در بخش بخوان و بیندیش – درس قاضی کوچک، ماجرای چهار دوست و پیرزنی مهربان را میخوانیم و با واژههای تازهای آشنا میشویم که دانستن معنی آنها فهم داستان را سادهتر میکند.
معنی کلمات بخوان و بیندیش «قاضی کوچک»
| کلمه | معنی |
|---|---|
| شریک شدن | با هم در کاری سهیم شدن |
| تجارت | خرید و فروش برای بهدستآوردن سود |
| سکّه طلا | پول فلزی از جنس طلا |
| استخر | حوضچه بزرگ آب برای شنا |
| کیسه | کیسه پارچهای یا چرمی برای نگهداری چیزها |
| امانت | چیزی که برای نگهداری به کسی سپرده میشود |
| شکایت کردن | نارضایتی یا اعتراض را نزد قاضی گفتن |
| قاضی | کسی که در دادگاه حکم میدهد |
| دادگاه | محل رسیدگی به دعوا و اختلاف |
| راه چاره | راهحل مشکل یا گرفتاری |
| باهوش | زرنگ و کسی که زود میفهمد و فکر میکند |
مخالف کلمات بخوان و بیندیش «قاضی کوچک»
| کلمه | مخالف |
|---|---|
| شریک شدن | تنها ماندن |
| تجارت | بیکاری |
| امانت | خیانت |
| باهوش | کمهوش |
| راه چاره | بنبست |
| دادگاه | بیعدالتی |
همخانواده کلمات بخوان و بیندیش «قاضی کوچک»
| کلمه | همخانواده |
|---|---|
| گردش | گردشگر |
| شریک | شراکت |
| خسته | خستگی |
| قاضی | قضاوت |
| شکایت | شک |
| باهوش | هوشمند، هوش |
کلمات سخت املایی بخوان و بیندیش «قاضی کوچک»
در زندگی روزمره، با موقعیتهای مختلفی روبهرو میشویم که هر کلمهای معنای خاص خودش را دارد.
گاهی چیزی را به عنوان **امانت** میگیریم و باید در حفظ آن بکوشیم.
گاهی از چیزی **شکایت** داریم و میخواهیم مشکلمان را با دیگران در میان بگذاریم.
گاه وارد **تجارت** میشویم و کالا یا خدمتی را خرید و فروش میکنیم.
گاهی کار به **قضاوت** میکشد و باید بین حق و ناحق، درست و نادرست، تمایز قائل شویم.
کسی که **باهوش** است، معمولاً با درایت و سرعت، مسائل را درک میکند و راه حل پیدا میکند.
**گردشگر** کسی است که برای دیدن مکانهای جدید سفر میکند و از طبیعت یا فرهنگ جدید لذت میبرد.
**خستگی** حسی است که پس از فعالیت زیاد به وجود میآید و نیاز به استراحت را نشان میدهد.
وقتی راه به جایی نمیبریم، در **بنبست** گیر میکنیم و احساس میکنیم هیچ راه حلی وجود ندارد.
**خیانت** یعنی پیمان شکنی و شکستن اعتماد دیگران، کاری که رنجش عمیقی به جا میگذارد.
و بالاخره **شراکت** زمانی است که دو یا چند نفر با هم همکاری میکنند تا هدف مشترکی را پیش ببرند.
پیام اخلاقی بخوان و بیندیش «قاضی کوچک»
◈ در داستان قاضی کوچک یاد میگیریم که:
در امانتداری باید صادق و درستکار باشیم.
هوش و فکر خوب میتواند حتی در سختترین موقعیتها، مشکل را حل کند.
برای گرفتن تصمیم درست، باید به شرطها و قولهای دادهشده پایبند بمانیم.
بعدی :
خلاصه بخوان و بیندیش قاضی کوچک فارسی چهارم
جواب درک و دریافت
یک روز، حضرت یوسف که هنوز کوچک بود، با برادرانش به صحرا رفته بود. در آنجا، اتفاق عجیبی افتاد. برادرانش او را به چاه تاریکی انداختند. یوسف تنها و ترسیده در چاه ماند. اما خداوند همیشه با او بود.
کاروانی از آنجا میگذشت. وقتی تشنه شدند، به چاه نزدیک شدند تا آب بردارند. ناگهان سطل آنان به چیزی برخورد کرد. وقتی سطل را بالا کشیدند، پسرک زیبایی را دیدند که به آنان نگاه میکرد. آنها یوسف را از چاه بیرون آوردند و با خود به سرزمین مصر بردند تا بفروشند.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.
در مصر، مرد ثروتمندی به نام عزیز، یوسف را خرید. عزیز به همسرش گفت: “به او نیکی کن، شاید روزی به کارمان بیاید و او را به فرزندی بپذیریم.” اینگونه شد که یوسف در خانه عزیز بزرگ شد. خداوند به یوسف علم و حکمت آموخت و به او فهمیدن خوابها را یاد داد. یوسف همیشه در کارهایش درستکار و امین بود و خداوند یار و یاور او بود.

دیدگاهتان را بنویسید