حتماً برای شما هم پیش آمده که در یک موقعیت مشابه، با دو نفر برخورد متفاوتی داشته باشند. این دقیقاً همان مفهومی است که ضربالمثل “یک بام و دو هوا” بیان میکند.
این ضربالمثل زمانی به کار میرود که یک شخص یا یک گروه، دو معیار و استاندارد کاملاً متفاوت برای قضاوت دربارهٔ دو موقعیت یکسان داشته باشند. انگار که از یک پشتبام، دو جور هوا بیرون میآید؛ چیزی که در واقعیت غیرممکن است. این مثل، آن رفتار ناعادلانه و تبعیضآمیز را به زیبایی نشان میدهد.
مثلاً تصور کنید در یک خانواده، یک کار از فرزند کوچکتر پذیرفته باشد، اما همان کار از فرزند بزرگتر به راحتی قبول نشود. یا در محیط کار، یک اشتباه از یک کارمند نادیده گرفته شود، اما همان اشتباه از کارمند دیگر با توبیخ همراه باشد. در همهٔ این موارد، میگویند: “این که عیناً مصداق یک بام و دو هواست!”
به زبان ساده، این ضربالمثل یعنی نداشتن انصاف و یکساننگری. وقتی معیارها برای افراد مختلف، در شرایط یکسان، فرق داشته باشد، این مثل را به کار میبرند تا این بیعدالتی را گوشزد کنند.

در این نوشته، به بررسی معنا، پیشینه و مفهوم بنیادی این ضربالمثل کهن ایرانی میپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی یک بام و دو هوا چیست؟
یعنی در یک موقعیت مشابه، با افراد مختلف به شکل متفاوت برخورد شود. این مثل در واقع نشاندهنده تبعیض و ناعدالتی است.
مثلاً در خانه، اگر دختر خانواده از مادرش یک لیوان آب بخواهد، مادر برایش آب میآورد. اما اگر پسر خانواده بلافاصله بعد از او همان درخواست را بکند و مادر برایش آب نیاورد، پسر ممکن است این ضربالمثل را به کار ببرد. معنایش این است که: هر دوی ما در فاصلهای کوتاه آب خواستیم، ولی تو حرف او را قبول کردی و حرف مرا نادیده گرفتی. بین ما فرق گذاشتی. 😐
ریشه ضرب المثل
پیرزنی به همراه پسر و همسرش، و همچنین دختر و شوهر دخترش، همه در یک خانه زندگی میکردند. یک شب که هوا بسیار گرم بود، همه برای خواب به پشت بام رفتند. در یک سمت بام، پسر پیرزن و همسرش خوابیده بودند و در سمت دیگر، دخترش و داماد.
پیرزن اول نگاهش به پسر و عروسش افتاد که چسبیده به هم خواب بودند. آنها را بیدار کرد و گفت: «هوای tonight این قدر گرم است، خوب نیست این قدر نزدیک هم بخوابید. از هم فاصله بگیرید!»
سپس نگاهش به دختر و دامادش افتاد که با فاصله از هم خوابیده بودند. به آنها گفت: «هوای tonight این قدر سرد است، خوب نیست از هم دور بخوابید. بروید کنار هم!»
عروس که این حرفهای ناهماهنگ را شنید، از جا بلند شد و گفت:
قربون برم خدا را یک بام و دو هوا را
یک بر بام سرما را یک بر بام گرما را
و از آن زمان، این سخن به صورت یک ضربالمثل درآمد و میان مردم رواج پیدا کرد.
گاهی هم این گونه نقل میشود:
قربون برم خدا را یک بام و دو هوا را
یک بر بوم زمستون یک بر بوم تابستون

دیدگاهتان را بنویسید