امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Clue به فارسی با مثالهای کاربردی
سرنخ، نشانهای است که از یک رویداد به جا میماند. سرنخها به افراد کمک میکنند تا به اطلاعات و دانش تازهای دست پیدا کنند.
پلیسها در محل وقوع جرم به جستوجوی سرنخ میپردازند.
سرنخها برای حل کردن معماها بسیار مفید هستند.
مجرمها معمولاً سرنخهایی از خود به جا میگذارند که با کمک آنها میتوان فهمید چه کسی، چه کاری را و در کجا انجام داده است.
دانشمندان از سرنخها برای ساختن نظریهها و فرضیههای جدید استفاده میکنند.
تاریخدانان نیز سرنخهایی پیدا میکنند که از نظریههای آنها دربارهٔ رویدادهای گذشته پشتیبانی میکند.
واژهٔ «سرنخ» در برخی عبارتهای روزمره هم به کار میرود:
او هیچ سرنخی از محل نگهداری تلفن همراه خود ندارد. (او نمی داند تلفن همراهش کجاست.)
من سرنخی ندارم (نمی دانم.)
او واقعاً باید سرنخی پیدا کند. (او باید توجه بیشتری به آنچه در حال رخ دادن است داشته باشد.)
او کاملاً بی خبر است (او چیزی را که مهم است نمی فهمد.)
مرا راهنمایی کن. (به من بگو چه اتفاقی دارد می افتد.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کاملی از واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحه «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحه «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید