هم خانواده کلمه حج
واژههای همخانواده «حج» شامل حجاج، حاجی و حاجیان میشود. این کلمات چون سه حرف اصلی مشترک دارند، ریشه یکسانی با «حج» داشته و به عنوان واژههای همخانواده شناخته میشوند. معنی لغوی «حج»، قصد کردن برای طواف کعبه یا زیارت کعبه است.
اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر باران فارسی کلاس ششم صفحه ۷۲ ✅ هم خانواده مخالف ، خلاصه و پیام شعر به شما کمک خواهد کرد.
مترادفهای کلمه حج نیز عبارتاند از: زیارت، زیارت کعبه، آهنگ، حرکت، قصد، آهنگ کردن، قصد کردن، به زیارت رفتن و با دلیل غلبه کردن. شما میتوانید از هر یک از این واژهها به جای «حج» در جملات خود استفاده کنید.
پس از آشنایی با مترادفها و همخانوادههای حج، خوب است معادل فارسی آن را نیز بدانید. معادل فارسی این کلمه، واژههایی مانند «زیارت» و «زیارت خانه خدا» است. برای درک بهتر معنای حج، در ادامه به تعریف این واژه در فرهنگهای مختلف فارسی میپردازیم.
برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.
در فرهنگ دهخدا، حج به معنای «قصد طواف کعبه»، «حج گزاردن» و «زیارت خانه خدا» آمده است. در فرهنگ معین، این کلمه به «قصد کردن» و «قصد زیارت کعبه کردن» معنا شده و در فرهنگ عمید نیز به «زیارت خانه خدا» و «انواع حج» اشاره شده است.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی کلمات درس نهم فارسی ششم + هم خانواده مخالف ، خلاصه و پیام درس را مطالعه کنید.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه سفر

دیدگاهتان را بنویسید