دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Mild به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mild به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Mild به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی را “ملایم” توصیف کنیم، یعنی آن چیز قوی یا شدید نیست و ممکن است حتی کمی ضعیف به نظر برسد. اینکه چیزی را ملایم بدانیم یا نه، بیشتر به حس و درک شخصی ما بستگی دارد. این کلمه در دسته صفت ها قرار می گیرد.

    هوای این هفته ملایم بوده.
    زمستان سال گذشته معتدل بود.
    بازخورد تماشاچیان نسبت به اجرا، چندان پرحرارت نبود.
    این سالسا خیلی تند نیست و مزۀ ملایمی دارد.
    این فلفل‌ها زیادی ملایم هستند. ما به چیزی تندتر نیاز داریم.
    دارویی که او مصرف می‌کند، تأثیر کمی روی توانایی رانندگی‌اش گذاشته است.
    یک آرام‌بخش ملایم توانست به آن مرد کمک کند تا آرام شود و بعد از مدتی به خواب برود.
    ساندرا فکر می‌کرد عطری که زده بود رایحۀ ملایمی دارد، اما اطرافیانش از شدت بوی آن به نفس‌نفس افتاده بودند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mind به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mind به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Mind به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “ذهن” به مغز انسان یا توانایی فکر کردن اشاره دارد.
    در این جمله‌ها، “ذهن” به عنوان یک اسم به کار رفته است:

    آلبرت انیشتین از ذهن بسیار قدرتمندی برخوردار بود.
    اگر تمام تمرکزتان را به کاری اختصاص دهید، می‌توانید به موفقیت‌های بزرگی دست پیدا کنید.
    تانیا نمی‌تواند تصمیم قطعی بگیرد. (او در انتخاب کردن مشکل دارد.)
    کدام را بخرم؟ پیراهن آبی یا سبز؟ من نمی‌توانم انتخاب کنم.
    کورت مصمم است که در نیویورک مشغول به کار شود.
    هدر دادن ظرفیت ذهن، بسیار نادرست است. به همین دلیل است که باید برای کسب تحصیلات خوب تلاش کنید.

     
    وقتی “ذهن” به صورت فعل استفاده می‌شود، معنایی نزدیک به “اهمیت دادن” یا “مهم بودن” دارد.

    آیا برایتان مشکلی ندارد که از خودکارتان استفاده کنم؟
    برای بتی کار کردن تا دیروقت مشکلی ندارد.
    باید فقط به کار خودت برسی. (mind = توجه کردن)
    چه کسی مسئول نگهداری از فروشگاه است؟ (mind = مراقبت کردن)
    مادر بابی از او خواست که مراقب رفتارش باشد. (mind one’s manners = مودبانه رفتار کردن)
    لطفاً این کار را نکنید! (کاری که انجام می‌دهید باعث اذیت من می‌شود. لطفاً متوقفش کنید.)

     
    با اضافه کردن پسوندهای “ful” یا “less” می‌توان از این کلمه، صفت ساخت:

    او به تأثیر تصمیماتش روی دیگران آگاه است. (mindful = بااحتیاط و هوشیار)
    آن مرد یک اقدام خشونت‌آمیز و بی‌فکر انجام داد. (mindless = بدون تفکر و احمقانه)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Military به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Military به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Military به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی از گروهی از افراد صحبت می‌کنیم که برای حمله به کشورهای دیگر یا دفاع از آن‌ها سازمان‌دهی شده‌اند، از واژه «نظامی» استفاده می‌کنیم.

    در ایالات متحده، مردان و زنان می‌توانند در ارتش خدمت کنند.
    ارتش به دفاع از کشور کمک می‌کند.
    نیروهای نظامی آمریکا در کشورهای مختلف دنیا مستقر هستند.
    کسانی که به ارتش می‌پیوندند، آموزش‌هایی دریافت می‌کنند که ممکن است بعدها برای یافتن شغل در بیرون از ارتش مفید باشد.
    گاهی اوقات، وقتی راه‌های دیپلماتیک به نتیجه نمی‌رسد، دستور پاسخ نظامی صادر می‌شود.
    باب وقتی در افغانستان خدمت می‌کرد، در درگیری‌های نظامی حضور داشت.
    جسیکا نیز هنگام خدمت در عراق، در یک عملیات نظامی شرکت کرد.

     

    واژه «نظامی» می‌تواند به صورت قید نیز به کار رود.

    ایالات متحده از نظر نظامی از هر کشور دیگری در جهان قدرتمندتر است.
    سایر کشورها از نظر نظامی بسیار ضعیف‌تر هستند.

     

    واژه «جنگجو» یا «ستیزه‌جو» را می‌توان هم به صورت اسم و هم به صورت صفت استفاده کرد. این کلمه برای اشاره به کسی به کار می‌رود که نسبت به یک موضوع موضعی سخت و خشن دارد یا خارج از چارچوب قانونی یک کشور عمل می‌کند.

    شبه‌نظامیان یک انبار پر از مهمات را تسخیر کردند.
    چند ماه پس از اعلام نتایج انتخابات، یک گروه تندرو تشکیل شد.
    موضع ستیزه‌جویانه تامی در مورد مسئله سقط جنین، کمی نگران‌کننده است.
    جو در زمینه انضباط دادن به دانش‌آموزانش بسیار سخت‌گیر و خشن عمل می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • آب به آلمانی: یادگیری واژه و تلفظ

    آب به آلمانی: یادگیری واژه و تلفظ

    درود به همه دوستانی که در حال یادگیری زبان هستید! امروز میخواهیم با یک کلمه ساده ولی پرکاربرد در هر زبانی آشنا شویم: «آب». در زبان آلمانی، این کلمه چه معنی دارد، چطور باید آن را تلفظ کرد و چطور میتوانیم در جمله‌های روزمره از آن استفاده کنیم؟ در ادامه، همه نکات مربوط به این کلمه را به زبانی راحت و صمیمی یاد می‌گیریم. برای یادگیری بهتر زبان، دسترسی به منابع آموزشی خوب اهمیت زیادی دارد. اگر در شهر ایلام به دنبال کلاس‌های باکیفیت برای تقویت زبان آلمانی خود هستید، پیشنهاد می‌کنیم سری به صفحه بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در ایلام ما بزنید.

    در این نوشته با این موضوعات آشنا می‌شوید:
    – آشنایی با کلمه «آب» در آلمانی: “Das Wasser”
    – نحوه تلفظ درست “Das Wasser”
    – کاربردهای روزانه “Das Wasser” در زبان آلمانی
    – جمله‌های ساده با “Das Wasser”
    – نحوه پرسیدن درباره آب خوردن
    – کلمه‌های مرتبط با «آب» در آلمانی
    – انواع مختلف آب
    – فعل‌ها و عبارت‌های مربوط به آب
    – گرامر و “Das Wasser”: حالت‌های مختلف (Nominativ, Akkusativ, Dativ)
    – Nominativ (فاعلی)
    – Akkusativ (مفعولی مستقیم)
    – Dativ (مفعولی غیرمستقیم)
    – Genitiv (مالکیتی)
    – نکات اضافی برای یادگیری بهتر
    – نتیجه‌گیری
    – پرسش‌های پرتکرار (FAQ)
    – آب در آلمانی چه معنی می‌دهد؟
    – چطور می‌توان از این کلمه در جمله‌ها استفاده کرد؟
    – آیا تلفظ آب در آلمانی دشوار است؟

    معرفی واژه “آب” در آلمانی: “Das Wasser”

    در زبان آلمانی، برای گفتن کلمه “آب” از عبارت Das Wasser استفاده می‌شود. همانطور که احتمالاً می‌دانید، هر اسمی در این زبان یک جنسیت دستوری دارد که با کمک کلمات تعریف مشخص می‌شود. این کلمات تعریف شامل der برای اسامی مذکر، die برای اسامی مؤنث و das برای اسامی خنثی هستند. کلمه “Wasser” یا همان آب، از نوع خنثی است و به همین دلیل همیشه با das به کار می‌رود. این موضوع در جمله‌سازی و دستور زبان اهمیت زیادی دارد، پس بهتر است همیشه به خاطر بسپارید که آب در آلمانی می‌شود: Das Wasser.

    تلفظ صحیح “Das Wasser”

    تلفظ کلمه “Das Wasser” در ابتدا ممکن است کمی سخت به نظر برسد، اما با کمی تکرار و تمرین به راحتی یاد می‌گیرید.

    **Das:** حرف “a” در این کلمه مانند “آ” در فارسی خوانده می‌شود. حرف “s” در اینجا صدای “س” می‌دهد. بنابراین تلفظ آن می‌شود: “داس”.

    **Wasser:** حرف “W” در زبان آلمانی شبیه به “و” در انگلیسی نیست، بلکه صدایی نزدیک به “ف” دارد. حرف “a” باز هم مانند “آ” تلفظ می‌شود. “ss” صدای “س” کشیده می‌دهد و بخش “er” در انتها هم معمولاً شبیه به “اَ” یا “اِر” کوتاه خوانده می‌شود. در نتیجه این قسمت می‌شود: “فاسِر”.

    در نهایت، کل کلمه **Das Wasser** به صورت “داس فاسِر” گفته می‌شود. بهتر است آن را چند بار بلند تکرار کنید تا به تلفظ آن عادت کنید. با تمرین، تلفظ این کلمه برای شما بسیار ساده خواهد شد.

    آب به آلمانی

    کاربردهای روزمره “Das Wasser” در آلمانی

    حالا که معنی کلمه و طرز گفتنش را یاد گرفتیم، بیایید ببینیم چطور می‌شود از “Das Wasser” در جمله‌های معمولی استفاده کرد. این قسمت برای کسانی که تازه شروع به یادگیری زبان کرده‌اند و می‌خواهند از همان اول به کارهای روزمره مسلط شوند، خیلی به درد بخور است.

    جملات پایه با “Das Wasser”

    جمله فارسی جمله آلمانی
    آب می‌نوشم. Ich trinke Wasser
    آیا آب دارید؟ Haben Sie Wasser
    آب سرد است. Das Wasser ist kalt
    آب گرم است. Das Wasser ist warm
    من به آب نیاز دارم. Ich brauche Wasser

    پرسیدن در مورد آب نوشیدنی

    یکی از رایج‌ترین موارد استفاده از کلمه «آب» در گفتگوهای روزانه، مربوط به آب خوردن است. آیا می‌دانید آب آشامیدنی در زبان آلمانی چه نامیده می‌شود؟

    Trinkwasser: این واژه به معنی «آب آشامیدنی» است.
    Mineralwasser: به معنی «آب معدنی».
    Leitungswasser: به معنی «آب لوله‌کشی» یا همان «آب شیر».

    نمونه‌ها:
    Kann ich etwas Trinkwasser haben? (می‌شود کمی آب آشامیدنی به من بدهید؟)
    Möchten Sie Mineralwasser oder Leitungswasser? (آب معدنی میل دارید یا آب لوله‌کشی؟)
    Das Trinkwasser in Deutschland ist sehr gut. (آب آشامیدنی در آلمان بسیار خوب است.)

    کلمات مرتبط با “آب” در آلمانی

    زبان آلمانی ویژگی جالبی دارد و آن این است که می‌توان کلمات مختلف را به هم وصل کرد و واژه‌های تازه‌ای ساخت. کلمه‌ای که برای آب به کار می‌رود، “Wasser” نام دارد و خودش هم پایه‌ی بسیاری از ترکیب‌های دیگر است. در ادامه چند نمونه از کلمه‌های وابسته به آب را با هم مرور می‌کنیم تا بتوانیم گنجینه‌ی واژه‌های خود را بزرگ‌تر کنیم.

    انواع آب‌ها

    آب باران: به آبی که از باران به دست می‌آید، آب باران می‌گویند.
    آب باران برای رشد گیاهان بسیار مفید است.

    آب دریا: به آبی که در دریاها وجود دارد، آب دریا گفته می‌شود.
    آب دریا معمولاً شور است.

    برای آشنایی با مراکز برتر آموزش زبان آلمانی در زنجان و شروع یک دوره آموزشی مناسب، می‌توانید به صفحه بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در زنجان مراجعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله سبزی شوید به آلمانی: معنی و کاربرد آن را مطالعه کنید.

    آب رودخانه: آبی که در رودخانه جریان دارد، آب رودخانه نامیده می‌شود.
    آب رودخانه معمولاً با سرعت زیادی حرکت می‌کند.

    آب دریاچه: به آبی که در دریاچه جمع می‌شود، آب دریاچه می‌گویند.
    آب دریاچه معمولاً آرام و بی‌حرکت است.

    آب چاه: آبی که از چاه استخراج می‌شود، آب چاه نام دارد.
    ما معمولاً آب چاه را از باغ یا زمین‌های اطراف به دست می‌آوریم.

    آب شیرین: به آبی که شوری ندارد، آب شیرین گفته می‌شود.
    بسیاری از ماهی‌ها در آب شیرین زندگی می‌کنند.

    آب شور: آبی که مقدار نمک آن زیاد است، آب شور نامیده می‌شود.
    نوشیدن آب شور برای انسان مناسب نیست.

    آب داغ: به آبی که دمای آن بالا است، آب داغ می‌گویند.
    برای درست کردن چای معمولاً به آب داغ نیاز داریم.

    آب یخ: آبی که بسیار سرد است و معمولاً همراه یخ استفاده می‌شود، آب یخ نام دارد.
    مثلاً در رستوران ممکن است از پیشخدمت درخواست آب یخ کنیم.

    فاضلاب: به آبی که پس از استفاده آلوده شده است، فاضلاب گفته می‌شود.
    فاضلاب‌ها معمولاً قبل از رهاسازی در طبیعت، تصفیه می‌شوند.

    آب حمام: آبی که برای استحمام استفاده می‌شود، آب حمام نامیده می‌شود.
    دمای آب حمام باید به اندازه‌ای باشد که برای بدن مناسب و مطبوع باشد.

    آب استخر: به آبی که در استخرهای شنا استفاده می‌شود، آب استخر می‌گویند.
    آب استخر معمولاً به طور مرتب تمیز و ضدعفونی می‌شود.

    سیلاب: وقتی آب به مقدار زیاد و غیرعادی جمع می‌شود، به آن سیلاب گفته می‌شود.
    معمولاً پس از بارندگی‌های شدید، احتمال وقوع سیلاب وجود دارد.

    افعال و اصطلاحات مرتبط با آب

    اصطلاح فارسی اصطلاح آلمانی معنی / توضیح
    آب نوشیدن Wasser trinken نوشیدن آب
    آب دادن به گیاهان Blumen gießen / Wasser geben سیراب کردن گیاهان
    آب جوشاندن Wasser kochen جوشاندن آب برای چای یا غذا
    آب گرفتن (از شیر) Wasser abfüllen پر کردن ظرف با آب از شیر
    داخل آب پریدن ins Wasser springen پریدن در آب (شنا یا بازی)
    زیر آب رفتن unter Wasser gehen زیر آب رفتن / غوطه‌ور شدن
    از آب درآمدن aus dem Wasser kommen از آب بیرون آمدن؛ نجات یافتن از وضعیت سخت

    گرامر و “Das Wasser”: حالت‌های مختلف (Nominativ, Akkusativ, Dativ)

    در زبان آلمانی، اسمها بسته به کاری که در جمله انجام می‌دهند، شکل متفاوتی به خود می‌گیرند. “Das Wasser” هم مانند بقیه اسمها از این قانون پیروی می‌کند. اگر تازه شروع به یادگیری زبان آلمانی کرده‌اید، فهمیدن این تغییرات برای شما بسیار مهم خواهد بود. برای آشنایی با مراکز معتبر آموزش زبان آلمانی در رشت، می‌توانید به صفحه بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در رشت مراجعه کنید.

    Nominativ (فاعلی)

    وقتی کلمه “Das Wasser” در ابتدای جمله به کار رود، شکل آن تغییر نمی‌کند.
    Das Wasser ist klar. (آب زلال است.)

    Akkusativ (مفعولی مستقیم)

    وقتی کلمه “آب” در جایگاه مفعول مستقیم جمله قرار می‌گیرد (یعنی در پاسخ به سؤال “چه چیزی را؟”)، شکل آن تغییر نمی‌کند. دلیل این موضوع این است که حرف تعریف “das” در حالت مفعولی هم بدون تغییر باقی می‌ماند.

    مثال‌ها:
    – Ich trinke das Wasser. (من آب را می‌نوشم.)
    – Er mag das Wasser. (او آب را دوست دارد.)

    Dativ (مفعولی غیرمستقیم)

    وقتی کلمه “آب” (Das Wasser) در نقش مفعول غیرمستقیم به کار رود (یعنی به معنای “به چه کسی” یا “برای چه چیزی” باشد)، حرف تعریف آن از “das” به “dem” تغییر پیدا می‌کند.

    Ich gebe dem Wasser Pflanzenfutter.
    (من به آب، غذای گیاه می‌دهم – این جمله کمی غیرمعمول است، ولی برای یادگیری قاعده قابل استفاده است.)

    Wir helfen dem Wasser, sauber zu bleiben.
    (ما به آب کمک می‌کنیم تا تمیز بماند.)

    Genitiv (مالکیتی)

    حالت مالکیتی برای نشان دادن مالکیت و ارتباط بین دو چیز به کار می‌رود. در این حالت، حرف تعریف “das” به “des” تغییر می‌کود و خود کلمه “Wasser” معمولاً به “Wassers” تبدیل می‌شود.
    Die Farbe des Wassers ist blau. (رنگ آب آبی است.)

    آب به آلمانی

    نکات تکمیلی برای یادگیری بهتر

    برای اینکه کلمه‌ها و دستورهای مربوط به آب در زبان آلمانی را راحت‌تر و سریع‌تر یاد بگیرید، چند راهکار ساده به شما پیشنهاد می‌کنم:

    **از فلش‌کارت استفاده کنید:** روی یک طرف کارت کلمه “Das Wasser” را بنویسید و پشت آن، یک تصویر از آب یا جمله “Ich trinke Wasser” قرار دهید.

    **بلند تمرین کنید:** تلفظ “داس فاسِر” را چندین بار با صدای بلند بگویید تا دهان و گوش شما به این صدا عادت کند.

    **جمله‌سازی کنید:** هر روز سعی کنید با واژه “Wasser” و کلمه‌های وابسته به آن، جمله‌های تازه درست کنید.

    **فیلم و موسیقی آلمانی تماشا کنید:** وقتی فیلم نگاه می‌کنید یا آهنگ آلمانی گوش می‌دهید، به کلمه “Wasser” دقت کنید و ببینید چطور و در چه موقعیت‌هایی به کار می‌رود.

    **از نرم‌افزارهای یادگیری کمک بگیرید:** برنامه‌هایی مثل Duolingo یا Memrise برای افزایش دایره واژگان شما مناسب هستند و معمولاً تمرین‌های مفیدی برای کلمه‌ها ارائه می‌دهند.

    نتیجه‌گیری

    امیدوارم این نوشته برای شما که تازه شروع به یادگیری زبان آلمانی کرده‌اید، سودمند بوده باشد و حالا با کلمه «Das Wasser» و روش‌های استفاده از آن در این زبان به خوبی آشنا شده باشید. فراگیری زبان جدید، مانند بالا رفتن از پلکانی است که هر واژه تازه، یک گام به سوی تسلط بیشتر بر آن زبان به شمار می‌رود. «Das Wasser» یکی از این گام‌های مهم و پایه‌ای است که شناخت درست آن بسیار ضروری است. به خاطر سپردن حرف تعریف «das» و تلفظ درست آن به صورت «فاسِر»، نخستین قدم‌های شما در این مسیر هستند. همیشه به یاد داشته باشید که زبان، وسیله‌ای برای برقراری ارتباط است، بنابراین از به کار بردن آن برای حرف زدن و تمرین کردن هیچ هراسی نداشته باشید!

    سوالات متداول (FAQ)

    آب به آلمانی چه معنایی دارد؟

    “آب” در زبان آلمانی می‌شود “Das Wasser”. کلمه “Wasser” از گروه اسم‌های خنثی است و با “das” به کار می‌رود.

    چگونه می‌توان واژه آب را در جملات استفاده کرد؟

    می‌توانید کلمه “Das Wasser” را در جمله‌های گوناگونی به کار ببرید. برای نمونه:
    Ich trinke Wasser. (من آب می‌نوشم.)
    Das Wasser ist kalt. (آب سرد است.)
    Brauchen Sie Wasser? (آیا به آب نیاز دارید؟)

    این واژه وقتی با کلمات دیگر ترکیب شود، معناهای جدیدی می‌سازد؛ مانند Trinkwasser (آب آشامیدنی) یا Regenwasser (آب باران).

    آیا تلفظ آب در آلمانی سخت است؟

    تلفظ کلمه آلمانی “Das Wasser” شاید در نگاه اول کمی سخت به نظر برسد، اما با کمی تمرین به راحتی یاد می‌گیرید. بخش اول آن، یعنی “Das”، تقریباً شبیه “داس” در فارسی گفته می‌شود. بخش دوم، “Wasser”، هم چیزی نزدیک به “واسِر” تلفظ می‌شود. فقط دقت کنید که حرف “W” در اول کلمه، صدایی شبیه “و” در فارسی دارد. با تمرین و گوش دادن به تلفظ صحیح، خیلی زود می‌توانید آن را به درستی بیان کنید. اگر می‌خواهید بیشتر بدانید، می‌توانید به یک فرهنگ لغت آلمانی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Million به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Million به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Million به فارسی با مثالهای کاربردی

    عدد یک میلیون (1,000,000) که به صورت “یک و شش صفر” نوشته می‌شود، یک عدد بسیار بزرگ به نظر می‌رسد. این عدد چه در بحث پول، جمعیت، اشیا یا هر چیز دیگری، همواره مفهوم عظیمی را منتقل می‌کند. در ادامه به چند نمونه از کاربردهای رایج این کلمه توجه کنید:

    راجنیش سال گذشته بیش از یک میلیون دلار درآمد کسب کرد.
    بعضی از دوستانش در صنعت فناوری، میلیون‌ها دلار پول به دست آورده‌اند.
    پدرو در طول پنج سال کار در آمریکا، حدود یک‌چهارم میلیون دلار درآمد داشت. (یک‌چهارم میلیون برابر است با 250,000 دلار.)
    ساندرا در یک خانه‌ی میلیون‌دلاری زندگی می‌کند. (دقت کنید که برای ساختن صفت از خط فاصله استفاده شده است.)
    میلیون‌ها نفر هستند که برای پرداخت هزینه‌های درمانی خود به کمک نیاز دارند.
    میلیون‌ها دلیل وجود دارد که چرا باید سعی کنید انگلیسی خود را تقویت کنید.
    سال گذشته بیش از 40 میلیون نفر از مال آمریکا بازدید کردند.
    اگر یک میلیون را در هزار ضرب کنیم، حاصل یک میلیارد خواهد بود.

     
    به کسی که دارایی خالص او (پس از کسر بدهی‌ها) به یک میلیون دلار برسد، “میلیونر” گفته می‌شود.

    امروزه میلیونر شدن برای افراد، اتفاق غیرمعمولی نیست.
    دونالد ترامپ یک میلیونر است. (اما هیچ‌کس به طور قطع نمی‌داند، چون او نتوانسته این موضوع را ثابت کند.)
    بعضی از میلیونرها، کمک‌های مالی زیادی به مؤسسات خیریه می‌کنند؛ در حالی که برخی دیگر اصلاً و هرگز هیچ کمک مالی انجام نمی‌دهند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mingle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mingle به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Mingle به فارسی با مثالهای کاربردی

    اجتماعی شدن و معاشرت کردن را «مینگل» می‌گویند. افراد در مهمانی‌ها، محیط کار و دورهمی‌های مختلف با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. همچنین می‌توان چیزهای مختلف را با هم ترکیب یا درهم آمیخت.

    میزبان یک مهمانی باید با مهمانان خود معاشرت کند.
    آیا از گفت‌وگو و ارتباط با افراد در یک مهمانی لذت می‌برید؟
    اگر قصد دارید شغلی را شروع کنید که هر روز با آدم‌های جدیدی سر و کار دارید، توانایی ارتباط برقرار کردن با کسانی که نمی‌شناسید، یک مهارت بسیار ارزشمند به شمار می‌رود.
    سیاستمداران در مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی با حامیان خود گفت‌وگو می‌کنند.
    دوست من مایندی در برقراری ارتباط بسیار مهارت دارد. او در مهمانی‌ها معمولاً دو تا سه دقیقه با یک یا چند نفر صحبت می‌کند و سپس به سراغ فرد دیگری می‌رود.

     
    کلمه «کامینگل» معمولاً برای اشاره به ترکیب کردن چیزها به کار می‌رود و معنایی بسیار نزدیک به «آمیختن» دارد.

    قرار دادن قوطی‌های کنسرو و ظروف پلاستیکی بازیافتی در یک سطل، مشکلی ندارد.
    کمدین‌های حرفه‌ای می‌دانند چطور شوخی و غم را در کنار هم قرار دهند.
    طرح‌های راه‌راه و چهارخانه معمولاً با هم جور درنمی‌آیند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Minor به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Minor به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Minor به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “minor” به معنی کوچک و کم‌اهمیت است.

    لاستیک پنچر یک مشکل کوچک به حساب می‌آید.
    وقتی یک ماشین به ماشین دیگری برخورد کرد، آسیب کمی دید.
    نقش سوزان در آن سازمان، نقش مهم و بزرگی نیست.
    اسکار بسیار خوشحال است که در فیلم آینده، نقش کوچکی به او داده‌اند.
    شخصیت‌های کم‌اهمیت در فیلم‌ها معمولاً در خاطر مردم نمی‌مانند.
    حتی مقدار بسیار کمی گرد و غبار هم می‌تواند باعث از کار افتادن دستگاه شود.
    آن مرد به خاطر ارتکاب یک جرم کوچک، به زندان افتاد.
    مشکلات من در مقایسه با مشکلات او، بسیار ناچیز است.

     
    این کلمه برای اشاره به افراد زیر ۱۸ سال هم به کار می‌رود.

    افراد زیر سن قانونی مجاز نیستند محصولاتی مثل سیگار یا نوشیدنی الکلی بخرند.
    آن پسر به دلیل اینکه در زمان ارتکاب جرم زیر سن قانونی بود، به زندان بزرگسالان فرستاده نشد.
    در بیشتر ایالت‌ها، مجازات آزار دادن یک فرد زیر سن قانونی، بسیار سنگین است.

     
    اغلب چیزهای اصلی و بزرگ، به چیزهای فرعی و کوچک مربوط می‌شوند یا با آن‌ها مقایسه می‌گردند.

    سارا رشته اصلی‌اش اقتصاد است و زبان فرانسه را به عنوان رشته فرعی خوانده است.
    نت «دو ماژور» وقتی همراه با «لا مینور» نواخته شود، صدای زیبایی دارد.
    تونی از لیگ‌های پایین‌تر و کوچک آمد تا برای یک تیم بزرگ و اصلی بیسبال بازی کند.
    آن گروه از یک تهدید کوچک، به یک تهدید بزرگ و جدی تبدیل شد.

     
    کلمه “minority” به معنی «اقلیت» است. اقلیت به گروه کوچکی از مردم گفته می‌شود.

    تنها عده کمی از رأی‌دهندگان، از نامزدی که شکست خورد حمایت کردند.
    گروه‌های اقلیت در ایالات متحده تحت حمایت سیستم قضایی هستند.
    رهبر اقلیت در سنای ایالات متحده، هری رید است.
    بعضی از همکاران در شرکت فکر می‌کردند ونسا فقط به این خاطر آن شغل را به دست آورده که متعلق به یک اقلیت است. (گاهی از کلمه «اقلیت» برای توصیف کسی استفاده می‌شود که سفیدپوست نیست. در چنین مواردی، این کلمه ممکن است بار معنایی خاصی داشته باشد.)
    شرکت اعلام کرده که قصد دارد افراد بیشتری از جامعه اقلیت را استخدام کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Miracle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Miracle به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Miracle به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “معجزه” به رویدادی گفته می‌شود که بسیار شگفت‌انگیز و باورنکردنی است. این اتفاق آنقدر خوب و غیرمنتظره است که به سختی می‌توان باور کرد. بسیاری از مردم فکر می‌کنند برخی از معجزات، کار مستقیم خداوند هستند. این کلمه معمولاً زمانی به کار می‌رود که یک شرایط بد، به طور ناگهانی به یک وضعیت خوب تبدیل شود.

    این یک معجزه است که همه سرنشینان هواپیما از سقوط جان سالم به در برده اند.
    نوزادی که از زلزله جان سالم به در برده است، نوزاد معجزه گر نامیده می شود.
    همه پیروزی در مسابقه فوتبال را معجزه می نامند.
    خانواده ای که در آستانه از دست دادن خانه خود هستند، دعا می کنند تا معجزه ای رخ دهد.
    معجزه خواهد بود اگر همه ما بتوانیم با هم متحد شویم تا سیاره را از گرم شدن بیشتر از آنچه که هست نجات دهیم.
    برخی از پزشکان زمانی به عنوان miracle workers “معجزه گر” شناخته می‌شوند که بتوانند به طور چشمگیری سلامت یک فرد را بهبود بخشند.
    هیچ درمان معجزه آسایی برای سرطان وجود ندارد. هنوز نه.
    برایان نابینا بود. حالا او می تواند ببیند. این یک معجزه است.

     
    واژه “معجزه‌آسا” نیز یک صفت است که برای توصیف چنین رویدادهایی به کار می‌رود:

    تونی پس از آسیب دیدگی شدید سر در حین یک تصادف اسکی، به طور معجزه آسایی بهبود یافت.
    این شگفت‌انگیز است که تقریباً همه دانش آموزان نمرات بالایی در آزمون های خود دریافت کردند.

    به طور معجزه آسایی، ما زمستان دیگری را بدون طوفان برفی بزرگ پشت سر گذاشتیم. (کلمه miraculously “معجزه آسا” یک قید است.)
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Miss به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Miss به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Miss به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “miss” وقتی به عنوان یک فعل به کار می‌رود، چندین معنی مختلف دارد.
    در اولین دسته از مثال‌ها، “miss” به معنای احساس دلتنگی برای کسی یا چیزی است که دیگر نزد شما نیست یا در جای دوری قرار دارد. در این مواقع معمولاً از شکل استمراری (ing) فعل استفاده نمی‌کنیم.

    آنکیتا دلتنگ دوست‌پسرش است که به اروپا رفته.
    ادگار الآن که در آمریکا زندگی می‌کند، دلتنگ خانواده‌اش شده.
    یولاندا و خوان وقتی از هم جدا بودند، دلتنگ دیدار یکدیگر بودند، اما حالا دوباره در کنار هم هستند.
    حالا که ازدواج کردی، بیشترین چیزی که دلت برایش تنگ می‌شود از دوران مجردی چیست؟
    دلم برای روزهای بی‌فکر و خیال جوانی تنگ شده.

    یک کاربرد دیگر “miss” وقتی است که چیزی را گم کرده‌اید یا پیدا نمی‌کنید. در این حالت ممکن است از شکل استمراری هم استفاده شود:

    چند تکه از این پازل گم شده است.
    فروشگاه حدود چند هزار دلار کم دارد.
    او یک دندان جلویی ندارد.
    تو یک تکلیف را انجام ندادی. کجاست؟
    پلیس در جستجوی کودکی گمشده است. (در این جمله “missing” به صورت صفت به کار رفته.)

    اگر سعی کنید به چیزی ضربه بزنید یا چیزی را پرتاب کنید، اما به هدف نخورد، می‌گوییم آن را “miss” کردید.

    بابی به توپ ضربه زد، اما نخورد.
    شیلا سعی کرد کلم را به سمت سطل زباله پرتاب کند، اما هدف‌گیری‌اش بد بود و خطا خورد. کلم روی زمین افتاد.
    آن بازیکن بسکتبال خیلی ضعیفی است. همیشه توپ را به سبد نمی‌اندازد.
    بازیکن مهاجم گل را از دست داد.

    اگر یک قرار، جلسه یا رویداد برنامه‌ریزی شده را از دست بدهید و در آن حاضر نشوید، باز هم از “miss” استفاده می‌کنیم:

    لاریسا پروازش به نیویورک را از دست داد. حالا باید با یک پرواز دیگر برود.
    چارلز اخیراً در بسیاری از جلسات شرکت نکرده است.
    تو وقت ملاقاتت را از دست دادی. باید یک زمان جدید تنظیم کنی.
    سعی کن دیگر هیچ درسی را از دست ندهی.
    متأسفم که نتوانستم در مهمانی باشم. خوب بود؟

    یک کاربرد دیگر کلمه “Miss” که کاملاً با فعل متفاوت است، وقتی است که به عنوان عنوان برای یک خانم مجرد به کار می‌رود.

    مجرد متاهل ?
    miss

    خانم

    mrs

    خانم

    ms

    زنی با وضعیت تاهل نامعلوم

    معلم کلاس ما، خانم ریکن‌بکر است. (او مجرد است و ازدواج نکرده.)
    مدیر مدرسه، خانم فندر نام دارد. (او متأهل است.)
    وکیل ما، خانم گیبسون است. (ما از وضعیت تأهل او اطلاعی نداریم. معمولاً زنان شاغل، ترجیح می‌دهند از عنوان «خانم» استفاده کنند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mist به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mist به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Mist به فارسی با مثالهای کاربردی

    مه از قطرات بسیار کوچک آب تشکیل شده است. معمولاً صبح‌ها می‌توانید آن را اطراف کوه‌ها، روی دریاچه‌ها و در جنگل‌ها، وقتی هوا برای تشکیل مه مناسب باشد، به صورت یک غبار ملایم ببینید. گاهی هم از کلمه «مه» برای توصیف حالتی استفاده می‌شود که احساس می‌کنید باران می‌آید، اما هیچ قطره بارانی قابل دیدن نیست.

    امروز صبح یک مه ملایم می‌بارد.
    امروز وقتی از خواب بیدار شدیم، دیدیم که همه چیز با مه نمناک شده است.
    آیا می‌توانی از داخل مه چیزی را ببینی؟
    مه غلیظ دیشب باعث کم شدن دید در جاده‌ها شد.
    کوه‌ها به سخت در میان مه دیده می‌شوند.
    سوپرمارکت‌ها برای تازه نگه داشتن سبزیجات، از دستگاه‌هایی استفاده می‌کنند که یک غبار آب تولید می‌کنند.
    وقتی به مادری که چند سال پیش از دنیا رفته بود فکر کرد، چشمانش کمی نمناک شد. (مه‌آلود = اشک‌های ملایم)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.