معنی کلمه Eat به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of eat word

امروز بیایید با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

ترجمه کلمه Eat به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه “eat” که به معنای “خوردن” است، یکی از پرکاربردترین واژه‌ها برای بیان عمل مصرف غذا محسوب می‌شود. اما این فعل، از دسته افعال بی‌قاعده به شمار می‌رود و به همین دلیل، برخی از زبان‌آموزان در استفاده صحیح از آن دچار اشتباه می‌شوند:

ساده گذشته فعل ماضی
eat

خوردن

ate

خورد

eaten

خورده شده

چه چیزهایی برای صبحانه دوست داری بخوری؟ (مصدر)
او ناهارش را ظهر می‌خورد. (زمان حال)
من معمولاً ناهارم را ساعت یک می‌خورم. (زمان حال)
جان پیتزای زیادی خورد. (زمان گذشته)
گربه‌ها تا دو روز چیزی نخورده‌اند. (زمان حال کامل)
زیاد خوردن غذاهای بی‌ارزش، سالم نیست. (اسم مصدر)

علاوه بر این، فعل “خوردن” کاربردهای دیگری هم دارد.

جلسه، زمان زیادی را بلعید. (یعنی زمان زیادی گرفت.)
اتفاق ناخوشایندی هفته پیش در محل کارم افتاد و آن تجربه واقعاً ذهنم را می‌خورد. (یعنی باعث نگرانی و اضطرابم شده است.)
امشب می‌خواهی در خانه غذا بخوریم یا برویم رستوران؟ (بیرون غذا خوردن = رفتن به رستوران؛ در خانه غذا خوردن = غذا خوردن در خانه)
تد نمی‌خواهد تمام پس‌اندازش را خرج کند، برای همین یک شغل دیگر پیدا کرده است. (خوردن از چیزی = استفاده کردن از آن)
اگر زیاد بیرون بمانی، حشرات تو را خواهند خورد. (یعنی پشه‌ها نیشت خواهند زد.)

گاهی اوقات (البته نه همیشه) می‌توان به جای “خوردن” از فعل “داشتن” استفاده کرد.

شام چی می‌خوری؟
ناهار معمولاً چی دوست داری بخوری؟
ما دوست نداریم صبحانه را خیلی دیر بخوریم.
او ماکارونی و پنیر می‌خورد.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *