امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد میگیریم
ترجمه کلمه Breathe به فارسی با مثالهای کاربردی
تنفس، یعنی عمل دم و بازدم. هوایی که تنفس میکنیم حاوی اکسیژن است و این اکسیژن برای زنده ماندن ما کاملاً ضروری است. اگر نفس نکشیم، زندگی ممکن نخواهد بود.
هوا را فرو ببر. هوا را بیرون بده. هوا را فرو ببر. هوا را بیرون بده…
او در حال نفس کشیدن است.
او نفس نمیکشد. کسی باید یک پزشک خبر کند.
همه افراد دوست دارند در هوای پاک و تازه نفس بکشند.
با استفاده از تجهیزات غواصی (اسکوبا) میتوان زیر آب نفس کشید.
شکل اسمی این کلمه، “breathing” به معنای «تنفس» است.
نفس کشیدنش برایش سخت و دشوار شده بود، به همین خاطر پیش دکتر رفت. (labored = سخت و دشوار)
تنفس کردن در یک اتاق پر از دود، بسیار ناخوشایند و آزاردهنده است.
عمل تنفس او تحت تأثیر دود قرار گرفت.
شکل صفت این کلمه، “breathing” است.
وقتی در بیمارستان بستری بود، به یک لوله تنفسی نیاز پیدا کرد.
یک اژدهای آتشنفس، همه مردم شهر را به ترس انداخت.
به تفاوت تلفظ بین کلمات “breathe” و “breath” دقت کنید.
breathe / breath
کلمه “breathe” دارای صدای “th” آوادار است.
کلمه “breath” دارای صدای “th” بیآوا است.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهی واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهی حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید