هم خانواده کلمه آباد + معنی و مترادف کلمه آباد

هم خانواده کلمه آباد

هم خانواده آباد

واژه “آباد” دارای خانواده‌ای از کلمات است که شامل آبادانی، آبادی، آبادان و آبادگر می‌شود. کلمات هم‌خانواده معمولاً حروف اصلی مشترکی دارند که در آن‌ها تکرار می‌شود. در اینجا، خود کلمه “آباد” به عنوان پایه در نظر گرفته می‌شود. با شناسایی این حروف اصلی، می‌توانید به سادگی کلمات هم‌خانواده دیگر را نیز بسازید. این کلمات از نظر معنایی و ساختاری با واژه اصلی هماهنگی دارند.

توصیه می‌کنیم حتماً مقاله هم خانواده قشنگ + دو هم خانواده برای کلمه قشنگ و مترادف و متضاد کلمه قشنگ را مطالعه کنید.

همچنین کلماتی وجود دارند که معنی مشابهی با “آباد” دارند، مانند: توسعه‌یافته، منظم، غنی، مرفه، برپا، دایر، معمور، مترقی، تندرست، پررونق، پیشرفته، سالم و بسامان. این واژه‌ها به عنوان مترادف‌های “آباد” شناخته می‌شوند و می‌توانید در جای مناسب از آن‌ها استفاده کنید. یادگیری مترادف‌ها و کلمات هم‌خانواده، دایره لغات شما را گسترش می‌دهد و این کار، یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی است.

مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

در مقابل، متضادهای “آباد” شامل واژه‌هایی مانند ویران، عقب‌مانده، خراب، متروک و بی‌رونق است. برای آشنایی بیشتر با معنای دقیق “آباد”، در ادامه تعریف آن را در فرهنگ‌های معتبر فارسی می‌آوریم.

مقاله هم خانواده قاضی + 3 هم خانواده برای کلمه قاضی و مترادف کلمه قاضی منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره هم خانواده عشق + معرفی 3 هم خانواده برای کلمه عشق و مترادف کلمه عشق بیابید.

در لغتنامه دهخدا، برای “آباد” معناهایی مانند معموره، مزروع، عامر، عامره، معمور، آبادان و مسکون ثبت شده است. همچنین در فرهنگ معین، این واژه به معنی شادمان، خرم، منظم، سامان، سالم، پر، سرشار و مرفه آمده است.

بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه نزدیک
هم خانواده کلمه جلا دادن
هم خانواده کلمه طایر
هم خانواده کلمه پیر

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *