معنی کلمه Entire به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of entire word

امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

ترجمه کلمه Entire به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه “کل” به معنای همه قسمت‌های یک چیز است، یعنی ۱۰۰ درصد آن. این کلمه معنایی شبیه به “همه” یا “تمام” دارد.

مثلاً:
ما همه روزمان را در ساحل گذراندیم.
باب یک پیتزای کامل را برای ناهار خورد.
تغییرات آب‌وهوایی کل کره زمین را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
سخنرانی آن نامزد یک ساعت کامل زمان برد.
توفان همه شهر را نابود کرد. حتی یک ساختمان هم سالم نماند.

کلمه “به‌طورکامل” یک قید است و معنایی نزدیک به “کاملاً” دارد.

برای نمونه:
بعضی از انواع حیوانات بر اثر کارهای انسان به‌کلی منقرض شده‌اند.
داستانی که درباره آن زن و مرد شنیدیم کاملاً ساختگی بود. هیچ بخشی از آن واقعی نبود.
کاملاً ممکن است که برنامه‌ای که در حال آزمایش آن هستیم، عمل نکند. (در این جمله از کلمه “کاملاً” برای تأکید بیشتر استفاده شده است.)

کلمه “تمام” یک اسم است و به کل یک چیز یا مدت‌زمان اشاره می‌کند.

مثلاً:
ساخت پل در طول یک دوره دو ماهه به پایان رسید.
به احتمال زیاد این فیلم به‌طور کامل پخش نخواهد شد، چون هفت ساعت طول می‌کشد.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *