درس «آفریدگار زیبایی» اولین درس کتاب فارسی چهارم است که ما را به تماشای طبیعت و شگفتیهای آن دعوت میکند. در این درس، دانشآموزان با جلوههای زیبای فصلها، رنگها و پدیدههای طبیعی آشنا میشوند و میآموزند که خداوند، خالق این همه زیبایی است. دانستن معنی کلمات و واژگان مهم این درس، باعث میشود متن درس را بهتر بفهمیم و ارتباط بیشتری با پیام آن برقرار کنیم.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.
معنی کلمات درس اول – آفریدگار زیبایی (فارسی چهارم)
کلمات مهم و معنی ساده آنها
| کلمه | معنی ساده |
|---|---|
| ارغوانی | رنگ قرمز مایل به بنفش |
| انتظار | حالتی که کسی منتظر است |
| برکه | آبگیر کوچک |
| انبوه | خیلی زیاد و فشرده |
| اثر | نشانه یا علامت |
| پوشش | چیزی که روی چیزی را میپوشاند |
| جلا | براق شدن یا براق کردن |
| آویخت | آویزان کرد |
| پهن کرد | باز کرد یا گسترد |
| تیره | تاریک یا بدون روشنی |
| دریغ | افسوس و حسرت |
| غوک | قورباغه |
| چیرهدست | ماهر و توانا |
| ضخیم | کلفت و قطور |
| معرفت | شناخت و آگاهی |
| گریخت | فرار کرد |
| دلانگیز | زیبا و دوستداشتنی |
| جهانافروز | روشنکننده دنیا |
| نشانید | گذاشت یا نشاند |
| نیلی | آبی پررنگ |
| قشر | لایه و پوسته |
| رمه | گلهی گوسفند |
| تپید | حرکت یا لرزش ناگهانی |
| دشواری | سختی |
| پراکند | پخش کرد |
| نظاره کنند | نگاه کنند یا تماشا کنند |
| خودنمایی | جلوهگری یا نشان دادن خود |
| داوری | قضاوت کردن |
| پهنه | سطح گسترده |
همخانوادههای مهم
| واژه اصلی | همخانوادهها |
|---|---|
| سطح | سطوح، مسطح |
| صبح | صبحگاه |
| اطراف | طرف |
| طبیعت | طبیعی |
| معرفت | معروف، تعریف |
| روشن | روشنایی |
| تصویر | تصاویر |
| قشر | اقشار، قشری |
| زینت | تزیین، تزیینات |
| نقاش | نقش، نقشه |
| مهاجر | مهاجرت |
| انتظار | منتظر |
| پهن | پهنا، پهناور |
| منظره | ناظر، نظر |
| مزارع | مزرعه، زراعت |
| اثر | تأثیر، مؤثر |
متضاد (مخالف) کلمات
| کلمه | متضاد |
|---|---|
| روشنایی | تاریکی |
| تیره | روشن |
| دشوار | آسان |
| نیکی | بدی |
| نخست | آخر |
| ناپدید | پیدا |
| گرم | سرد |
| سبک | سنگین |
| آهسته | سریع |
| نهان | آشکار |
| براق | کدر |
کلمات مهم املایی
درخت ارغوانی کنار برکه ایستاده بود. درون برکه، قورباغهای زندگی میکرد. همه چیز در این طبیعت سرسبز و انبوه، پر از رمز و راز بود، گویی درسهای عمیقی برای آموختن در خود داشت.
با رسیدن صبح، پرندهای مهاجر از روی برکه گذر کرد. روی آب، لایهای نازک از شبنم نشسته بود که مانند اثر قلم موی یک نقاش چیرهدست به نظر میرسید. گوسفندان، مانند رمهای آرام، در دشت پراکنده شده بودند و مزارع، با خوشههای طلایی رنگشان، چشمها را نوازش میدادند.
چه دریغ که چنین منظره دلانگیزی، تنها برای مدت کوتاهی زینت بخش این جهان است.
جمعبندی
این درس یادآور این حقیقت است که هرچه در اطراف ما وجود دارد، از کوچکترین برگ تا آسمان وسیع، نشانهای از قدرت و زیبایی خداوند است. اگر این واژگان را خوب یاد بگیریم، درکمان از متن بیشتر میشود و بهتر میتوانیم پیام شکرگزاری و دقت در طبیعت را بفهمیم.
در بخش بعد می خوانید:
صندلی صمیمیت صفحه 15 کلاس چهارم

دیدگاهتان را بنویسید