امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Kink به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “Kink” به معنای یک گره یا پیچیدگی ناخواسته است. این مشکل میتواند در چیزهای مختلفی دیده شود:
* من در گردنم یک گرفتگی احساس میکنم. (یعنی نقطه خاصی از گردنم درد میکند.)
* شلنگ آب باغچه یک تا خوردگی دارد. (این تا خوردگی مانع از جریان آب در شلنگ میشود.)
* داخل سیم یک پیچخوردگی وجود دارد. باید آن را صاف کرد.
* ما یک مشکل پنهان در برنامه پیدا کردیم که باید حلش کنیم.
کلمه “Kinky” نیز یک صفت است و میتواند چندین معنی داشته باشد:
* موهای او نوعی حالت فر و بستهدار دارد.
* برنیس از این نوع موهای بستهدار و فر خودش خوشش میآید.
* به نظر میرسد آن ایده کمی عجیب و نامتعارف است. (این معنی چندان خوب نیست و ایده را غیراخلاقی یا غریب نشان میدهد.)
* او به کارها و چیزهای عجیب و غیرمعمول علاقه دارد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید