امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Electric به فارسی با مثالهای کاربردی
اگر وسیلهای با اتصال به پریز دیواری یا با استفاده از باتری کار کند، به آن «برقی» میگوییم.
ما از یک فر برقی استفاده میکنیم.
خیلی از لوازم کوچک خانگی، برقی هستند.
خشککن لباسهای ما هم برقی است.
من گیتار الکتریک مینوازم.
هر ماه باید پول قبض برق را بدهیم.
اسم این کلمه، «برق» است.
فر با برق روشن میشود.
اگر برق نباشد، من نمیتوانم روی این وبسایت کار کنم.
هفتهٔ پیش به خاطر کولاک برف، بسیاری از مردم در مناطق شرقی با قطعی برق روبرو شدند.
برق یکی از نیازهای اصلی هر خانه است.
برق
گاهی از واژهٔ «الکتریکی» هم به جای صفت استفاده میشود:
پسر همسایهمان در دانشگاه، مهندسی برق میخواند.
فروشگاه لوازم ساختمانی، تجهیزات و ملزومات الکتریکی میفروشد.
برای تعمیر مشکلات مربوط به برق، به ابزارهای الکتریکی ویژه نیاز است.
به کسی که کارش نصب و تعمیر سیمکشی و سیستم برق است، «برقکار» میگویند:
ما باید یک برقکار به خانه بیاوریم تا چند مشکل کوچک پنکههای سقفی را درست کند.
برقکارها تقریباً در هر جایی میتوانند کار پیدا کنند، چون همه از برق استفاده میکنند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید