هم خانواده کلمه حضور
کلمه “حضور” اگرچه ریشه عربی دارد، اما در زبان فارسی بسیار پرکاربرد است. حضور به معنای “وجود داشتن” است. برای مثال، معلمتان هر روز با انجام حضور و غیاب متوجه میشود که شما در کلاس هستید یا نه. برخلاف حضور، که به معنای بودن است، کلماتی مانند غایب بودن، خلوت و جدایی معنای مخالف آن را میرسانند. در ادامه، برای اینکه بهتر با این واژه آشنا شوید، کلمات هممعنی و مرتبط با آن را توضیح میدهیم.
کلماتی مانند “حاضر”، “محضر” و “حضر” از خانواده کلمه حضور هستند. این واژهها ریشه مشترکی دارند و سه حرف اصلی در آنها تکرار شده است. از نظر معنایی نیز این کلمات به مفاهیم نزدیک و مشابهی اشاره میکنند.
واژههای هممعنی و مترادف حضور عبارتاند از: پیشگاه، نزد، روبرو، وجود، ظهور، درگاه، آستان، جلوت، خدمت، تشریف، نمود، جلوه، تشرف، بودن، تمرکز و توجه.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.
شما احتمالاً بسیاری از این کلمات را میشناسید. یادگیری آنها و افزودنشان به دایره واژگان شما، به جملهسازی سریعتر و نوشتن انشاهای خلاقانهتر کمک زیادی میکند.
در انتها، برای درک بهتر معنای واژه حضور، به تعریف آن در چند فرهنگ لغت فارسی اشاره میکنیم:
– در فرهنگ معین، حضور به معنای وجود، حاضر شدن، ظاهر، درگاه و حاضر و غایب کردن آمده است.
– در لغتنامه دهخدا، عدم غیبت و حاضر شدن به عنوان معنی حضور ذکر شده است.
– فرهنگ عمید، معانیای مانند نزد، وجود، پیشگاه، نزد کسی بودن، ظهور، حاضر شدن و همچنین به عنوان کلمهای احترامآمیز به دلیل حضور کسی را برای این واژه آورده است.
– در فرهنگ واژههای فارسی سره نیز، رو در رویی، آمادگی و بودن در پیشگاه کسی معنی شده است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه حاضر

دیدگاهتان را بنویسید