موسیقی مانند یک زبان تازه است. برای یاد گرفتن آن، اول باید با الفبا و دستور زبانش آشنا شوید. الفبای موسیقی، همان نُتها هستند، اما اصطلاحات و مفاهیم، قوانین این زبان مشترک به شمار میروند. در دنیای گسترده موسیقی، واژهها و تعاریف فراوانی وجود دارد. برخی از آنها برای همه موسیقی کاربرد دارند و برخی دیگر فقط برای سازهای خاصی به کار میروند. اما مهمترین بخش، آشنایی با اصطلاحات اصلی و مفاهیم پایهای موسیقی است که در ادامه این نوشته از وبلاگ آنبین به آنها پرداخته شده است. پس لطفاً تا پایان این مطلب با ما همراه بمانید.
آشنایی با اصطلاحات اصلی موسیقی
همانطور که پیشتر اشاره شد، برای درک زبان موسیقی باید با مفاهیم آن آشنا شد. در ادامه، مهمترین اصول اولیهای که لازم است بدانید را مرور میکنیم:
خط حامل

پنج خط حامل، در واقع پنج خط موازی هستند که به طور منظم و با فاصلههای مشخص در کنار هم قرار گرفتهاند. نام نُتهای موسیقی را روی این خطها یا در فاصلههای بین آنها مینویسند. این مجموعه همیشه از پنج خط تشکیل شده است و شمارش آنها همیشه از پایین به سمت بالا انجام میشود.
نت

برای نوشتن و نواختن یک آهنگ، نیاز به نشانههای مشخصی داریم. در دنیای موسیقی، به این نشانههای اصلی «نُت» گفته میشود. نامهای نتهای موسیقی در دو روش مختلف بیان میشوند.
روش هجایی
روش الفبایی
هجایی
در روش هجایی، نامهای نتهای موسیقی به این شکل بیان میشوند:
اگر از سمت چپ به راست نگاه کنید، به ترتیب عبارتند از:
Do Re Mi Fa Sol La Si
معمولاً در ایران از همین روش هجایی برای نامگذاری نتها استفاده میکنیم. معادل فارسی این نامها نیز به صورت زیر است: دو، ر، می، فا، سل، لا، سی.
الفبایی
این روش نامگذاری، نتهای موسیقی را به ترتیب زیر مشخص میکند:
از سمت چپ به راست:
C D E F G A B
کلید موسیقی
علامتی که در سمت چپ خطوط حوان قرار دارد و نام و جایگاه نتها را مشخص میکند، «کلید» نامیده میشود. کلیدهای اصلی مورد استفاده در موسیقی عبارتند از:
سل
دو
فا
گام
هر گام موسیقی از چند نت ساخته میشود. چیزی که گامهای مختلف را از هم جدا میکند، فاصلههایی است که بین این نتها وجود دارد. این فاصلهها در هر نوع گام، متفاوت است. معمولاً اولین گامی که هنرجویان موسیقی یاد میگیرند، گام ماژور نام دارد.
آکورد
در زبان روزمره، آکورد به معنای نواختن همزمان دو یا چند نت است. اما در دانش موسیقی، معمولاً وقتی از آکورد صحبت میکنیم، منظورمان ترکیب همزمان سه نت مختلف یا همان آکوردهای سهتایی است. در سیستم موسیقی غربی، این نتها معمولاً با فاصلههایی مشخص کنار هم قرار میگیرند؛ به این صورت که برخی نتها انتخاب و نواخته میشوند و برخی دیگر حذف میگردند.
چرا باید تئوری موسیقی را یاد بگیریم؟
مفاهیمی که در بالا گفتیم، از مهمترین و پایهایترین بخشهای موسیقی هستند. اما دنیای موسیقی بسیار گستردهتر و پیچیدهتر از این حرفهاست.
یادگیری دانش و قواعد موسیقی بسیار اهمیت دارد. اما چرا اینقدر مهم است؟
تسریع روند یادگیری:
فرآیند یادگیری را سریعتر میکند. به عنوان مثال، میتوانید یادگیری گامهای موسیقی را در تنالیتههای مختلف در نظر بگیرید. هنرجوها وقتی یک گام مشخص را در قطعهای میبینند، به سرعت آن را تشخیص میدهند. چون قبلاً آن گام را تمرین کردهاند و حالا میتوانند بدون وقفه و به راحتی آن را بنوازند. این کار باعث صرفهجویی در زمان میشود.
یادگیری فاصله ها:
هنرجوی موسیقی که آشنایی مناسبی با فواصل صوتی دارد، میتواند حتی بدون تمرین و آمادگی از پیش، قطعهای را بنوازد.
دانش بیشتر، ارزش بالاتر:
آشنایی با قواعد و اصول موسیقی، لازمهی رسیدن به اجراهای حرفهای و درآمدزا است.
اجرای بی نقض:
آشنایی با دانش موسیقی، باعث میشود با اطمینان بیشتری بنوازید و قطعات را به شکلی روان و بدون اشکال اجرا کنید.
خلاقیت:
فضای مناسبی برای نواختن بداهه و بیان احساسات موسیقایی فراهم میشود.
شرکت در گروه نوازی:
نواختن در یک گروه موسیقی نیازمند آگاهی از فنون نوازندگی است.
در پایان، فهمیدن و دانستن روش درست اجرای موسیقی، پایه و بنیان مشترک همه سازهاست.
بهترین کلاس آموزش تئوری موسیقی:
برای یادگیری تئوری موسیقی، حضور و راهنمایی استادان ماهر ضروری است و صرف داشتن تجربه در نوازندگی کافی نیست. این استادان افزون بر توانایی آموزش، از دانش تخصصی و لازم نیز برخوردارند و هنرجو میتواند با کمک آنها، تئوری موسیقی را به بهترین شکل بیاموزد.

دیدگاهتان را بنویسید