امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
ترجمه کلمه Book به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “کتاب” اسمی است که به مجموعهای از نوشتهها اشاره دارد. هر کتاب معمولاً یک جلد دارد و درون آن صفحات کاغذی قرار گرفته است. انتشار کتابها اغلب بر عهده شرکتهای انتشاراتی است و به فردی که محتوای کتاب را مینویسد، نویسنده گفته میشود.
I read a great book last week. (past tense)
How many books do you read every year? (present tense)
This book is now available at the bookstore.
هفته گذشته یک کتاب عالی خواندم. (زمان گذشته)
سالانه چند کتاب میخوانید؟ (زمان حال)
این کتاب هماکنون در کتابفروشی موجود است.
علاوه بر این، کلمه “book” میتواند به عنوان فعل نیز به کار رود و در این حالت معنای “رزرو کردن” میدهد.
| ساده | گذشته | فعل ماضی |
| book
رزرو کردن |
booked
رزرو شده است |
booked
رزرو شده است |
امی بلیط پرواز از میامی به شیکاگو را رزرو کرد. او و خانوادهاش هفتهٔ آینده راه میافتند.
همچنین ایمی به صورت اینترنتی برای خانواده چهارنفرهشان در هتل پالمر هاوس جا رزرو کرد.
آیا شما تا به حال رزرو اینترنتی انجام دادهاید؟ این کار خیلی ساده است.
من باید برای یک جمع بیستنفره در یک رستوران رزرو کنم.
به عنوان یک فعل، کلمهٔ “book” در حسابداری شرکتها هم کاربرد دارد:
شرکت آنها برای اولین بار سال گذشته سود خود را ثبت کرد.
فروش تعدادی از سهام با زیان ۱۰٬۰۰۰ دلاری ثبت خواهد شد.
کاربردهای دیگری هم برای کلمهٔ “book” وجود دارد:
اگر اطلاعاتی روی کتابها باشد، یعنی چاپ شده و قابل خواندن است.
اگر بگویید کسی “booking” است، یعنی با سرعت حرکت میکند یا کاری را خیلی تند انجام میدهد. (ببین چطور داره میره! واقعاً داره تند میره!)
یک “bookie” کسی است که شرطهای قمار را مدیریت میکند، معمولاً به شکل غیرقانونی.
یک “bookworm” به کسی گفته میشود که زیاد کتاب میخواند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید