هم خانواده کلمه قبله
کلماتی مانند قبلهگاه، قبل و مقبول، همخانوادهٔ واژهٔ «قبله» هستند. قبله واژهای است که در زبان فارسی بسیار به کار میرود و همهٔ مسلمانان هر روز به سوی قبله میایستند و نماز میخوانند.
در این مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه اطلاعات مفیدی آمده است.
کلمات همخانواده از یک ریشه مشتق میشوند و حروف اصلی آنها معمولاً یکسان است. این کلمات اغلب بر وزنهایی مانند فاعل، مفعول، فعل و موارد مشابه ساخته میشوند و معنای نزدیک به هم دارند. برای اینکه بهتر با معنی واژهٔ قبله آشنا شوید، در ادامه مترادفها و معادلهای فارسی آن را نیز بیان میکنیم.
مترادفهای قبله عبارتاند از: کعبه، پرستشگاه، مهتر، جهت، سمت، سو، عبادتگاه، معبد، پیشوا، روبرو، جنوب، روش، طریقه و مقابل. همانطور که میدانید، کلمات مترادف به کلماتی گفته میشود که معنای یکسانی دارند. بنابراین میتوانید در نوشتههای خود از این واژهها به عنوان جایگزین استفاده کنید، بدون آنکه مفهوم جمله تغییر کند.
اکنون که با همخانوادهها و مترادفهای قبله آشنا شدید، خوب است بدانید معادل فارسی این کلمه، «پرستشسو» و «نمازسو» است.
پس از یادگیری همخانواده و مترادفهای قبله، زمان آن است که به سراغ لغتنامههای معتبر فارسی برویم. توضیحاتی که در این لغتنامهها ارائه میشود، به ما کمک میکند تا معنی یک واژه را به طور کامل بفهمیم. در لغتنامهٔ دهخدا، واژهٔ قبله به معنی بوسه، آنچه که دل کسی را به دیگری مایل کند، و جهتی که در نماز به سوی آن میایستند، آمده است.
در فرهنگ معین، علاوه بر معانی یادشده، نوعی مهره که برای بستن مردان به کار میرود و نیز برای دفع چشمزخم بر گردن اسب میبندند، به عنوان معنی دیگر قبله ذکر شده است. در فرهنگ عمید نیز این واژه به معنی سمتی که در نماز به آن رو میکنند، کعبه، خانهٔ کعبه، بوسه و ماچ آمده است.
بیشتر بخوانید:
همخانوادهٔ کلمهٔ فرمانده

دیدگاهتان را بنویسید