این ضربالمثل زیبا داستان جالبی در پس خود دارد. در گذشته، وقتی فردی لباس تازه و زیبایی، به ویژه یک پیراهن با آستینهای نو و تمیز، میپوشید، ممکن بود آنقدر به ظاهر خود افتخار کند که مغرور شود و در برخورد با دیگران، به ویژه کسانی که وضع مالی خوبی نداشتند، رفتار متکبرانهای داشته باشد.
این مثل به افرادی اشاره میکند که به دلیل داشتن یک نعمت تازه، مثل یک لباس نو، یک موقعیت شغلی بهتر یا هر چیز ارزشمند دیگری، suddenly حال و هوایشان عوض میشود و با اطرافیان خود با غرور و بیمحلی رفتار میکنند. انگار که فراموش میکنند دیروز چه کسی بودهاند و این نعمتها موقتی است.
در حقیقت، این ضربالمثل هشداری است برای همه ما که هرگز به دلیل دستاوردهای مادی یا موقعیتهای اجتماعی، مغرور نشویم و فروتنی خود را حفظ کنیم.

در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی یک ضربالمثل کهن ایرانی میپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی آستین نو بخور پلو یعنی چه؟
کسی که فقط به خاطر لباس زیبا و ظاهر فردی، به او احترام میگذارد و او را به مهمانی دعوت میکند، در واقع به خودِ آن فرد اهمیت نمیدهد، بلکه فقط ظاهر او را میپسندد. پس بهتر است غذا را به لباسش بدهد، چون این لباس است که برایش مهم بوده، نه خود فرد!
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” در دروازه رو می شه بست، اما دهان مردم را نه “ را بخوانید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” قوز بالا قوز ” + داستان را از دست ندهید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود “.
این ضرب المثل معمولاً در مورد افرادی به کار میرود که دیگران را فقط بر اساس ظاهرشان قضاوت میکنند. اگر کسی ظاهر ساده یا معمولی داشته باشد، نزد این افراد ارزش و احترام کمتری خواهد داشت. برای درک بهتر این مفهوم، داستانی پشت این ضرب المثل وجود دارد که با خواندن آن، معنایش روشنتر میشود.
داستان ضرب المثل و ریشه آن
یک روز، مرد پولدار و ثروتمندی، ملا نصرالدین را به مهمانی دعوت کرد. آن روز، کار ملا در مزرعه طول کشید و فرصت نکرد به خانه برود و لباس تمیز و نو بپوشد. برای همین، با همان لباس کار، راهی مهمانی شد.
با ورود هر مهمان جدید، به ملا میگفتند: “لطفاً کمی جایتان را تنگ کنید.” ملا هم هر بار کمی عقبتر میرفت تا اینکه در انتهای مجلس، کنار کفشهای مهمانان نشست.
وقتی میوه آوردند، او در همان جای دور، میوهاش را خورد؛ اما از رفتار دیگران بسیار ناراحت و عصبانی بود. قبل از آمدن غذا، تصمیم گرفت به خانه برگردد و لباسش را عوض کند. پس بهترین لباسهایش را از صندوق بیرون آورد و پوشید و دوباره به مهمانی بازگشت.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” تا توانی دلی بدست آور دل شکستن هنر نمی باشد “ سر بزنید.
این بار، مهمانانی که قبلاً به او توجهی نکرده بودند، با گرمی از او استقبال کردند و با احترام، او را به سمت بالای مجلس هدایت کردند تا در بهترین جای سفره بنشیند.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” آش نخورده و دهان سوخته ” + داستان.
مقاله معنی ضرب المثل ” یک بار جستی ملخک “ حاوی اطلاعات جامعی است.
وقتی غذا آمد، ملا نصرالدین قاشق را برداشت و به جای آن که غذا را در دهان بگذارد، روی آستین لباسش ریخت و خطاب به آستین گفت: “بخور آستین نو، از این پلو بخور!”
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” خدا نصیب گرگ بیابون نکنه “ سری سر بزنید.
همه از این کارش شگفتزده شدند و پرسیدند: “چرا چنین کاری میکنی؟”
مقاله معنی ضرب المثل ” فضول را بردند جهنم گفت هیزمش تر است “ حاوی اطلاعات جامعی است.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” عاقل تا پی پل می گشت، دیوانه پا برهنه از آب گذشت “ را مطالعه کنید.
ملا با لبخند پاسخ داد: “من همان کسی هستم که بار اول با لباس کهنه به اینجا آمدم و کسی به من توجه نکرد. حالا که با لباس نو آمدهام، با من اینگونه رفتار میکنید. پس شما مرا دعوت نکردهاید، بلکه لباس مرا به مهمانی دعوت کردهاید! این هم سهم لباس من از غذایتان.”
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” با پول ها کباب بی پول ها دود کباب “ سری سر بزنید.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” زن و شوهر دعوا کنند ابلهان باور کنند “ را مطالعه کنید.
توصیه میکنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” چشمت کور دندت نرم “ را حتماً بخوانید.
با شنیدن این حرف، همه مهمانان و میزبان شرمنده شدند و از ملا عذرخواهی کردند. از آن روز به بعد، این داستان به صورت ضربالمثل درآمد برای کسانی که به جای باطن، به ظاهر افراد توجه میکنند و بر اساس لباس و وضع ظاهری به دیگران احترام میگذارند.
پیشنهادی: ضربالمثلهای بیشتری بخوانید.
اختصاصی-آنبین

دیدگاهتان را بنویسید