**آشنایی با معنا، مفهوم و داستان ضربالمثل “خروس بیمحل”**
حتماً تا به حال شنیدهاید که به کسی میگویند: “تو چقدر خروس بیمحلی!” این حرف معمولاً در مورد کسی به کار میرود که در جایی حاضر میشود که به او مربوط نیست، یا در کاری دخالت میکند که هیچ تخصص و صلاحیتی در آن ندارد.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه انشا در مورد ظاهر و باطن + ضرب المثل.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” کارو دست میکنه اما چشم میترسه “ را بخوانید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” زبانم مو در آورد “.
توصیه میکنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” دشمن دانا بلندت میکند برزمینت میزند نادان دوست “ را حتماً بخوانید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” جایی که میوه نیست، چغندر سلطان مرکباته “.
اما داستان پشت این ضربالمثل چیست؟
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” چشم بازار را درآوردن “ سر بزنید.
برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” خر بی صاحب رو همه سوار میشن “ مراجعه کنید.
در گذشته، در بسیاری از خانههای روستایی، یک خانه بزرگ وجود داشت که چندین خانواده به طور مشترک در آن زندگی میکردند. در این خانههای بزرگ، برای هر خانواده یک اتاق جداگانه در نظر گرفته میشد. هر خانواده برای خودش یک خروس داشت که صبحها در حریم همان اتاق، بانگ اذان سر میداد و بیدارباش اعلام میکرد.
حالا اگر خروس یک خانواده، به جای اینکه در محدوده خودش و کنار اتاق صاحبش crow بکشد، میرفت در کنار اتاق خانواده دیگر و آنجا شروع به خواندن میکرد، به او میگفتند “خروس بیمحل”. یعنی کسی که در جایی که نباید باشد، حاضر شده و نقشی را ایفا میکند که مربوط به او نیست.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” از اونجا مونده، از اینجا رونده “ سر بزنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” شتر در خواب بیند پنبه دانه “ را از دست ندهید.
اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” آدم شاخ در می آورد “ به شما کمک خواهد کرد.
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” انگشت به دهان ماندن “ سری سر بزنید.
**مفهوم اصلی ضربالمثل:**
این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که هر کسی باید در جایگاه و محدوده خودش عمل کند. دخالت در کار دیگران، اظهارنظر در زمینههایی که تخصصی در آن نداریم، یا حضور در مکانها و موقعیتهایی که به ما مربوط نمیشود، میتواند باعث ایجاد مشکل شود و دیگران را ناراحت کند.
توصیه میکنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” اسب را گم کردن و پی نعلش گشتن “ را حتماً بخوانید.
پس دفعه بعد که خواستید در کاری که به شما مربوط نیست دخالت کنید، یاد این ضربالمثل بیفتید و مراقب باشید که یک “خروس بیمحل” نباشید!
مقاله معنی ضرب المثل ” روز از نو روزی از نو ” چیست منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه “ پیدا کنید.

در این نوشته، با مفهوم و داستان پشت ضربالمثل کهن ایرانی «خروس بیمحل» آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی ضرب المثل خروس بی محل
۱- یعنی انجام دادن کاری در زمانی که مناسب آن نیست.
۲- معمولاً وقتی این عبارت را به کار میبرند که کسی بیجا وسط حرف یا کار دیگری بپرد.
۳- به کسی گفته میشود که زمانشناسی نمیکند و در وقت نامناسب کاری انجام میدهد.
۴- یعنی کسی که بدون توجه به موقعیت، در کار دیگران دخالت میکند.
داستان ضرب المثل خروس بی محل
در روزگار باستان، پادشاهی بزرگ به نام کیومرث حکومت میکرد. او پسر عزیزی داشت به نام پشنگ که همیشه به کوهستان میرفت و در آنجا با خدای خود راز و نیاز میکرد. پشنگ نزد پدرش بسیار عزیز بود و کیومرث دلش به وجود او روشن بود.
کیومرث لشکری بزرگ و نیرومند داشت و به سرزمینهای زیادی لشکرکشی میکرد. به همین دلیل، دشمنان زیادی داشت. یکی از این دشمنان، فردی به نام دیوان بود که در یک جنگ از کیومرث شکست سختی خورده بود. از آن پس، آتش انتقام در دلش روشن شد و در فکر بود تا در فرصتی مناسب، از کیومرث انتقام بگیرد.
دیوان میدانست پسر پادشاه برای عبادت به کوه میرود. پس در راه او کمین کرد تا در موقعیت مناسب، او را از بین ببرد. روزی که پشنگ به کوه رفت، دیوان و همراهانش به دنبال او حرکت کردند. وقتی پشنگ مشغول نیایش شد، دیوان از پشت، سنگی بزرگ به سر او زد و او را کشت و سپس فرار کرد.
روز بعد، کیومرث به کوه رفت تا پسرش را ببیند. در راه، جغدی در برابر او نشست و آوازی خواند و پس از چند لحظه پرواز کرد و رفت. کیومرث به راهش ادامه داد و وقتی به کوه رسید، پیکر بیجان پسرش را دید. از غم از دست دادن پسرش، بسیار گریست و جغد را نفرین کرد و آن را پرندهای بدیمن نامید. میگویند از آن زمان، جغد به عنوان پرندهای شوم شناخته میشود.
کیومرث فهمید که دیوان پسرش را کشته است. پس با سپاهش به سوی او حرکت کرد. در راه، خروسی سفید را دید که با مرغ و جوجههایش در حال چریدن بود. ناگهان ماری به آنها حمله کرد. خروس برای دفاع از خانوادهاش با مار جنگید و در نهایت، مار را کشت. کیومرث از شجاعت خروس خوشش آمد و به سربازانش گفت: مانند این خروس باشید و از خانواده و میهن خود تا آخرین نفس دفاع کنید. سپس دستور داد خروس و خانوادهاش را در قفسی نگهداری کنند و وقتی به ایران بازگشتند، از آنها مراقبت کنند.
مقاله معنی ضرب المثل ” نه به آن شوری شور نه به این بی نمکی “ حاوی اطلاعات جامعی است.
سپس سپاهش را به مقر دیوان برد و در حملهای همهٔ افراد دیوان را نابود کرد و خود او را نیز کشت و سپس به ایران بازگشت.
سالها گذشت و کیومرث همواره به آن خروس رسیدگی میکرد و به او محبت میکرد. یک شب، خروس ناگهان شروع به خواندن کرد و همه از این رفتارش شگفتزده شدند. ناگهان خدمتکاران قصر خبر دادند که کیومرث از دنیا رفته است. در همان لحظه، همه فهمیدند که اگر خروس بیموقع بخواند، به آن میگویند: خروس بیمحل.
بیشتر بخوانید: ضرب المثلهای شیرین فارسی

دیدگاهتان را بنویسید