سلام. من شادی شاهپسند هستم.
و من محمد تاجالدین.
شما به رادیو ابزار گوش میدهید.
قسمت دوم: حسنآباد، میدان ابزار.
میدان حسنآباد را میگوییم. یک گذر تاریخی و پرخاطره که امروز قلب بازار ابزار ایران است. اما این میدان از چه زمانی به این نام خوانده شد؟ اصلاً چرا حسنآباد؟ برای پاسخ باید به بیش از صد سال پیش برگردیم.
در آن زمان، میرزا یوسف آشتیانی، صدراعظم ناصرالدین شاه، بخش بزرگی از زمینهای تهران امروزی را از شاه خرید. شاهان قاجار علاقه زیادی به فروش داشتند! فقط مشکل این بود که چیزهایی را میفروختند که مال خودشان نبود.
برای مثال، ناصرالدین شاه مناطق حسنآباد، یوسفآباد، بهجتآباد، عباسآباد، ونک و اوین را به میرزا یوسف آشتیانی فروخت. البته آن زمان این مناطق هنوز نامی نداشتند. بیابان و کوهپایه بودند. اما بعدها این زمینهای بینام، در گسترش تهران جدید جذب شدند و برای خودشان نام و آوازهای پیدا کردند.
داستان ما به ۱۴۰-۱۵۰ سال پیش برمیگردد. وقتی میرزا یوسف آشتیانی زمینها را خرید و هر بخش را به نام یکی از پسرانش کرد. حسنآقا صاحب منطقه حسنآباد شد. حسن مستوفیالممالک خود از سیاستمداران برجسته ایران بود. او رکورددار تصدی مقام نخستوزیری است. مستوفیالممالک که میان مردم به «آقا» شهرت داشت، شش دوره نخستوزیر بود؛ پنج دوره در زمان قاجار و یک دوره در زمان رضاشاه پهلوی.
اما برگردیم به محله حسنآباد. میرزا یوسف آشتیانی برای پسرش، در این منطقه درختکاری کرد و آن را به یک باغ بزرگ پر از درختان میوه، چنار و کاج تبدیل کرد.
اما عمر میرزا یوسف و باغ زیبایش به دنیا نبود. او در سال ۱۲۶۵ خورشیدی درگذشت و زمینهایش به ورثه رسید. آن باغ زیبا تکهتکه شد و صاحبان جدیدی پیدا کرد.
شهر رشد کرد و حسنآباد در دل پایتخت بلعیده شد! از آن باغ بزرگ امروز فقط استخری باقی مانده که در محوطه سفارت ایتالیا قرار دارد.
تکهتکه شدن زمین و فروش آن به مردم، کمکم باعث شکلگیری کوچه و بازار و خیابان شد. منطقه رفتهرفته چهره یک محله را به خود گرفت. در اواخر دوره قاجار، در آستانه قرن چهاردهم خورشیدی، در منطقه حسنآباد حدود ۵۰۰ خانوار زندگی میکردند و به جای میدان کنونی، یک چهارراه وجود داشت.
عصر قاجار نیز مانند عمر باغ میرزا یوسف آشتیانی به پایان رسید. صدای چکمههای رضاخان در پایتخت پیچید و همه چیز دگرگون شد. رضاشاه که شیفته مدرنیسم غربی بود و از معماری پایتخت رضایت نداشت، برای تغییر چهره تهران، به سراغ یک معمار نرفت. او کریمآقا بوذرجمهری، از قزاقهای مورد اعتمادش را مأمور اداره تهران کرد. بوذرجمهری اول از همه به سراغ نمادهای دوره قاجار رفت. او دستور داد دروازههای هشتگانه تهران، تکیه دولت و هر ساختمانی که مردم را به یاد قاجار میانداخت، خراب کنند.
چهارراه حسنآباد هم از نگاه این قزاق خشن در امان نماند. بوذرجمهری تصمیم گرفت آن را به یک میدان مدرن و اروپایی تبدیل کند. برای این کار، از قلیچ باقلیان، از معماران نامدار آن دوره کمک خواست. او نیز زیر نظر لئون تادوسیان، معمار سرشناس ارمنی، چهار ساختمان شبیه به هم با هشت گنبد به سبک بناهای اروپایی در اطراف میدان حسنآباد ساخت.
از آن زمان، این میدان به میدان هشتگنبد نیز معروف شد.
همه این روایتها به روزهای به قدرت رسیدن رضاخان، یعنی اوایل دهه ۱۳۰۰ خورشیدی برمیگردد. در آن روزها، در شمال غرب میدان یک گورستان بزرگ وجود داشت. گورستانی که سر میرزا کوچک خان جنگلی را پس از آوردن به پایتخت، در آن خاک کردند. البته نگران نباشید؛ سر میرزا پس از چند سال به رشت منتقل و در آرامگاهش به خاک سپرده شد.
بوذرجمهری چند دستگاه آبپاش برای شستشوی خیابانهای تهران تهیه کرد. اما بعد به این فکر افتاد که پایتخت نوین ایران به یک اداره آتشنشانی نیاز دارد. بنابراین دستور داد گورستان قدیمی شمال میدان را خراب کنند و به جای آن اداره آتشنشانی بسازند. ادارهای که هنوز پابرجاست.
میدان حسنآباد از زمان ساخت، نامهای مختلفی داشته است؛ از هشتگنبد تا میدان ملکالمتکلمین و ۳۱ شهریور. اما در نهایت نام حسنآباد بر آن ماند.
این میدان در طول سالها چندبار در آستانه تخریب قرار گرفته. در اوایل دهه پنجاه، یکی از ساختمانهای میدان را برای احداث شعبه بانک ملی خراب کردند و یک بنای شیشهای به جای آن ساختند.
در سال ۱۳۷۷ بناهای میدان در فهرست آثار ملی ثبت شد، اما باز هم تخریب گریبانگیر ساختمانهای ۹۰ ساله شد. در سال ۱۳۹۸ ساختمان شمال غرب میدان در آتش سوخت و از بین رفت.
اما از چه زمانی میدان حسنآباد به بورس ابزار و یراق ایران تبدیل شد؟
از اوایل دهه چهل بود که مغازههای ابزارفروشی پا به میدان حسنآباد گذاشتند. یعنی در همان دورهای که کشور شاهد «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و ملت» بود.
پس از یک همهپرسی و اجرای انقلاب سفید، زمینهای کشاورزی از مالکیت اربابان خارج و بین کشاورزان تقسیم شد. بسیاری که از عهده هزینه نگهداری زمین برنیامدند، زمینهای خود را فروختند و راهی شهرها شدند.
از سوی دیگر، با افزایش قیمت نفت، اقتصاد کشور رونق گرفت و کارخانههای کوچک و بزرگی پا گرفتند. کارخانههایی که امروز فقط نامی از آنها باقی مانده، مانند ارج، آزمایش و…
صنعت نوپا به ابزار نیاز داشت و ابزار نیز برای فروش و معرفی، به یک بازار معتبر احتیاج داشت. قرعه به نام میدان تاریخی حسنآباد افتاد.
سال به سال بر تعداد مغازههای ابزارفروشی افزوده شد. این روند همزمان با ورود و گسترش ابزارآلات صنعتی به کشور بود.
در دهه پنجاه، این حرکت صنعتی جان تازهای گرفت. از طرف دیگر، در سال ۱۳۵۱ یک پاساژ بزرگ ابزار و یراق در میدان حسنآباد ساخته شد. پاساژی که هنوز پابرجاست و دهها مغازه ابزارفروشی در آن فعال هستند.
از آن سالها تا امروز، حسنآباد قلب تپنده بازار ابزار ایران است. هر کالا و برند جدیدی اول در این میدان خودی نشان میدهد و با کاربران آشنا میشود.
اگر شما هم به ابزار و دنیای بزرگ و شگفتانگیز آن علاقه دارید، سری به میدان حسنآباد بزنید.
آنچه شنیدید قسمت دوم رادیو ابزار بود. پادکستی که داستان ابزار را روایت میکند. ما این پادکست را در ساختمان شرکت رونیکس در خیابان جامی ضبط میکنیم. خوشحال میشویم پس از شنیدن این قسمت، نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
به نقل از سایت کارناوال درباره میتوان گفت:
“تماشای طهران قدیم و خرید در میدان حسن آباد
امروزه میدان حسن آباد تنها یک یادگاری از گذشته نیست بلکه جایی برای خرید و گشت و گذار نیز به شمار می رود. این میدان یکی از مراکز خرید کامواست و در این زمینه شهرت زیادی دارد. در پیرامون ميدان نیز فروشگاههای ابزار و يراقآلات و قفلفروشی به چشم می خورند و بورس سیسمونی فروشها در جنوب و مركز فروش مبلمان اداری و لوازم چوبی در شمال آن قرار دارد. یک زیرگذر شمالی- جنوبی برای گذر خودروها و پیوند خیابانهای حافظ و وحدتاسلامی در زیر میدان ساخته شده است تا عبور و مرور خودروها آسان تر صورت گیرد.”

دیدگاهتان را بنویسید