معنی کلمه Game به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of game word

بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

ترجمه کلمه Game به فارسی با مثالهای کاربردی

بازی، یک فعالیت لذت‌بخش و سرگرم‌کننده است. بعضی از بازی‌ها قوانین مشخص و فضای خاصی برای انجام دارند، اما خیلی از بازی‌ها هم هستند که ساختار و قانون پیچیده‌ای ندارند. بازی‌ها انواع بسیار مختلفی دارند.

آیا دوست دارید بازی کنید؟
مونوپولی یک بازی رومیزی جذاب است.
شطرنج یک بازی مبتنی بر تفکر و برنامه‌ریزی است.
رولت یک بازی شانسی محسوب می‌شود.
بیسبال یک رشته ورزشی است، اما در عین حال یک بازی هم هست.
تیم‌های حرفه‌ای بیسبال در هر فصل حدود ۱۶۰ بازی انجام می‌دهند.
فوتبال بازی‌ای است که در یک زمین بزرگ انجام می‌شود.
بسکتبال نیز بازی‌ای است که در زمین مخصوص خودش برگزار می‌شود.
کودکان بازی‌های مختلفی انجام می‌دهند، مثل قایم‌باشک، لی‌لی و بالا بلندی. (این‌ها در دسته ورزش قرار نمی‌گیرند.)
بعضی بازی‌ها قوانین بسیار پیچیده‌ای دارند و برخی دیگر قوانین ساده.
بازی‌های المپیک تابستانی هر چهار سال یکبار برگزار می‌شوند و ورزشکاران زیادی از سراسر دنیا در آن شرکت می‌کنند.

علاوه بر این، کلمه «بازی» در موقعیت‌های دیگری هم به کار می‌رود.

اگر کسی سعی کند «سیستم را بازی دهد»، یعنی می‌خواهد با روشی غیرصادقانه به هدفش برسد.
بعضی افراد که از دولت کمک می‌گیرند، سعی می‌کنند قوانین را به نفع خود دور بزنند.
اگر کسی در محل کار «بازی» کند، ممکن است بخواهد برای همکارانش مشکل ایجاد کند.
رئیس ما آدمی است که «بازی» را دوست ندارد. او با کارمندانش کاملاً صادق است.
کسی که «بازی ذهنی» می‌کند، سعی دارد دیگری را فریب دهد یا از نظر فکری مغلوب کند. این نوع بازی‌ها معمولاً بی‌ادبانه و نامناسب تلقی می‌شوند.
«بازی‌های جنگی» در واقع تمرین‌های نظامی هستند که در آن سربازان به صورت نمایشی با دشمن فرضی می‌جنگند.
به کسی که زیاد بازی ویدیویی انجام می‌دهد (روی کامپیوتر یا کنسول بازی)، «گیمر» می‌گویند.
وقتی کسی «چهره بازی» به خود می‌گیرد، یعنی برای رقابت کاملاً آماده است.
اگر از شما بپرسند: «بازی هستی؟» یعنی آیا حاضرید کاری را انجام دهید یا نه؟
«بازی شروع شد!» یعنی: من آماده‌ام.

گاهی کلمه «گِیم» در مورد حیوانات وحشی هم به کار می‌رود.

«پارک شکار» منطقه‌ای حفاظت‌شده است که شکارچیان در آن به حیوانات وحشی شلیک می‌کنند.
«گوشت شکار» به گوشت حیواناتی مانند ببر، خرس یا گوزن گفته می‌شود.
اگر طعم چیزی «گِیمی» باشد، یعنی شبیه گوشت شکار است. این نوع گوشت طعمی بسیار تند و قوی دارد. (بعضی افراد از بو و مزه گوشت شکار خوششان نمی‌آید.)
من خودم گوشت کوسه را دوست ندارم. چون طعمش خیلی گِیمی است.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *