امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Entertain به فارسی با مثالهای کاربردی
کسی که دیگران را سرگرم میکند، در واقع برای ذهن آنها آرامش به ارمغان میآورد. سرگرمی میتواند شکلهای گوناگونی داشته باشد؛ مثلاً شاد، خندهدار، هیجانانگیز، ترسناک، غمگین، جذاب یا حتی فکربرانگیز باشد. (یک نکته درباره طرز بیان: بعضی افراد حرف «ت» اول این کلمه را خیلی واضح ادا نمیکنند.)
یک هنرمند، تماشاگران را سرگرم میکند.
نوازندگان، شنوندگان کنسرت را سرگرم میکنند.
یک میزبان، برای مهمانانش برنامه ریزی میکند.
تلویزیون طی شصت سال گذشته، مخاطبان زیادی را سرگرم کرده است.
واژه «سرگرمکننده» یک صفت است.
خیلی از افراد، بازیهای ویدیویی را سرگرمکننده میدانند.
فیلمی که دیشب دیدیم چندان عالی نبود، اما دستکم سرگرمکننده بود.
نمایش عروسکی خیلی سرگرمکننده بود.
واژه «سرگرمی» یک اسم است:
چه نوع سرگرمیهایی دوست داری؟
سرگرمی بخش مهمی از اقتصاد کالیفرنیا است.
هر ماه چقدر پول برای سرگرمی خرج میکنی؟
گاهی اوقات، کلمه سرگرم کردن به معنای فکر کردن یا در نظر گرفتن چیزی است:
سیندی گفت که در دوران بازنشستگی، ممکن است رفتن به پاناما را در نظر بگیرد.
شرکت در حال بررسی امکان گسترش کار است.
بیل هرگز حاضر نیست حتی فکر آزار دیگران را هم در ذهنش راه بدهد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همه واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید