معنی کلمه Feed به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of feed word

بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

ترجمه کلمه Feed به فارسی با مثالهای کاربردی

هنگامی که به یک انسان یا حیوان غذا می‌دهید، می‌توانید از کلمه‌ی “feed” استفاده کنید.

ساده گذشته فعل ماضی
feed

  1.  غذا دادن
fed

تغذیه شد

fed

تغذیه شده است

پاملا به کودکش غذا داد.
تام هر روز قبل از رفتن به محل کار، به فرزندانش غذا می‌دهد.
راجر به سختی درآمد کافی برای تأمین خوراک خانواده‌اش دارد.
آیا تا به حال لازم شده به حیوانات یک مزرعه غذا بدهید؟
به یک اسب معمولاً چه غذایی می‌دهید؟
ما در حال حاضر به سگمان یک نوع غذای مخصوص می‌دهیم.

بچه‌ها همه سیر هستند. (به آن‌ها غذا داده شده.)
افراد ساکن در آن اردوگاه پناهندگان، تغذیه مناسبی ندارند. (آن‌ها غذای کافی و مقوی دریافت نمی‌کنند.)

گاهی feed به معنای دادن اطلاعات است:
به ما اطلاعات نادرست دادند.
مدیریت مرتباً اطلاعات غلط دربارهٔ سود شرکت به کارمندان می‌دهد.

در بعضی موقعیت‌ها feed معنای «قرار دادن» یا «وارد کردن» می‌دهد:
ساندرا رفت تا پول داخل پارکومتر بریزد.
آیا اطلاعات درست را به رایانه وارد کردی؟
این رود کوچک به رودخانه می‌سی‌سی‌پی می‌ریزد.

همچنین اصطلاحاتی وجود دارند که از feed استفاده می‌کنند:
از این شغل خسته و بی‌حوصله شده‌ام! استعفا می‌دهم.
جلسه شورای شهر ناگهان به صحنه‌ای پر از هرج و مرج تبدیل شد، آن‌جا که مردم با خشم اعتراض می‌کردند.
دانش‌آموزان از انرژی یکدیگر تأثیر می‌گیرند.
جولیا و ادوارد از خشمشان نسبت به هم انرژی می‌گیرند.
ممنون از نظراتتان!

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *