داستان و مفهوم شعر معروف «بزک نمیر بهار میاد، کمبزه با خیار میاد» را با هم مرور میکنیم.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” تا پول داری رفیقتم قربان بند کیفتم ” + داستان را بخوانید.
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” آسوده خودم که خر ندارم “ سری سر بزنید.
توصیه میکنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” آدم به امید زنده است “ را مطالعه کنید.
این شعر در واقع یک لالایی یا ترانهی کودکانهی قدیمی است که در بسیاری از مناطق ایران رواج داشته است. داستان پشت آن درباره یک بز کوچک و بانمک است که صاحبش نگران اوست. اما راوی شعر با اطمینان میگوید که جای نگرانی نیست، چون با رسیدن بهار، همه چیز دوباره سبز و خرم میشود و محصولات تازه مثل کدو و خیار به وفور یافت خواهند شد.
معنای اصلی شعر امیدوارکننده و زیباست. این شعر به زبان ساده میخواهد بگوید که دوران سخت و نگرانیها به پایان میرسد و روزهای خوب و پربرکت در راه هستند. همانطور که زمستان سرد جای خود را به طراوت بهار میدهد، سختیها نیز جای خود را به آسایش و نعمت خواهند داد. این ترانه نمادی از امید، انتظار برای روزهای بهتر و اعتماد به چرخهی زیبای طبیعت است.

در این نوشته، به سراغ یکی از ضربالمثلهای قدیمی و شناختهشده در فرهنگ ایرانی میرویم: “بزک نمیر بهار میاد، کمبزه با خیار میاد”.
میخواهیم معنی، مفهوم و داستان پشت این عبارت را با هم مرور کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد
⭕ یعنی قول دادن چیزی که نمیتوانی به آن عمل کنی.
⭕ یعنی مثلاً به زبان ساده، به یک بز در زمستان که علوفه ندارد، به جای دادن غذا به او، قول میدهی که وقتی تابستان رسید به او خربزه و طالبی خواهی داد.
⭕ یعنی با حرفهای شیرین و دلنشین، به کسی وعدههای بزرگ و دستنیافتنی دادن، فقط برای این که الان مجبور نباشی خواستهاش را برآورده کنی.
⭕ یعنی از روی خست و کمگذاشتی، به کسی وعدههای بزرگی برای آینده دادن.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” چشمش آلبالو گیلاس میچینه “ را مطالعه کنید.
ریشه ضرب المثل بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد
اشرفالدین حسینی، که به نام نسیم شمال شناخته میشود، از روزنامهنگاران و شاعران دوران خود بود. او با سرودن شعرهای طنز، تلاش میکرد شرایط اجتماعی و سیاسی زمانهاش را نقد کند.
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” کار نیکو کردن از پر کردن است ” + داستان سری سر بزنید.
یکی از شعرهای او با نام «دری وری» دربارهٔ وعدههای بیاساسی است که ما انسانها گاهی در حالت هیجان یا تحت تأثیر جو، به دیگران میدهیم. بارها پیش میآید که بعداً از گفتههای خود عقبنشینی میکنیم و آنها را انکار مینماییم. ضربالمثلی هست که میگوید: دیوار انکار، بسیار بلند است؛ آنقدر بلند که حتی نمیتوان از کنارش گذشت، چه برسد به اینکه از آن بالا رویم.
در سوی دیگر این وعدههای بیپایه، موجودات درمانده و بیپناهی قرار دارند که به آنها وعدههای بزرگ داده میشود؛ وعدههایی که معمولاً عملی نمیشوند یا زمانی محقق میشوند که دیگر فایدهای ندارند؛ مثل نوشدارویی که پس از مرگ سهراب میرسد.
توصیه میکنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز “ را حتماً بخوانید.
این وضعیت شبیه داستان بز گرسنهای است که صدا میزند و به او میگویند: «میر تا بهار بیاد». یعنی کمی تحمل کن و گرسنگی را تاب بیاور، شاید بهاری پربرکت از راه برسد و علفهای تازه برای خوردن پیدا شود. نسیم شمال در شعری که خواهید خواند، دقیقاً همین مفهوم را بیان میکند و بس.
شعر بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد
گریه نکن عزیزم، فصل بهار در راه است.
بلبل شاد و مست، بر شاخهها آواز میخواند.
گندمهای معمولی میرسند و گندمهای اعلا نیز خواهند آمد.
عجله نکن، بهار دارد میآید، خربزه و خیار هم با خود میآورد.
دخترک عزیزم، غم نان را به دل راه نده.
فرزندک باادب من، آتش به جان خشک و تر نزن.
قهرمان اشکریزم، دل مرا با ناراحتی بیشتر نیازن.
سال دیگر، همدمی برای تو خواهد آمد.
عجله نکن، بهار دارد میآید، خربزه و خیار هم با خود میآورد.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” از آن نترس که های و هوی دارد “ پیدا کنید.
سال آینده در شادی، نان و پنیر خواهی خورد.
کباب گوشت درست میکنی و دیزی پر از سیر میخوری.
پشت در خانه تو نیز، خربزه به وفور یافت میشود.
عجله نکن، بهار دارد میآید، خربزه و خیار هم با خود میآورد.
یک یا دو روز تحمل کن و نگران گرسنگی نباش.
اگر شام نمیخوری، نخور؛ با گرسنگی بخواب اما شکایت نکن.
آبها خشک شدهاند، تشنه بخواب و آه و ناله نکن.
عجله نکن، بهار دارد میآید، خربزه و خیار هم با خود میآورد.
داستان بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد
روزی بود و روزگاری، پسر بچهای به نام حسنی با مادربزرگش در یک دهکده قشنگ زندگی میکرد. حسنی یک بزغاله داشت که بسیار دوستش میداشت. هر روز او را به دشت میبرد تا علفهای تازه بخورد.
در صورت علاقهمندی، مطلب معنی ضرب المثل ” کم بخور، همیشه بخور “ را از دست ندهید.
هنوز فصل پاییز نرسیده بود که حسنی بیمار شد و یک ماه در خانه استراحت کرد. در این مدت، مادربزرگش کاه و یونجهای که در انبار داشتند را به بزغاله میداد.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” چیزی بارش نیست “.
وقتی حال حسنی بهتر شد و توانست از خانه بیرون برود، دیگر در دشت علف تازهای نمانده بود. آن سال سرمای زمستان زود شروع شد و همه جا را برف پوشاند. کمکم کاه و یونجههای انبار هم تمام شد. بزغاله از گرسنگی صدا میکرد و ناله داشت. حسنی دلش برای بزغاله گرسنه میسوخت، او را نوازش میکرد و میگفت: “صبر کن تا بهار برسد. آن وقت دشت پر از علف میشود و تو کلی غذا میخوری.”
مادربزرگ حرفهای حسنی را شنید و خندید. گفت: “حرفهایت یاد آن ضربالمثل قدیمی انداخت که میگویند: بزک نمیر بهار میاد خربزه و خیار میاد. پسرم، با این حرفها که شکم این بزغاله سیر نمیشود. برو از همسایهها کمی کاه قرض بگیر تا وقتی بهار آمد، قرضت را پس بدهی.”
حسنی از همسایه کاه قرض گرفت و به بزغاله داد. بزغاله که سیر شده بود، دوباره سرحال آمد و شروع به بازی کرد.

دیدگاهتان را بنویسید