معنی کلمه Barf به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of barf word

امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

ترجمه کلمه Barf به فارسی با مثالهای کاربردی

استفراغ به حالتی می‌گویند که محتویات معده از طریق مری بالا می‌آید و از دهان خارج می‌شود. این اتفاق برای تقریباً همه افراد می‌افتد، اما معمولاً صحبت کردن درباره‌ی آن خوشایند نیست. کلمه «barf» معمولاً زمانی به کار می‌رود که فرد واقعاً بیمار باشد:

یک دانش‌آموز سر کلاس استفراغ کرد و به دلیل بیماری به خانه فرستاده شد.
حتماً مریض است، چون استفراغ کرده.
تاد بعد از اینکه تمام شب مشروب خورده بود، وقتی به خانه رسید استفراغ کرد.
به نظر می‌رسد بوی استفراغ می‌آید.
روی زمین پر از استفراغ است. (در این جمله کلمه «barf» به عنوان اسم به کار رفته است.)

 

کلمه «barf» گاهی به صورت غیرواقعی و برای اغراق نیز استفاده می‌شود:

با دیدن این حالم به هم خورد و دلم می‌خواست استفراغ کنم.
طعم این غذا مثل استفراغ است.
اه، چه حال به هم خوری!

 

واژه‌های دیگری هم هستند که معنی مشابهی دارند، مثل puke، upchuck و spew. اما این کلمات نیز مودبانه محسوب نمی‌شوند. اگر بخواهیم مودبانه صحبت کنیم، بهتر است بگوییم آن شخص «حالش بد شد» یا «مریض شد».

او توی کلاس استفراغ کرد. (بی‌ادبانه)
حالش در کلاس بد شد. (مودبانه)
گفت که نزدیک است استفراغ کند. (بی‌ادبانه)
گفت که حس می‌کند حالش بد می‌شود. (مودبانه)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *