دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Knee به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Knee به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Knee به فارسی با مثالهای کاربردی

    زانو، مفصلی در وسط پا است که قسمت ران را به ساق پا وصل می‌کند. این مفصل به شما اجازه می‌دهد پاهای خود را خم و راست کنید. روی زانو یک استخوان به نام کشکک وجود دارد که از مفصل زانو محافظت می‌کند.

    **زانو زدن**
    وقتی فردی روی زمین می‌نشیند و وزن خود را روی زانوها می‌اندازد، می‌گوییم زانو زده است.
    پزشکان در معاینات معمول، زانوها را نیز بررسی می‌کنند.
    برای محافظت از زانوها در برابر ضربه یا آسیب، از محافظ زانو (زانوبند) استفاده می‌شود.
    مثلاً ممکن است کسی هنگام ورزش زانوبند بپوشد.
    در برخی فرهنگ‌ها، وقتی مردی خواستگاری می‌کند، روی یک زانو می‌نشیند تا درخواست خود را مطرح کند.
    مثلاً کسی ممکن است برای برداشتن آب از رودخانه، زانو بزند.
    بعضی افراد نیز هنگام نماز یا دعا، به نشانۀ احترام و فروتنی، زانو می‌زنند.
    اگر کسی را “ضعیف‌الزانو” بنامیم، یعنی او ترسو است، اعتماد به نفس کافی ندارد یا در شرایط سخت به راحتی می‌ترسد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Kneel به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kneel به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Kneel به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی روی زانویش روی زمین می‌نشیند، می‌گوییم زانو زده است.

    این مرد در حالت زانو زده قرار دارد.
    او خم شده و زانو زده تا کمی آب بردارد.
    این زنان کنار یک آسیاب نشسته‌اند و در حال آرد کردن غلات برای پخت نان هستند.
    خیلی از افراد در زمان نماز و دعا، زانو می‌زنند.
    گاهی افراد در حضور پادشاه یا ملکه نیز به نشانۀ احترام زانو می‌زنند.
    اگر کاری دارید که مجبورید تمام روز روی زانو باشید، بهتر است از محافظ زانو استفاده کنید تا آسیبی به زانوهایتان نرسد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Knife به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Knife به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Knife به فارسی با مثالهای کاربردی

    چاقو یک وسیله کاربردی است که از آن برای بریدن مواد مختلف، خوردن غذا و یا محافظت از خود در مواقع ضروری استفاده می‌شود. این واژه در دستور زبان، معمولاً در جایگاه یک اسم به کار می‌رود.

    مفرد جمع
    knife

    چاقو

    knives

    چاقوها

    چاقوهای مختلفی با کاربردهای گوناگون وجود دارند:

    **چاقوی کره‌ای:** برای مالیدن کره و بریدن چیزهای نرم به کار می‌رود.

    **چاقوی دندانه‌دار:** این چاقو لبه‌ای دندانه‌دار دارد و برای بریدن مواد سفت، مثل یک قرص نان، مناسب است.

    **چاقوی استیک:** از این چاقو برای بریدن تکه‌های گوشت سفت استفاده می‌شود.

    **چاقوی قصابی:** برای خرد کردن و قطعه‌قطعه کردن تکه‌های بزرگ گوشت طراحی شده است.

    **جاچاقویی:** خیلی از افراد چاقوهای خود را در یک قاب مخصوص به نام جاچاقویی نگهداری می‌کنند.

    **چاقوی جیبی:** این نوع چاقو تا می‌شود و به راحتی در جیب جا می‌گیرد. (به آن “جک‌چاقو” هم می‌گویند.)

    **چاقوی سوئیسی:** من همیشه یک چاقوی سوئیسی همراه دارم چون ابزارهای کاربردی زیادی روی آن نصب شده است.

    **خنجر:** خنجر نوعی چاقو است که معمولاً برای مبارزه استفاده می‌شود. البته برخی از آن‌ها جنبه تزئینی دارند و برای نمایش نگهداری می‌شوند.

    **کاردک بتونه‌کشی:** این وسیله برای کارهای تعمیراتی خانه بسیار مفید است. از آن برای بتونه‌کشی دیوار یا تراشیدن سطوح مختلف استفاده می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Knob به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Knob به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Knob به فارسی با مثالهای کاربردی

    دستگیره وسیله‌ای است که برای باز کردن در یا کابینت از آن استفاده می‌کنید. معمولاً شکل آن گرد است:

    دستگیره این در، خیلی قدیمی است.
    این یک دستگیره در قدیمی است.
    برای باز کردن در، دستگیره را بچرخانید و سپس بکشید.
    دستگیره این کابینت کنده شده است.
    من باید دستگیره را تعمیر کنم.

     
    علاوه بر این، در دستگاه‌های الکترونیکی هم از دستگیره (knob) برای تنظیم صدا و سایر تنظیمات استفاده می‌شود:

    برای پیدا کردن موج رادیویی، باید دستگیره تنظیم را بچرخانید.
    برای کم و زیاد کردن صدا، دستگیره حجم صدا را می‌چرخانید. در بعضی رادیوها، چرخاندن همین دستگیره، رادیو را خاموش می‌کند.
    این تقویت کننده چندین دستگیره مختلف دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Knock به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Knock به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Knock به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “knock” به معنای “در زدن” است و معمولاً به عنوان یک فعل استفاده می‌شود. این کلمه برای توصیف صدایی به کار می‌رود که وقتی با دست به در یا پنجره می‌کوبید تا توجه کسی را جلب کنید، ایجاد می‌شود.

    مثال‌ها:
    – یک نفر دارد در می‌زند.
    – من در زدم، اما پاسخی نبود.
    – یک افسر پلیس به شیشه ماشین زد تا ببیند آیا فرد داخل ماشین حالش خوب است یا نه.
    – باید کمی محکم‌تر در بزنید (یا می‌توانید بگویید “بلندتر” که از نظر دستور زبان صحیح است).

    همچنین می‌توانید از این کلمه به عنوان اسم نیز استفاده کنید:
    – صدای در زدن شنیده شد.
    – صدای در به اندازه‌ای بلند نبود که افراد داخل بتوانند آن را بشنوند.

    اگر حرف اضافه “over” را به “knock” اضافه کنید، به عبارت “knock over” می‌رسید. این عبارت زمانی استفاده می‌شود که کسی چیزی یا شخصی را به صورت عمدی یا تصادفی هل دهد و آن را بیندازد.

    مثال‌ها:
    – دبرا چند لیوان در فروشگاه انداخت و آن‌ها شکستند.
    – اگر آن بچه‌ها مراقب نباشند، چیزی را خواهند انداخت.
    – بازیکنان فوتبال آمریکایی وقتی بازی می‌کنند، سعی می‌کنند همدیگر را به زمین بیندازند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Knot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Knot به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Knot به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک طناب یا ریسمان پیچ می‌خورد و دور خود می‌پیچد، گاهی به شکل یک “گره” درمی‌آید.
    بعضی از گره‌ها کارآمد و لازم هستند:

    – ملوانان هنگام بستن طناب‌ها در کشتی‌ها یا قایق‌های بادبانی از گره استفاده می‌کنند.
    – افرادی که چادر می‌زنند، برای محکم کردن چادر و برزنت از گره کمک می‌گیرند.
    – یک گره خوب و محکم باعث می‌شود بند کفش‌هایتان باز نشود.

    اما بعضی گره‌ها ناخواسته ایجاد می‌شوند و دردسرساز هستند:

    – چراغ‌های تزئینی کریسمس باب، داخل جعبه به هم گره خورده‌اند و باز کردن آن‌ها زمان زیادی می‌برد.
    – موهای سیندی که شانه نشده، پر از گره شده است.
    – من نمی‌توانم این گره را باز کنم و مجبورم نخ را قیچی کنم.

    علاوه بر این، کلمه “گره” در موقعیت‌های دیگری هم به کار می‌رود:

    – ترافیک امروز بعدازظهر به دلیل ساخت یک تقاطع جدید در بزرگراه ۹۴، کاملاً درهم‌پیچیده است.
    – رالف می‌گوید احساس می‌کند معده‌اش یکدست گره خورده، چون امروز یک امتحان مهم دارد.
    – خوزه و گلندا تصمیم گرفته‌اند با هم ازدواج کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Know به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Know به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Know به فارسی با مثالهای کاربردی

    داشتن ایده، فهمیدن یا اطلاع از چیزی را “دانستن” می‌گویند. این کلمه یکی از پرکاربردترین فعل‌ها در زبان انگلیسی است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    know

    دانستن

    knew

    می دانست

    known

    شناخته شده است

    این جمله‌ها و پرسش‌ها در زمان حال نوشته شده‌اند:

    چند نفر از همکلاسی‌هایت را می‌شناسی؟
    آیا می‌دانی پایتخت بلژیک کجاست؟
    تونی می‌تواند اسپانیایی صحبت کند.
    ورا پاسخ این سوال را نمی‌داند.
    رهبران شهر می‌دانند چه تصمیمی دارند.
    جزئیات زیادی دربارهٔ چگونگی شروع آتش‌سوزی معلوم نیست. (این جمله به شکل مجهول در زمان حال است.)

    این جمله‌ها به زمان گذشته مربوط می‌شوند:

    وقتی چن در شانگهای زندگی می‌کرد، همهٔ ساکنان محله‌شان را می‌شناخت.
    آیا می‌دانستید که امروز آزمون داریم؟
    هیچ‌کس نمی‌دانست برای کمک به آن مردی که سکته قلبی کرده چه کار باید بکند.
    ما نمی‌دانستیم که شمسو چنین خانوادهٔ بزرگی دارد. (حالا می‌دانیم.)
    می‌دانستم که این اتفاق خواهد افتاد. دقیقاً همین‌طور شد.

    این نمونه‌ها در زمان‌های کامل به کار رفته‌اند:

    پدرو و جورج از شش‌سالگی با هم آشنا بوده‌اند. (زمان حال کامل)
    چه مدتی است که از رابطهٔ آن‌ دو باخبری؟ (زمان حال کامل)
    رینا تا همین چند وقت پیش هرگز مادر واقعی خود را نمی‌شناخت. (زمان گذشته کامل)

    واژهٔ «دانستن» با مصدر و به شکل اسم مفعول نیز استفاده می‌شود:

    باید جزئیات بیشتری از آنچه اتفاق افتاده بدانیم.
    می‌خواهم بدانم چطور می‌توانم این را درست کنم.
    آیا دوست داری جواب را بدانی؟
    توانایی صحبت کردن به یک زبان دیگر، یک مهارت مفید است.
    آگاهی از مشکل، قدم مهمی برای حل آن است.
    این آگاهی که به پایان زندگی نزدیک شده‌ای، برای بعضی افراد تجربه‌ای سخت و برای برخی دیگر، آرامش‌بخش است.

    عبارت‌های مختلف با واژهٔ «دانستن»:

    عجب! این را چه کسی باور می‌کند؟ (معنایش بستگی به موقعیت دارد. گاهی نشانهٔ تعجب است و گاهی نشان می‌دهد چیز عجیبی نیست. باید به حالت بیان گوینده توجه کرد.)
    او خودش را عقل کل می‌داند. (یعنی فکر می‌کند از همه بیشتر می‌داند و این ویژگی‌اش برای دیگران آزاردهنده است.)
    ما هیچ‌وقت در جریان نبودیم. (یعنی کسی ما را در جریان کارها قرار نمی‌داد و موضوع محرمانه بود.)
    از اینکه با شما آشنا شدم خوشحالم. (یعنی دیگر همدیگر را نخواهیم دید. خداحافظ.)

    نکته: فعل «دانستن» معمولاً به صورت استمراری به کار نمی‌رود. مثلاً گفتن «من در حال دانستن افراد زیادی هستم» صحیح نیست و بهتر است بگوییم: «من افراد زیادی را می‌شناسم.» البته شکل «دانستن» به عنوان اسم مفعول در جمله کاربرد دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Knowledge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Knowledge به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Knowledge به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دانش” برای اشاره به چیزهایی که یاد می‌گیرید یا می‌دانید به کار می‌رود. این کلمه به ویژه وقتی درباره درس و مدرسه صحبت می‌کنیم، کاربرد زیادی دارد:

    یک دانش‌آموز برای کسب دانش به مدرسه می‌رود.
    یک دانش‌آموز در مدرسه دانش به دست می‌آورد.
    یک دانش‌آموز بعد از رفتن به مدرسه، مقدار مشخصی دانش دارد.

    کلمه “دانش” یک اسم است و به مجموعه اطلاعات، ایده‌ها و تجربه‌هایی اشاره دارد که برای پیشرفت فردی لازم هستند:

    کیتی آنقدر در مورد کسب‌وکار دانش دارد که می‌تواند مغازه خودش را باز کند.
    دیو دانش کافی برای تعمیر کامپیوترش ندارد.
    مهمترین چیزی که یک فرد می‌تواند داشته باشد، دانش است.
    دانش کلید موفقیت است.
    دانش‌آموزان از دانش خود برای پیدا کردن راه‌حل مشکل استفاده کردند.

    از کلمه “دانش” گاهی برای اشاره به آگاهی از حقایق مربوط به یک رویداد نیز استفاده می‌شود:

    جو از اتفاقی که دیروز در محل کار افتاده، هیچ اطلاعی ندارد.
    آیا اطلاعات جدیدی درباره آن تصادف وجود دارد؟
    گزارشگران خبری اطلاعاتی درباره مردی که به ارتکاب جرم متهم شده بود، ارائه کردند.

    شکل صفتی “دانش”، “آگاه” یا “بااطلاع” است.

    تینا در زمینه مسکن و املاک بسیار آگاه است.
    بعضی افراد بسیار بااطلاع در حال کار روی راه‌حل‌هایی برای این مشکل هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Knuckle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Knuckle به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Knuckle به فارسی با مثالهای کاربردی

    بند انگشت، قسمتی از دست است که انگشتان به کف دست متصل می‌شوند. معمولاً این کلمه را به صورت جمع به کار می‌بریم: بند انگشتان.

    وقتی دستتان را مشت می‌کنید و با آن به کسی ضربه می‌زنید، بند انگشتان شما بیشترین صدمه را وارد می‌کنند.
    اگر دهنت را نبندی، یک «ساندویچ بند انگشتی» بهت می‌دم. (ساندویچ بند انگشتی یک اصطلاح است و به معنی یک مشت محکم است.)
    وقتی کوین از اسکیت‌بردش افتاد، پوست بند انگشتانش روی آسفالت پیاده‌رو خراشید.
    می‌تونی بند انگشتانت را صدا بدهی؟ (صدا دادن بند انگشتان یعنی فشار آوردن به مفصل انگشتان که باعث ایجاد یک صدا می‌شود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Kook به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Kook به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Kook به فارسی با مثالهای کاربردی

    گاهی به کسی که کمی دیوانه یا عجیب به نظر می‌رسد، “کُوک” می‌گویند. این یک کلمه محاوره‌ای است، اما می‌توانید از آن در موقعیت‌های مختلف استفاده کنید.

    مثلاً:
    آن پایین خیابان یک مرد زندگی می‌کند که کمی کُوک است. او خانه‌اش را صورتی و سبز رنگ کرده است.
    شیلا از کارش استعفا داد چون رئیسش آنقدر عجیب و غریب بود که دیگر نمی‌توانست تحمل کند.
    وقتی مردم از اعضای کنگره عصبانی می‌شوند، می‌گویند که آنجا توسط یک عده آدم عجیب اداره می‌شود.
    تام خودش قبول دارد که یک آدم عجیب است. این موضوع در آثار هنری او کاملاً مشخص است.
    آن مرد در مورد اسکیت‌بوردینگ کاملاً حال و هوای عجیبی دارد. او همیشه و در هر شرایطی این کار را انجام می‌دهد.

     
    اگر به انتهای این کلمه حرف “y” اضافه کنید، صفت “kooky” ساخته می‌شود که به معنی “عجیب و غریب” است.

    مثلاً:
    ویکتور ایده‌های عجیبی درباره سفر به فضا و موجودات فضایی دارد.
    بلیندا می‌گوید امروز احساس می‌کند کمی حال و هوایش عجیب است.
    در ابتدا همه فکر می‌کردند فروش آهن‌ربای یخچال، ایده‌ای عجیب برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار است، اما حالا بسیار موفق شده است.
    مجری مراسم اهدای جوایز اسکار امسال به خاطر ترانه‌های عجیب و جوک‌های توهین‌آمیزش مورد انتقاد قرار گرفت.

     
    به تلفظ دو حرف “o” در کنار هم در این کلمه دقت کنید. این یک صدای کشیده است. آن را با صدای حروف صدادار در کلمات زیر مقایسه کنید:
    cook / kook / cookie / kooky
    آیا می‌توانید تفاوت آن‌ها را بشنوید؟
     
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.