نورعلی برومند از استادان پرتلاش موسیقی ایران بود. او نواختن سازهای گوناگون را نزد آموزگاران ماهر و با تجربه فرا گرفت. زندگی این هنرمند برجسته سرشار از رویدادهای ارزشمند است که در این نوشته از وبلاگ آنبین به آن نگاه میکنیم. پیشنهاد میکنیم برای آشنایی بیشتر، تا پایان این مطلب همراه ما بمانید.
نورعلی برومند
نورعلی برومند، استاد بزرگ موسیقی و نوازنده ماهر سازهای ایرانی، در سال ۱۲۸۵ در تهران به دنیا آمد. او از هفت سالگی استعدادش در موسیقی را نشان داد و بدون این که نزد معلمی آموزش دیده باشد، ریتم و ضرب را به خوبی مینواخت.
پدرش میرزا عبدالوهاب خان برومند، که جواهرشناس نامداری بود، به موسیقی علاقه زیادی داشت. به همین خاطر، هنرمندان سرشناسی مانند درویش سماعحضور، حسین اسماعیلزاده و سیدحسین طاهرزاده به خانه آنها رفت و آمد میکردند. همین رفت و آمدها و فضای هنری خانه، باعث رشد و شکوفایی استعداد نورعلی برومند شد.
شروع آموزش موسیقی تخصصی
استاد نورعلی برومند از سیزده سالگی نزد درویش خان آموزش تار را شروع کرد و ردیف مقدماتی ایشان را در طول سه سال آموخت. او با ابوالحسن صبا دوست و همنشین بود و این دوستی از روزگاری آغاز شد که هر دو نزد درویش خان تار و سهتار میآموختند و درویش خان به آنها لقب “دوتا کوچولو” داده بود.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معرفی ساز تار.
از پانزده سالگی، برومند شاگرد غلامحسین درویش، معروف به درویش خان، شد و ردیفهای ابتدایی موسیقی را نزد او فراگرفت. در هجده سالگی با روحالله خالقی آشنا شد و مدتی با هم به تمرین نوازندگی پرداختند. پس از آن به آلمان رفت و در کنار تحصیل پزشکی، به آموختن پیانو، سرایش و اصول نتخوانی موسیقی غربی نیز پرداخت و به آثار موتسارت، آهنگساز اتریشی، علاقهمند شد. او در سال ۱۳۰۶ شمسی به ایران بازگشت و برای یادگیری ردیفهای متوسط تا پیشرفته و اصول نتنویسی ایرانی، نزد موسی معروفی – که از شاگردان برجستهی درویش خان بود – به شاگردی ادامه داد.
ادامه تحصیل در اروپا
سپس برای ادامه تحصیل در رشته پزشکی، دوباره به اروپا سفر کرد، اما به دلیل یک بیماری ناشناخته بینایی خود را از دست داد و در سال ۱۳۱۵ شمسی ناچار به ایران بازگشت. پس از آن، همه وقت خود را به یادگیری و آموزش موسیقی اختصاص داد. از استادان او میتوان صمصامالدوله و فخامالدوله بهزادی، ابوالحسن صبا، حسینخان هنگآفرین، یوسف فروتن، حبیب سماعی، عبدالله دوامی و اسماعیل قهرمانی را نام برد. هر یک از این استادان در بخشی از موسیقی سرآمد بودند و برومند سالهای طولانی با صبر و حوصله نزد آنان به آموختن و تمرین مشغول شد.
او به مدت دوازده سال تمام، ردیفهای موسیقی سنتی ایران را نزد اسماعیل قهرمانی — که شاگرد برجسته و ارشد مکتب میرزا عبدالله دوامی بود — فرا گرفت. از آنجا که به دلیل کهولت سن، پنجه و مضراب قهرمانی بسیار ضعیف شده بود، برومند با پشتکار بسیار، آثار استاد را دوباره آموخت، بازسازی کرد و دقیقاً به شیوه خود او به اجرا و تنظیم درآورد.
برای گسترش دانش خود، مقاله روحوضی یا سیاه بازی ،ترکیبی از نمایش و موسیقی را مطالعه کنید.
در این مقاله تاثیر انتخاب موسیقی مناسب برای ورزش اطلاعات مفیدی آمده است.
یادگیری سازهای گوناگون و پایهگذاریهای جدید در آموزش موسیقی
استاد نورعلی برومند به دلیل توانایی چشمگیر در آموختن سازهای مختلف و ایجاد روشهای نوین در آموزش موسیقی، نقشی برجستهتر از بسیاری از استادان دیگر در پیشبرد و انتقال موسیقی به نسلهای بعد ایفا کرد. او در نواختن سازهایی مانند تار، سهتار، سنتور، تنبک و کمانچه چیرهدست بود و به آموزش آواز نیز میپرداخت.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً بیوگرافی لئونارد کوهن را بخوانید.
برای یادگیری پیشرفته، به بهترین آموزشگاه دف در شرق تهران مراجعه کنید.
برومند به درخواست برونو نتل، موسیقیشناس آمریکایی، به دانشگاه ایلینوی رفت و در مدت کوتاه یک ماههای، به معرفی موسیقی دستگاهی ایران پرداخت و بخشهایی از ردیف موسیقی ایرانی را در آنجا ضبط کرد. این ضبطها امروزه در آرشیو دانشگاه ایلینوی نگهداری میشوند.
توصیه میکنیم این مطلب سازی عجیب با نام فلوت بینی را حتماً بخوانید.
در سال ۱۳۴۴، همزمان با راهاندازی رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، مهدی برکشلی از او دعوت کرد تا به عنوان استاد ردیف در آنجا مشغول به کار شود. به این ترتیب، او آموزش آکادمیک موسیقی ایرانی را در آن دانشکده پایهگذاری کرد. برومند هفتهای دو جلسه به صورت شفاهی ردیف موسیقی را به دانشجویان آموزش میداد تا اینکه در سال ۱۳۵۳ بازنشسته شد. در میانه دهه پنجاه و با تأسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران، تدریس در این مرکز را نیز آغاز کرد.
نورعلی برومند استاد بسیاری از چهرههای بزرگ موسیقی اصیل ایران بود که از میان آنان میتوان به اکبر گلپایگانی، محمدرضا شجریان، پریسا، پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده، محمدرضا لطفی، فرخ مظهری، داریوش طلایی، مجید کیانی، جلال ذوالفنون، شهرام ناظری، ناصر فرهنگفر و رضوی سروستانی اشاره کرد.
او سرانجام در دوم بهمن ۱۳۵۵ بر اثر سکته قلبی در تهران درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

دیدگاهتان را بنویسید