معنی کلمه Grease به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of grease word

بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

ترجمه کلمه Grease به فارسی با مثالهای کاربردی

ما معمولاً برای اشاره به مواد لیز و روغنی، مخصوصاً در غذا، از کلماتی مثل “چربی” یا “چرب” استفاده می‌کنیم:

فست‌فودها مقدار زیادی چربی در خود دارند.
مرغ سرخ‌کرده چرب است.

 

کلمه “چرب” یک صفت است:

خوردن مقدار زیادی غذای چرب فکر خوبی نیست، چون این غذاها حاوی چربی‌های ناسالم زیادی هستند.
پیتزایی دیشب خوردیم خوشمزه بود، اما کمی روغنی و چرب بود.
تام غذاهای چرب مثل همبرگر و سیب‌زمینی سرخ‌کرده را دوست دارد.
آشپزخانه رستوران‌های فست‌فودی به خاطر سرخ کردن زیاد، معمولاً چرب و روغنی است. (یک “داینِر” رستوران کوچکی است که در سرو غذاهای سریع تخصص دارد.)

 

گریس هم یک ماده روان‌کننده است که اصطکاک بین قطعات متحرک ماشین‌آلات را کم می‌کند.

دست یک مکانیک موقع کار کردن با ماشین، معمولاً پر از گریس می‌شود.
با اضافه کردن کمی گریس، چرخ دیگر جیرجیر نمی‌کند.
می‌گویند: “چرخی که صدا بدهد، گریس می‌خورد.” (این یک ضرب‌المثل است و معنایش این است که اگر کسی مشکلش را به‌صورت واضح بیان کند، دیگران بیشتر به او توجه می‌کنند.)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *