هم خانواده کلمه هنر
واژه “هنر” در زبان فارسی بار معنایی گستردهای دارد. همه ما این کلمه را میشناسیم و در زندگی روزمره به شکلهای مختلف با هنر سر و کار داریم. هنر میتواند یک استعداد درونی یا اکتسابی برای انجام دادن کاری بهصورت ماهرانه باشد. در ادامه این مطلب، برای شناخت بهتر همخانوادهها و معانی مختلف واژه هنر، همراه ما بمانید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده کلمه حرکت + مترادف ، متضاد و معنی کلمه حرکت را از دست ندهید.
همخانوادههای کلمه هنر عبارتاند از: هنرمند، باهنر، هنرور، هنردار، هنردوست و هنری. این واژهها از نظر ریشهشناسی در سه حرف اصلی مشترک هستند و تقریباً مفاهیم نزدیک به هم دارند.
برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه خوراکی + مترادف و معانی کلمه خوراکی سر بزنید.
مترادفهای کلمه هنر نیز شامل این موارد میشود: فن، زیبایی، صنعت، استادی، مهارت، ذوق، استعداد، هنرور، خلاقیت، هنردار، ظرافت، سلیقه، لطافت و صناعت. این کلمات هممعنی هستند و شما میتوانید بسته به موقعیت از هر کدام استفاده کنید تا مقصود خود را برسانید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.
توصیه میشود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه خوار + مترادف ، متضاد و معنی کلمه خوار ادامه دهید.
توصیه میکنیم این مطلب هم خانواده کلمه حفظ + معنی ، مترادف و متضاد کلمه حفظ را حتماً بخوانید.
در پایان، به تعریف معانی واژه هنر در کتابهای فرهنگ لغت فارسی میپردازیم. فرهنگهای معروف مانند دهخدا، معین و عمید، هنر را به معانی زیر تعریف کردهاند: فضیلت، کار برجسته و قابل توجه، هر یک از رشتههای هنرهای زیبا، تقوا، شغل و صنعت، پرهیزکاری و هوشمندی.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه مدارک
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه ذهن + مترادف و معانی کلمه ذهن را بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید