امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Tidy به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه «tidy» به معنی تمیز و مرتب کردن چیزی است. معمولاً این کلمه با «up» همراه میشود.
ما باید قبل از رسیدن مهمانها، خانه را مرتب کنیم.
آشا دوست داشت قبل از مصاحبه کاری، ظاهرش را مرتب کند، برای همین به دستشویی بانوان رفت تا کمی آرایش کند.
قبل از عکس گرفتن بهتر است خودت را مرتب کنی. مطمئناً دوست داری بهترین ظاهر ممکن را داشته باشی، نه؟
آنها خانهشان را خیلی تمیز و مرتب نگه میدارند. (در این جمله «tidy» به صورت صفت به کار رفته است.)
این یک محلهٔ بسیار تمیز و آراسته است.
گاهی از این کلمه برای اشاره به مقدار پول، معمولاً مبلغ قابلتوجهی، استفاده میشود:
باب از فروش خانهاش سود خوبی به دست آورد.
یک مدرک دانشگاهی در برنامهنویسی کامپیوتر، اغلب بعد از فارغالتحصیلی باعث کسب درآمد خوبی میشود.
ما سال گذشته مبلغ قابلملاحظهای پول درآوردیم.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید