هم خانواده کلمه منظم + معنی ، مترادف و متضاد کلمه منظم

هم خانواده کلمه منظم

هم خانواده کلمه منظم

واژه “منظم” از زبان عربی گرفته شده و از ریشه “نظم” به وجود آمده است. در فارسی، به معنای چیزِ مرتب و آراسته به کار می‌رود. این کلمه معمولاً به عنوان صفت استفاده می‌شود؛ مثلاً وقتی می‌گوییم “زهرا بسیار منظم است”، یعنی او در کارهایش نظم و ترتیب دارد.
در ادامه، برای روشن‌تر شدن مفهوم این واژه، به معرفی کلمات هم‌خانواده و هم‌معنی آن می‌پردازیم.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

کلمات هم‌خانواده “منظم” شامل این موارد می‌شود: ناظم، نظم، منظوم، منتظم، نظام و تنظیم.
همه این واژه‌ها یک ریشه مشترک دارند که از سه حرف “ن”، “ظ” و “م” تشکیل شده است. اگر شما ریشه اصلی یک کلمه را به درستی تشخیص دهید، می‌توانید به آسانی کلمات هم‌خانواده آن را پیدا کنید.

هم‌معنی‌ها یا مترادف‌های “منظم” نیز این‌ها هستند: مرتب، آراسته، بسامان، با ترتیب، پرداخته و منتظم.
شما می‌توانید در جمله‌نویسی و نوشته‌هایتان از این کلمات به جای “منظم” استفاده کنید.

حالا که با هم‌خانواده و مترادف‌های “منظم” آشنا شدید، خوب است معادل‌های فارسی آن را هم بدانید.
واژه‌هایی مانند: آراسته، پشت‌سرهم، سازمند، پیاپی، پیراسته، بسامان، پرداخته و سامانمند در فارسی، جایگزین کلمه عربی “منظم” می‌شوند.
همان‌طور که احتمالاً حدس زده‌اید، متضادهای این واژه نیز عبارت‌اند از: نامنظم، پراکنده و نابسامان.

برای درک بهتر معنای “منظم”، خوب است نگاهی به تعریف آن در فرهنگ‌های معتبر فارسی بیندازیم:
در فرهنگ معین، “منظم” به معنای “با ترتیب آورده شده” و “مرتب شده” آمده است.
در لغت‌نامه دهخدا، این کلمه به صورت‌های زیر معنی شده است: نظم، آراسته، مرتب، به نظم، مرتب شده و با نظم و ترتیب.
فرهنگ عمید نیز “منظم” را به عنوان “مرتب، آراسته و با نظم و ترتیب” معرفی کرده است.

بیشتر بخوانید:
هم‌خانواده کلمه ناظم

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *