هم خانواده کلمه قدرت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه قدرت

هم خانواده کلمه قدرت

هم خانواده کلمه قدرت

همه ما با معنای کلمه قدرت آشنا هستیم و می‌دانیم که به معنی توانایی انجام کارهاست. این واژه ریشه عربی دارد و در زبان فارسی نیز به عنوان اسم پسر به کار می‌رود. همچنین در زمینه‌های گوناگون مانند علم و سیاست در سراسر جهان، از این کلمه بسیار استفاده می‌شود.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

واژه‌های هم‌خانواده قدرت عبارت‌اند از: قادر، قدرتمند، قَدر، مَقدور، قَدّار و قَدیر. این کلمات از نظر معنایی به هم نزدیک هستند و یادگیری آن‌ها به درک بهتر معنای قدرت کمک می‌کند.

همچنین کلمات مترادف قدرت شامل این موارد می‌شود: توان، قوه، نیرو، زور، قوت، طاقت، وسع، استطاعت، تاب، تاثیر، نفوذ، انرژی، توانایی، زبردستی، مقاومت، اقتدار، تسلط، سلطه، نیرومندی، کبریا، هنگ، یارا، استیلا و عظمت. شما می‌توانید از این واژه‌ها به جای کلمه قدرت در جمله‌نویسی و نوشتار خود استفاده کنید.

در ادامه، خوب است که معادل فارسی و متضاد کلمه قدرت را نیز بدانید. معادل فارسی آن شامل این واژه‌هاست: توانایی، زور، نیرو، یارایی، تاب، توان و فرمانروایی. همچنین متضاد قدرت — همان‌طور که احتمالاً حدس می‌زنید — ضعف و ناتوانی است.

در پایان به معنی کلمه قدرت در فرهنگ‌های مختلف فارسی می‌پردازیم. در لغت‌نامه‌های دهخدا، عمید و معین، این واژه به معنای توانایی داشتن و توانستن آمده است. در فرهنگ واژگان فارسی سره نیز معنی قدرت به صورت توانایی، نیرو و توان بیان شده است.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *