معنی کلمه Board به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of board word

بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

ترجمه کلمه Board به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه “board” معناهای گوناگونی دارد. وقتی این کلمه به صورت فعل به کار می‌رود، به عمل سوار شدن به هواپیما یا کشتی اشاره دارد.

ساده گذشته فعل ماضی
board

سوار شدن

boarded

سوار شد

boarded

سوار شد

بعد از اعلام شماره پروازمان، سوار هواپیما شدیم.
برای ورود به هواپیما از داخل فرودگاه، باید از یک راهروی مسقف مخصوص که به درب هواپیما متصل می‌شود عبور کنید.
برای سوار شدن به یک کشتی بزرگ نیز مسافران از روی یک سکو یا پل متحرک که اسکله را به کشتی وصل می‌کند، حرکت می‌کنند.
سوار شدن به هواپیما معمولاً زمان‌بر است، چون مسافران باید جای صندلی خود را پیدا کنند و چمدان‌هایشان را در جاهای مخصوصی قرار دهند.

علاوه بر معنای سوار شدن، کلمه «بورد» به معنای تهیه محل زندگی و غذا برای کسی نیز هست.
به عنوان مثال، دانشجویانی که در خوابگاه زندگی می‌کنند، علاوه بر شهریه دانشگاه، باید هزینه خواب و غذا هم بپردازند.
سامانتا مجبور است هر بار که به مسافرت می‌رود، سگ‌هایش را به یک محل مراقبت بسپارد چون کسی را ندارد که از آن‌ها نگهداری کند.
یک خانه بسیار بزرگ در آن خیابان، به افراد اجاره اتاق همراه با غذا می‌دهد.
جاناتان هم به طور موقت در خانه افرادی که به صورت اینترنتی شناخته، زندگی و غذا می‌خورد.

وقتی «بورد» به عنوان اسم به کار می‌رود، معمولاً به یک سطح صاف و محکم اشاره دارد که برای کارهای مختلفی استفاده می‌شود.
مثلاً سبزیجات یا گوشت را روی یک «تخته برش» خرد می‌کنید.
لباس‌ها را روی «میز اتو» اتو می‌زنید.
پنجره‌ها و درهای خانه‌های خالی از سکنه را اغلب با تخته می‌پوشانند.
مردم مناطق ساحلی قبل از رسیدن توفان، پنجره‌های خانه‌های خود را با تخته می‌بندند تا از آسیب در امان بمانند.
اسکیت‌برد یک تخته چوبی مستطیل شکل است که چهار چرخ زیرش دارد.
تخته‌ی موج‌سواری هم یک وسیله بلند و باریک است که برای حرکت روی موج دریا از آن استفاده می‌شود.
مقوا یک نوع کاغذ ضخیم و محکم است که برای درست کردن جعبه، بسته‌بندی و ساخت تابلوهای اعلانات به کار می‌رود.
حتی می‌توانید با قرار دادن یک صفحه چوبی بزرگ روی دو کمد بایگانی، یک میز درست کنید.

در نهایت، «بورد» می‌تواند به گروهی از افراد اشاره کند که مسئول راهنمایی و مدیریت یک شرکت یا سازمان بزرگ هستند.
برای مثال، دیوید عضو «هیئت مدیره» یک شرکت بسیار معتبر و بزرگ است.
«هیئت مدیره مدرسه» باید یک مدیر جدید برای مجموعه مدارس آن منطقه پیدا کند.
اعضای هیئت مدیره معمولاً در یک سالن کنفرانس بزرگ و پشت یک میز طولانی جلسه می‌گذارند.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *