فردریک شوپن، نوازنده چیرهدست پیانو و آهنگساز بزرگ لهستانی، در دوران رمانتیک به اوج شهرت رسید. بیشتر قطعات او سولو پیانو هستند، اما او قطعاتی نیز برای پیانو به همراه سازهایی مانند ویولن، ویولنسل و آواز خلق کرده است. شوپن به دلیل بیان احساس عمیق، مهارت فوقالعاده در نوازندگی و خلاقیت در قالبهای موسیقی، نامی ماندگار از خود به جا گذاشته است. موسیقی او تا به امروز نیز الهامبخش بسیاری از آهنگسازان است و هر پنج سال یکبار، رقابت معتبری در شهر ورشو لهستان به نام او برگزار میشود که در آن تنها آثار شوپن اجرا میشود. اگر دوست دارید بدانید فردریک شوپن چه کسی بود و چگونه به چهرهای تأثیرگذار در دنیای موسیقی تبدیل شد، در ادامه این مطلب با ما همراه باشید.
تولد و کودکی فردریک شوپن
فردریک شوپن در سال ۱۸۱۰ در روستای ژلازوا ولا به دنیا آمد. این روستا حدود ۴۶ کیلومتر با شهر ورشو فاصله داشت. او پسر دوم خانواده و تنها پسر آنها بود و سه خواهر داشت: یک خواهر بزرگتر و دو خواهر کوچکتر. تنها شش ماه پس از تولد فردریک، پدرش به عنوان معلم زبان فرانسه در کاخ ساکسون مشغول به کار شد و به همین دلیل، شوپن در محیط همین کاخ بزرگ شد.
پدر شوپن علاوه بر تدریس زبان فرانسه، توانایی نواختن ویولن و فلوت را نیز داشت. مادرش هم پیانو مینواخت و آموزشهای ابتدایی پیانو را به پسرش داد. اما اولین معلم رسمی پیانو شوپن، وویچیخ ژیونی بود. خیلی زود پس از شروع یادگیری، همه متوجه شدند که این پسر یک استعداد درخشان در موسیقی است.
فردریک در هفت سالگی دو قطعه موسیقی برای رقص لهستانی ساخت. وقتی هشت سال داشت، اولین کنسرت خود را در جمع عموم اجرا کرد. در نهایت، در دوازده سالگی به یک نوازنده پیانوی کامل و ماهر تبدیل شده بود که برای بسیاری از افراد ثروتمند و اشرافی لهستان برنامه اجرا میکرد. به دلیل استعداد فوقالعادهاش، مردم ورشو به او لقب “موتزارت دوم” داده بودند.
مقاله نحوه نگهداری صحیح از پیانو حاوی اطلاعات جامعی است.
تحصیلات شوپن
فردریک شوپن بین سالهای ۱۸۲۳ تا ۱۸۲۶ در لیسیوم ورشو درس خواند و نواختن ارگ را فراگرفت. سپس به مدت سه سال دیگر در کنسرواتوار ورشو به تحصیل ادامه داد و در آنجا اصول آهنگسازی و مبانی موسیقی را آموخت. او همچنین در فاصله سالهای ۱۸۲۴ تا ۱۸۲۸، در طول تعطیلات، از ورشو خارج میشد تا با موسیقی محلی و فولکلور لهستان آشنا شود.
توصیه میشود به مطالعه مقاله آشنایی با ساز ترومبون،تاریخچه و کاربرد آن ادامه دهید.
شروع فعالیت حرفهای
فردریک شوپن از همان سالهای کودکی به صورت حرفهای فعالیت هنری داشت و کنسرت برگزار میکرد. اما در اینجا میخواهیم به کارهای او بعد از پایان تحصیلات بپردازیم. شوپن بلافاصله پس از تمام کردن دورهاش در کنسرواتوار ورشو، به شهر وین سفر کرد و در آنجا دو کنسرت پیانو اجرا نمود که با واکنشهای بسیار خوب و تحسینبرانگیزی روبرو شد.
در سال ۱۸۳۰ او به اتریش رفت؛ اما خیلی زود، قیام ماه نوامبر در ورشو شروع شد. این اتفاق تأثیر عمیقی بر روحیه شوپن گذاشت و الهامبخش بسیاری از کارهای هنری او شد. به دلیل این ناآرامیها در ورشو، او هرگز نتوانست به کشورش لهستان بازگردد. به همین خاطر در سال ۱۸۳۱ راهی پاریس شد.
برای مطالعه بیشتر، به آشنایی با ساز کوبه ای تانگ درام یا هپی درام سری سر بزنید.
در این مقاله ابداعگر سنفونی و چهارنوازی برای سازهای زهی کیست؟ اطلاعات مفیدی آمده است.
در پاریس، شوپن این فرصت را پیدا کرد تا با چهرههای بزرگ هنری آن زمان مانند هکتور برلیوز، فرانتس لیست و هاینریش هاینه همکاری کند. درست در همان سال اول اقامتش در پاریس، تحسین یکی از هنرمندان بزرگ و مشهور زمان خود را شنید. روبرت شومان در مورد او گفت:
«آقایان! کلاهتان را به احترام یک نابغه بردارید.»
برای گسترش دانش خود، به مقاله بهترین آموزشگاه هنگ درام در شرق تهران سر بزنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً مصاحبه آموزشگاه الهام با ماهر پورعبیات، مدرس گیتار را بخوانید.
در نهایت، او تا زمستان ۱۸۳۲ به شهرت چشمگیری دست یافته بود و در میان هنرمندان پاریس به چهرهای شناخته شده تبدیل شده بود. در این سال، او توانست از نظر مالی روی پای خود بایستد و از حمایت پدرش بینیاز شود. درآمد او主要通过 آموزش پیانو به هنرجویان ثروتمند و فروش آثار موسیقیاش تأمین میشد و از این راه وضعیت مالی بسیار خوبی پیدا کرد.
مرگ غمانگیز نابغه موسیقی
در سال ۱۸۴۹، سلامت شوپن به شدت رو به ضعف گذاشت. به همین دلیل، خواهرش به پاریس رفت تا در روزهای سخت در کنار برادرش باشد. او پیش از فوت، توصیههایی درباره روش تدریس پیانو به جا گذاشت. همچنین وصیت کرد که پس از مرگش، تمام آثارش از بین بروند؛ اما خوشبختانه مادر و خواهرش این درخواست را اجرا نکردند و نوشتههایش را حفظ کردند. سرانجام شوپن در ۱۷ اکتبر همان سال، در ۳۹ سالگی چشم از جهان فروبست. گمان میرود که دلیل مرگ او بیماری سل بوده است. او آرزو کرده بود که قلبش به لهستان بازگردانده و در آنجا دفن شود. امروز قلب او در کلیسای صلیب مقدس شهر ورشو نگهداری میشود. پس از درگذشتش، از صورت و دست چپ او قالبگیری شد که تصویر آن را در ادامه میبینید.


دیدگاهتان را بنویسید