هم خانواده کلمه مسافر + مترادف و معانی کلمه مسافر

هم خانواده کلمه مسافر

هم خانواده کلمه مسافر

واژه‌های هم‌خانواده «مسافر» شامل مسافرت، سفیر، سفرا و سفارت می‌شود. همه این کلمات ریشه مشترکی دارند. مسافر در زبان اصلی به کسی گفته می‌شود که از یک مکان به مکان دیگری جابجا می‌شود.

واژه‌های هم‌معنی و مترادف مسافر نیز عبارتند از: سفرکننده، توریست، جهانگرد، سیاح و مهاجر. شما می‌توانید از این کلمات به جای واژه مسافر استفاده کنید.

همچنین معادل‌های فارسی قدیمی‌تر برای مسافر، کلماتی مانند رهنورد، رهسپار و گشتار هستند که ممکن است امروزه کمتر شناخته شده باشند. برای روشن‌تر شدن معنای این واژه، به تعریف‌های موجود در فرهنگ‌های معتبر فارسی نیز نگاهی می‌اندازیم.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

در لغتنامه دهخدا، مسافر به معنای جمع سفر، کسی که در راه است، رهرو و مسافر تعریف شده است. در فرهنگ معین، این کلمه به صورت سفرکننده و کسی که سفر می‌رود معنا شده و در فرهنگ عمید نیز به معنای رهرو و سالک آمده است.

بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه سفر

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *