هم خانواده کلمه طبیعت
کلمه “طبیعت” در زبان فارسی بسیار رایج است و همه ما از گردش در طبیعت لذت میبریم. شاید برایتان جالب باشد که بدانید این واژه، ریشه عربی دارد و در فارسی به معنای “زیستگاه” و “سرشت” به کار میرود. این کلمه معانی گوناگونی دارد که در ادامه به آنها میپردازیم.
واژههای همخانواده طبیعت عبارتند از: طبیعی، طبایع، طبع، طباع و مطبوع. معادلهای فارسی آن نیز شامل این کلمات میشود: زیستگاه، سرشت، نهاد، خوی، خیم، کیاناد و نیاد که احتمالاً بعضی از آنها را میشناسید.
همچنین کلمات مترادف طبیعت شامل این موارد است: آفرینش، سرشت، طبع، عادت، اصل، حالت، خاصه، خلق، خلقت، غریزه، فطرت، مزاج، خمیره، منش، نهاد، جهان خوی، ذات، دنیا، روزگار، دهر و عالم.
خوب است بدانید که واژههای همخانواده، از نظر معنی به هم نزدیک هستند. در حالی که مترادفها، کلماتی هستند که معنای یکسانی با کلمه اصلی دارند. یادگیری و استفاده از این واژهها به شما کمک میکند تا متنهای روانتر و زیباتی بنویسید. همچنین، با افزایش دایره لغات، زبان فارسی شما نیز تقویت میشود.
معنای دقیق کلمه طبیعت در فرهنگهای مختلف فارسی به طور کامل توضیح داده شده است. به عنوان مثال، در لغتنامه دهخدا، این واژه به معنی سرشت، نهاد، سلیقه، گوهر و آب و گل آمده است.
برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.
فرهنگ معین، طبیعت را به معنای خوی، سرشت و بخشی از جهان که ساخته دست بشر نیست، تعریف کرده است. فرهنگ عمید نیز طبیعت را بخشی از جهان میداند که آفریده خداوند است؛ مانند جانوران، کوهها، جنگلها، گیاهان، دریاها، بیابانها و کل جهان هستی.

دیدگاهتان را بنویسید