هم خانواده کلمه ترک + مترادف و معنی کلمه ترک

هم خانواده کلمه ترک

هم خانواده کلمه ترک

واژه‌های هم‌خانواده برای «ترک» شامل ترکی، ترکان، ترکیده و تارک می‌شود. یک روش آسان برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده، توجه به ریشه کلمات است.

ریشه اصلی یک کلمه معمولاً از سه حرف تشکیل شده که در واژه‌های هم‌خانواده تکرار می‌شوند. این کلمات از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند و با یادگیری آن‌ها، دایره لغات شما گسترده‌تر خواهد شد. کلمه «ترک» از آن دست واژه‌هایی است که با تغییر حرکت روی حرف «ت»، معانی مختلفی پیدا می‌کند و به همین دلیل، هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های زیادی دارد.

مترادف‌های «ترک» وقتی «ت» آن ضمه دارد، شامل این موارد می‌شود: ترک‌تبار، ترک‌نژاد، آذری، آذربایجانی. اگر «ت» و «ر» هر دو فتحه داشته باشند، معانی دیگری مانند این‌ها به دست می‌آید: ثلمه، چاک، درز، رخنه، سوراخ، شکاف، فاق، منفذ، تر و تازه، مرطوب و یک نوع حلوا.

مقاله هم خانواده کلمه مفید + معانی و مترادف کلمه مفید حاوی اطلاعات جامعی است.

اما اگر فقط «ت» فتحه داشته باشد، مترادف‌های آن شامل این واژه‌ها خواهد بود: رها، ول، دست کشیدن، هشتن، صرف‌نظر، واگذاری، واگذار، کلاه‌خود، مغفر، سوار و پشت سر.

برای یادگیری پیشرفته، به هم خانواده کلمه مادر + معنی و مترادف کلمه مادر مراجعه کنید.

حالا که با مترادف‌ها و هم‌خانواده‌های «ترک» آشنا شدید، خوب است معادل فارسی این کلمه را نیز بدانید. این اطلاعات به تقویت زبان فارسی شما کمک می‌کند و باعث می‌شود سریع‌تر و بهتر جمله بسازید. معادل فارسی واژه «ترک» عبارت است از: رها کردن، واگذاشتن و واهشتن.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً هم خانواده کلمه باعث + معانی و مترادف کلمه باعث را بخوانید.

مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.

در پایان، به معانی مختلف این واژه در فرهنگ‌های لغت فارسی می‌پردازیم. در لغت‌نامه‌های معتبر، برای «ترک» این معانی ثبت شده است: شکاف، رخنه، ترک‌زبان، واگذاشتن، رها کردن، زیباروی، معشوق، کسی که پشت سر سوار (مثلاً روی اسب یا موتور) می‌نشیند، کلاه‌خود و مغفر.

بیشتر بخوانید:
هم‌خانواده کلمه دفتر

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *