امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Fast به فارسی با مثالهای کاربردی
برای بیان سرعت یا تندی حرکت زمان از واژه “fast” استفاده میکنیم. این کلمه معنایی نزدیک به “quick” دارد.
او دوندهای سریع است.
او کارگری تندکار است.
این رایانه جدید واقعاً پرسرعت است.
کلاس خیلی زود تمام شد.
وقتی در حال لذت بردن هستی، زمان به سرعت میگذرد.
خیلی تند صحبت کردی. میشودی کمی آهستهتر بگویی؟
میتوانید از “fast” هم به صورت صفت و هم به صورت قید استفاده کنید. برای حالت مقایسهای از “faster” و برای حالت عالی از “fastest” بهره میبریم.
او سریع است. او دوندهای تندپاست. او تند میدود.
این کار از آنچه فکر میکردیم سریعتر پیش میرود.
او از بین همه کارمندان، سریعترین کار را انجام میدهد.
علاوه بر این، کاربردهای دیگری نیز برای “fast” وجود دارد:
او زندگی پرهیاهو و پرخرجی دارد. (همیشه در حال خرج کردن پول و مهمانیرفتن است)
زندگی را تند بگذران، جوان بمیر. (اگر در جوانی فقط به فکر خوشگذرانی، مصرف الکل و مواد مخدر باشی، ممکن است زود از دنیا بروی)
او واقعیتها را دستکاری کرد. (دروغ گفت)
این زمینهای چمن تند هستند. (در بازی گلف، به منطقه اطراف سوراخ که اگر توپ روی آن به سرعت حرکت کند، میگویند زمین چمن تند است)
همچنین “fast” به عنوان فعل یا اسم برای اشاره به خودداری از خوردن غذا به کار میرود:
مسلمانان در ماه رمضان روزه میگیرند.
روزه گرفتن در بسیاری از ادیان مرسوم است.
سادیو به دلیل روزهبودن به ناهار نمیرود.
بعضی افراد برای کاهش وزن روزه میگیرند.
او در حال روزهگیری است.
او روزه دارد.
نکته فرهنگی: آیا فستفود دوست داری؟ این نوع غذا خیلی سریع آماده شده و خورده میشود. رستورانهایی مانند مکدونالدز، برگر کینگ، KFC، پیتزا هات، سابوی و بسیاری دیگر از فستفودهای محبوب در آمریکا هستند. این غذاها خیلی سالم نیستند، اما طعم خوبی دارند و در مقایسه با رستورانهای معمولی، قیمت کمتری دارند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید