‌کنند تا به پول برسند، حتی اگر روش‌هایشان درست نباشد.
    – پس از تصادف آن زن، وکلا ناگهان و مانند کرکس‌ها دور او جمع شدند.
    – بچه‌ها مانند دسته‌ای کرکس، دور پیتزای داغ حلقه زده بودند.

    عبارت “سرمایه‌داری کرکسی” به سرمایه‌گذارانی اشاره دارد که شرکت‌های ضعیف اما دارای دارایی باارزش را می‌خرند. این شرکت‌ها معمولاً مدیریت ضعیفی دارند. سرمایه‌گذاران کرکسی ممکن است در کوتاه‌مدت مشکلات مالی برای شرکت ایجاد کنند، اما در نهایت آن را با سود زیادی می‌فروشند. نتیجه این کار معمولاً اخراج کارکنان شرکت فروخته‌شده است.

    در انتخابات سال ۲۰۱۲ آمریکا، involvement میت رامنی در چنین سرمایه‌گذاری‌هایی باعث شد برخی از رای‌دهندگان از توانایی او برای کمک به اقتصاد آمریکا در بلندمدت سؤال ببرند – اگرچه او هیچ کار غیرقانونی انجام نداده بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Wag به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wag به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Wag به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “wag” به معنای حرکت دادن قسمتی از بدن به طرفین است. سگ‌ها وقتی خوشحالند این کار را انجام می‌دهند، اما انسان‌ها معمولاً وقتی ناراضی هستند از این حرکت استفاده می‌کنند.

    معمول‌ترین کاربرد این کلمه برای توصیف حرکت دم سگ است:

    سگ من با دیدن من دمش را تکان داد.
    سگ‌ها وقتی خوشحال یا هیجان‌زده هستند دم خود را تکان می‌دهند.
    نگاه کن، او دارد دمش را تکان می‌دهد.
    گاوها و اسب‌ها از دمشان برای دور کردن مگس‌ها استفاده می‌کنند، اما وقتی صاحبشان را می‌بینند دم تکان نمی‌دهند.
    یک گربه هرگز دم خود را تکان نمی‌دهد.

     
    همچنین می‌توانید از کلمه “wag” زمانی استفاده کنید که کسی انگشتش را به نشانه نارضایتی از رفتار بد دیگری تکان می‌دهد.

    معلم انگشتش را به سمت دانش‌آموزی که نیم ساعت به مدرسه دیر آمده بود، تکان داد.
    شیلا به کودک چهارساله‌اش به خاطر سر و صدای زیاد در فروشگاه، انگشت تکان داد.
    یک راننده به راننده‌ دیگری که جلوی او پیچیده بود، انگشت تکان داد.
    انگشتت را برای من تکان نده! من هیچ کار اشتباهی نکرده‌ام.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Wage به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wage به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Wage به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “wage” دو معنی و کاربرد کاملاً متفاوت دارد.

    **۱. wage به عنوان اسم (دستمزد)**
    در این حالت، این کلمه به پولی اشاره می‌کند که در ازای انجام یک کار به فرد پرداخت می‌شود. برای مثال:

    * او در شغلش برای هر ساعت کار، مبلغ زیادی دریافت می‌کند.
    * شما در یک ساعت چقدر پول درمی‌آورید؟
    * درآمد او در یک سال، به ۴۰,۰۰۰ دلار می‌رسد.
    * اگر دستمزد ماهانه آن‌ها را با هم جمع بزنیم، مبلغ ۳,۵۰۰ دلار خواهد شد.
    * حداقل دستمزد، طبق قانون، کمترین پولی است که یک کارفرما اجازه دارد به کارمندش بپردازد. در ایالتی که ما زندگی می‌کنیم، این مقدار ۷.۲۵ دلار برای هر ساعت است.

    **۲. wage به عنوان فعل (جنگیدن یا مبارزه کردن)**
    وقتی این کلمه به صورت فعل استفاده می‌شود، به معنای وارد شدن به یک نبرد یا مبارزه با چیزی است:

    * او درگیر یک جنگ بی‌ثمر با اعتیادش به قمار است.
    * کسانی که علیه یکدیگر وارد جنگ می‌شود، در پایان می‌فهمند که این روش، راه حل خوبی برای حل مشکلات بین انسان‌ها نیست.
    * مردم سوریه در حال جنگ با یکدیگر هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Wagon به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wagon به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Wagon به فارسی با مثالهای کاربردی

    واگن یک وسیله نقلیه است که برای جابه‌جایی و حمل چیزهای مختلف به کار می‌رود. بعضی از واگن‌ها هم موتور دارند و می‌توانند خودشان حرکت کنند.

    بچه‌ها خیلی دوست دارند سوار واگن‌های اسباب‌بازی شوند.
    در گذشته، کسانی که در قرن نوزدهم از شرق آمریکا به سمت غرب این کشور سفر می‌کردند، از واگن‌های بزرگ و سرپوشیده برای بردن وسایلشان استفاده می‌کردند.
    استیشن واگن هم نوعی ماشین است که فضای داخلی بزرگی دارد و می‌توان همه چیز لازم برای یک سفر طولانی یا تعطیلات را در آن جای داد.
    فولکس‌واگن نیز یک خودروی معروف و پرطرفدار است که در آلمان ساخته می‌شود.
    پلیس هم برای انتقال افرادی که دستگیر می‌کند به زندان، از خودروی مخصوصی به نام واگن پلیس استفاده می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.