معنی ضرب المثل ” غوره نشده مویز شده “

معنی غوره نشده مویز شده

این ضرب‌المثل برای کسانی به کار می‌رود که در سن و موقعیتی هستند که باید تازه‌کار و بی‌تجربه به حساب بیایند، اما در عمل، خود را بسیار با‌تجربه و بزرگ‌منش نشان می‌دهند و ادای افراد پخته و سال‌خورده را در می‌آورند.

به بیان دیگر، این مثل اشاره به افرادی دارد که هنوز ظرفیت و تجربهٔ لازم را به دست نیاورده‌اند، ولی چنان رفتار می‌کنند که گویی سال‌ها زندگی کرده و بر همه چیز مسلط هستند. آن‌ها پیش از آنکه مرحلهٔ نارس و جوانی (غوره) را به طور کامل پشت سر بگذارند، خود را رسیده و کامل (مویز) جا می‌زنند.

این عبارت معمولاً با نگاهی انتقادی و گاهی همراه با تمسخر به کار می‌رود و بی‌تجربگیِ پنهان شده زیر نقاب بزرگی و ادعای زیاد را به تصویر می‌کشد.

معنی غوره نشده مویز شده

در این نوشته، با مفهوم، پیشینه و معنای اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

معنی غوره نشده مویز شده چیست؟

1- این جمله به افرادی گفته می‌شود که انتظار دارند بدون تلاش و گذراندن مراحل سخت، به موفقیت‌های بزرگ برسند. مانند کسی که می‌خواهد راهی طولانی را یک‌شبه طی کند، غافل از اینکه باید توانایی‌های خود را تقویت کند و از مشکلات به عنوان پلی برای رسیدن به اهدافش استفاده نماید.

2- به این معنا که انسان باید درس‌های زیادی از زندگی بیاموزد و تجربه‌های فراوانی کسب کند تا کم‌تجربگی و ناپختگی‌اش از بین برود.

توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” آب رفته به جو بر نمی گردد “ را حتماً بخوانید.

3- گاهی این ضرب‌المثل خطاب به جوانانی به کار می‌رود که با وجود کم‌تجربگی، ادعاهای بزرگ دارند.

ریشه و داستان ضرب المثل

حکایت شده که روزی ملک‌الشعرای بهار، شاعر نامدار، در جمعی حضور داشت. حاضران برای امتحان کردن هنر او، چهار کلمه انتخاب کردند و خواستند که با آن‌ها یک رباعی بسراید.
کلمه‌ها این‌ها بودند: خروس، انگور، درفش و سنگ.
بهار بی‌درنگ گفت:

> برخاســـت خروس صبح برخیز ای دوست
> خون دل انگور فکن در رگ و پوسـت
> عشق من و تو صحبت مشت است و درفش
> جور دل تو صحبت سنگ است و سبوست

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” آن چه بر خود نمی پسندی بر دیگران هم نپسند “ پیدا کنید.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” آب دریا به دهن سگ نجس نمی‌ شود “ را بخوانید.

جوانی کم‌تجربه که در آن مجلس بود، گفت: این کلمات از قبل انتخاب شده بودند، قبول نیست! اگر راست می‌گویید، من چهار کلمه جدید انتخاب می‌کنم و شما باید با آن‌ها شعر بگویید.
سپس این چهار کلمه را نام برد: آئینه، اره، کفش و غوره.
بی‌گمان، استفاده از این کلمات ناهمگون در یک رباعی کار آسانی نبود، اما ملک‌الشعرا اینگونه سرود:

> چون آینه نور خیز گشـتی احسنت
> چون اره به خلق تیـز گشتی احسنت
> در کفش ادیبان جهان کردی پای
> غوره نشده مویز گشتی احسنــت

پیشنهادی: آشنایی با ضرب‌المثل «گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی»

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *