امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Nature به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “طبیعت” در زبان انگلیسی کاربردهای مختلفی دارد.
**۱. طبیعت به معنای جهان اطراف ما**
این کلمه معمولاً برای توصیف محیطها و مکانهایی به کار میرود که دستساز انسان نیستند.
نیروهای خروشان طبیعت گاهی میتوانند بسیار ویرانگر باشند.
بسیاری از مردم برای طبیعت ارزش قائل هستند و آن را دوست دارند.
طبیعت توانایی شگفتانگیزی در ترمیم و بازسازی خود دارد.
زیبایی طبیعت را نمیتوان به طور کامل تقلید کرد، اما با این حال ما انسانها همیشه برای این کار تلاش میکنیم.
**۲. طبیعت به معنای شخصیت و ذات افراد**
این کلمه میتواند برای توصیف ویژگیهای درونی و شخصیت یک فرد نیز استفاده شود.
طبع و سرشت او این نیست که این قدر عصبانی شود.
او شخصیت بسیار خوشایند و خوبی دارد.
سخاوتمند بودن، بخشی از ذات و شخصیت مری است.
**۳. طبیعت به معنای ماهیت و سرشت چیزها**
گاهی اوقات از این کلمه برای اشاره به دلیل اصلی یا ویژگی اساسی یک چیز استفاده میشود.
هدف اصلی این بازدید چیست؟
ماهیت سوالاتی که پلیس میپرسید، کنجکاوی اطرافیان را برانگیخت.
یک کولاک برف ناگهانی رخ داد. رویدادهایی از این دست، به ندرت در این منطقه اتفاق میافتد.
از ویژگیهای ذاتی علم این است که مسائل را تا سادهترین شکل ممکن خلاصه میکند.
ما باید بگذاریم رویدادها مسیر طبیعی خود را طی کنند. (یعنی هر اتفاقی که قرار است بیفتد، خواهد افتاد و ما نمیتوانیم مانع آن شویم.)
**۴. کلمات “طبیعت” و “طبیعی” به عنوان صفت**
این کلمات برای توصیچ چیزها استفاده میشوند.
یک “مرکز طبیعت” جایی است که بازدیدکنندگان میتوانند گیاهان و جانوران را در محیط زندگی بومی خود ببینند.
استیو و لیندا علاقه زیادی به پیادهروی در دل طبیعت دارند.
آنها عاشقان طبیعت هستند.
حفظ و نگهداری از جنگلهای طبیعی بسیار باارزش است.
بروز خشم، واکنش طبیعی و قابل پیشبینی در برابر ناامیدی او بود.
ریک در بازی بیسبال یک استعداد طبیعی محسوب میشود. (یعنی در این کار بسیار مهارت دارد.)
سارا ترجیح میدهد حالت موهایش طبیعی به نظر برسد. (یعنی دوست ندارد به نظر برسد که موهایش زیاد آرایش شده است.)
موهایش به طور ذاتی فر دارند.
**۵. کلمه “طبیعی” به عنوان قید**
از این کلمه برای توصیف چگونگی انجام یک کار استفاده میشود.
رنگ پوستش به طور طبیعی و خودبهخود، هر بار که برای دیدن والدینش به فلوریدا میرود، تیرهتر میشود.
پیدا کردن آب پاک و تمیز در طبیعت، روزبهروز سختتر میشود. بیشتر آبی که ما مینوشیم، قبلاً تصفیه شده است.
او به طور ذاتی برای این سمت مناسب است. (یعنی کاملاً با شرایط این کار جور درمیآید.)
پدر و مادرها به طور غریزی و طبیعی از فرزندان خود محافظت میکنند.
ما اخیراً در محل کار به شکل غیرعادی و غیرمعمولی سرمان شلوغ بوده است. (یعنی شرایط با حالت عادی تفاوت دارد.)
رئیس ما امروز به طور غیرمعمولی خوشاخلاق و خوشبرخورد است. در حالت عادی، او با همه کمحوصله و تند است. (یعنی معمولاً بیحوصله، بیادب یا بداخلاق است.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید