امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Trouble به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “trouble” به معنای “مشکل” است و برای صحبت درباره مشکلات بزرگ و کوچک به کار میرود. این کلمه پرکاربرد را میتوان به سه شکل اسم، فعل و صفت استفاده کرد.
در جملههای زیر، کلمه trouble نقش اسم دارد:
* وقتی مشکلی برایتان پیش میآید با چه کسی تماس میگیرید؟
* برنیس در مدرسه مشکل بزرگی پیدا کرده است.
* معمولاً مدیر مدرسه یا معاون پرورشی با دانشآموزانی که مشکلساز هستند برخورد میکند.
* ادیت به خاطر رانندگی با گواهینامه تاریخگذشته دچار مشکل شد.
* مشکل او چقدر بزرگ است؟
* باب در حل یک مسئله در محل کارش با دشواری روبرو است.
* پاملا با شرکت ارائهدهنده خدمات اینترنتی خود مشکل دارد.
* مشکلات کوین با همسایهاش از زمانی شروع شد که سگ او بیوقفه پارس میکرد. (توجه کنید که این اسم هم به صورت قابل شمارش و هم غیرقابل شمارش به کار میرود).
* مشکل اصلی پیشنهاد ساخت یک ورزشگاه جدید، هزینه بسیار بالای آن است.
* اگر ماشین شما روشن نمیشود، شاید لازم باشد آن را به یک مکانیک نشان دهید.
* هر کسی که در تنفس مشکل دارد باید به پزشک مراجعه کند.
علاوه بر این، از کلمه “trouble” میتوان به عنوان فعل یا صفت نیز استفاده کرد:
* چه چیزی تو را نگران کرده است؟ (trouble = فعل)
* این یک تحول نگرانکننده است. (trouble = صفت)
* افسردگی رالف آنقدر برایش آزاردهنده بود که مجبور شد به پزشک مراجعه کند. (trouble = فعل)
* سیندی یک زن جوان پریشانحال است که به کمک تخصصی نیاز دارد. (trouble = صفت)
کلمه “troubleshoot” نیز به فرآیند یا فردی اشاره دارد که مشکلات را بررسی و حل میکند.
* شرکت فردی را استخدام کرد تا مشکلات شبکه کامپیوتری آنها را عیبیابی و رفع کند.
* دفترچه راهنمای استفاده از دستگاههای الکترونیکی معمولاً شامل یک بخش عیبیابی است تا به خریداران کمک کند مشکلات احتمالی محصولی که خریدهاند را تشخیص دهند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید