هم خانواده کلمه سفید
واژههای همخانواده «سفید» شامل سفیدی و سفیداب میشوند. این کلمات از یک ریشه گرفته شدهاند و معنای نزدیک به هم دارند. سفید از واژههای بسیار پرکاربرد و شناختهشده در زبان فارسی است.
رنگ سفید نماد پاکی و زیبایی است و در بسیاری از فرهنگها از جایگاه ویژهای برخوردار است. در بعضی از کشورها، این رنگ در مراسم و آیینهای خاص به کار میرود. برای آشنایی بیشتر با معنا و کاربرد این واژه، در ادامه با ما بمانید.
مترادفهای کلمه سفید عبارتاند از: سپید، سیمگون، آق، بیاض، شیریرنگ، نقرهفام، نقرهگون و سفیدپوست. همانطور که میدانید، واژههای مترادف، کلماتی هستند که معنای یکسان یا مشابهی دارند. بنابراین میتوانید در نوشتههای خود برای تنوع و زیبایی از آنها استفاده کنید.
همچنین خوب است بدانید متضادهای سفید شامل سیاه، رنگینپوست و اسود میشود. معادل فارسی آن نیز «سپید» است که حتماً بارها شنیدهاید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.
در پایان، به معنی این واژه در فرهنگهای معتبر فارسی میپردازیم. در لغتنامهٔ دهخدا، سفید اینگونه تعریف شده است: روشنترین رنگها و رنگی خارج از دستهبندی رنگهای اصلی و فرعی. اگر این رنگ را به هر رنگ دیگری اضافه کنیم، آن را روشنتر میکند. در فرهنگ معین نیز برای سفید معناهایی مانند: هر چیزی که به رنگ برف یا شیر باشد، ابیض، آشکار، نمایان، اسپید و سپی ذکر شده است.
بیشتر بخوانید:
همخانوادهٔ کلمهٔ صاف

دیدگاهتان را بنویسید