حتوا:
گاهی یک گربه گرسنه، گوشتی را میبیند که در جایی بلند یا داخل قفسهای شیشهای قرار دارد. او گوشت را بو میکشد و شدیداً هوس آن میکند، اما هرچه تلاش میکند، نمیتواند به آن برسد. یا گوشت خیلی بالاست و او نمیتواند بپرد، یا پشت یک مانع شیشهای است که جلوی او را میگیرد.
این صحنه، تصویر روشنی از یک وضعیت انسانی را در ذهن ما ایجاد میکند: زمانی که چیزی را بسیار دوست داریم و به شدت به آن نیاز داریم، اما به دلایلی نمیتوانیم به آن دست پیدا کنیم. اینجاست که از ضربالمثل “گربه دستش به گوشت نمیرسه” استفاده میکنیم.
این ضربالمثل معمولاً برای افرادی به کار میرود که:
– به چیزی که میخواهند، بسیار نزدیک هستند.
– آن چیز را به وضوح میبینند و آرزویش را دارند.
– اما یک مانع (مادی یا معنوی) بین آنها و خواستهشان وجود دارد که باعث میشود نتوانند به آرزوی خود برسند.
در زندگی واقعی، این حالت میتواند شامل موقعیتهای زیادی باشد؛ مانند فردی که برای یک شغل عالی درخواست داده اما شرایط لازم را ندارد، کسی که عاشق کسی است اما نمیتواند با او باشد، یا کسی که پول یک کالای لوکس را میبیند اما توانایی خرید آن را ندارد.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” شش ماهه به دنیا آمدن “ را از دست ندهید.
این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که گاهی نزدیک بودن به یک خواسته، به معنای در دسترس بودن آن نیست و این یک تجربه مشترک و گاهی دردناک در زندگی بسیاری از افراد است.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” خر مقدس بودن “ سر بزنید.

در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی این ضربالمثل کهن ایرانی میپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی ضرب المثل گربه دستش به گوشت نمی رسه میگه بو میده
1- این مثل در مورد کسی است که چیزی در زندگی ندارد و برای توجیه این کمبود، خودش را بینیاز نشان میدهد و به همان چیز عیب میگیرد.
2- یعنی کسی که در کاری موفق نیست، دیگران را هم از انجام آن کار بازمیدارد.
3- وقتی از این ضربالمثل استفاده میکنیم که فردی خودش به جایی نرسیده، اما اگر دیگری در آستانه موفقیت باشد، با منفیبافی و بیان مشکلات، او را دلسرد میکند.
4- این عبارت برای افرادی به کار میرود که به دلیل ناتوانی خود در انجام کاری، سعی میکنند دیگران را نیز از انجام آن منصرف کنند.
5- منظور، ایراد گرفتن بیدلیل روی چیزی است که در واقع هیچ نقصی ندارد.
6- وقتی کسی نمیتواند کاری را انجام دهد، شروع به عیبجویی از آن میکند و در حالی که هیچ تسلطی بر آن موضوع ندارد، به بدگویی میپردازد.
داستان ضرب المثل گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده
یک روز، قصاب محله یک تکه گوشت تازه را در جلوی مغازهاش آویزان کرد. وقتی برای کاری به مغازه بغلی رفت، گربهای که از دور گوشت را دیده بود و هوس کرده بود، آرام و بیصدا خودش را به مغازه رساند. اما گوشت بالاتر از آن بود که بتواند به آن برسد.
گربه تختهای که قصاب روی آن گوشت میبرید را دید و فکر کرد میتواند از آن به عنوان پله استفاده کند. اما تخته از چربی گوشت لیز بود و گربه به زمین افتاد. چند بار تلاش کرد و هر بار نتیجهای نگرفت. در همین موقع قصاب را دید که برمیگردد، بنابراین سریع فرار کرد.
توصیه میکنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” غزل خداحافظی را خواندن “ را مطالعه کنید.
گربه که نتوانسته بود گوشت را بگیرد، برای اینکه احساس خجالت نکند و خودش را توجیه کند، دستش را جلوی بینیاش گرفت و گفت: “پیف پیف، این گوشت بو میدهد!”
از آن به بعد، هر وقت کسی از عهده انجام کاری برنمیآید و به جای قبول کردن ناتوانیاش، از آن بدگویی میکند، دیگران این ضربالمثل را برایش به کار میبرند.

دیدگاهتان را بنویسید