امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Kook به فارسی با مثالهای کاربردی
گاهی به کسی که کمی دیوانه یا عجیب به نظر میرسد، “کُوک” میگویند. این یک کلمه محاورهای است، اما میتوانید از آن در موقعیتهای مختلف استفاده کنید.
مثلاً:
آن پایین خیابان یک مرد زندگی میکند که کمی کُوک است. او خانهاش را صورتی و سبز رنگ کرده است.
شیلا از کارش استعفا داد چون رئیسش آنقدر عجیب و غریب بود که دیگر نمیتوانست تحمل کند.
وقتی مردم از اعضای کنگره عصبانی میشوند، میگویند که آنجا توسط یک عده آدم عجیب اداره میشود.
تام خودش قبول دارد که یک آدم عجیب است. این موضوع در آثار هنری او کاملاً مشخص است.
آن مرد در مورد اسکیتبوردینگ کاملاً حال و هوای عجیبی دارد. او همیشه و در هر شرایطی این کار را انجام میدهد.
اگر به انتهای این کلمه حرف “y” اضافه کنید، صفت “kooky” ساخته میشود که به معنی “عجیب و غریب” است.
مثلاً:
ویکتور ایدههای عجیبی درباره سفر به فضا و موجودات فضایی دارد.
بلیندا میگوید امروز احساس میکند کمی حال و هوایش عجیب است.
در ابتدا همه فکر میکردند فروش آهنربای یخچال، ایدهای عجیب برای راهاندازی یک کسبوکار است، اما حالا بسیار موفق شده است.
مجری مراسم اهدای جوایز اسکار امسال به خاطر ترانههای عجیب و جوکهای توهینآمیزش مورد انتقاد قرار گرفت.
به تلفظ دو حرف “o” در کنار هم در این کلمه دقت کنید. این یک صدای کشیده است. آن را با صدای حروف صدادار در کلمات زیر مقایسه کنید:
cook / kook / cookie / kooky
آیا میتوانید تفاوت آنها را بشنوید؟
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهی واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید