امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Balance به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی دو چیز مخالف با هم برابر باشند، یعنی در حالت تعادل قرار دارند. وزنشان یکسان است، قدرتشان برابر است و هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد. این کلمه معمولاً برای تقسیم مساوی وزن به کار میرود:
اگر تعادلش را از دست بدهد، از روی تخته موجسواری میافتد.
آیا تا به حال سعی کردهاید چیزی را روی دستتان نگه دارید و آن را متعادل کنید؟
برای رقصنده بودن باید حس تعادل قوی داشته باشید.
خوزه تعادلش را از دست داد و از دوچرخه به زمین افتاد.
این واژه معمولاً برای توصیف زندگی پرمشغله و تقسیم زمان بین کارهای مختلف نیز استفاده میشود:
جنیفر میکوشد بین شغل تماموقتاش و مسئولیتهایش به عنوان مادر سه بچه تعادل ایجاد کند.
باب همزمان سه کار پارهوقت را با هم پیش میبرد.
اگر یاد بگیرید چطور زمانتان را مدیریت کنید، میتوانید بین کار و زندگی شخصیتان تعادل برقرار کنید.
همچنین کلمهٔ balance به معنای «موجودی» برای حساب بانکی یا حساب قرض هم به کار میرود:
موجودی حسابم چقدر است؟ (چقدر پول در حساب موجود است؟)
لازم است موجودیام را چک کنم. لطفاً میتوانید بگویید چقدر است؟
مهم است که هر ماه حساب و کتاب دخل و خرجتان را بررسی کنید تا بدانید دقیقاً چقدر پول دارید.
اگر موجودی حساب شما منفی شود، ممکن است بانک از شما کارمزد بگیرد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید