دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه هجرت + مترادف و معنی کلمه هجرت

    هم خانواده کلمه هجرت + مترادف و معنی کلمه هجرت

    هم خانواده کلمه هجرت

    کلمه‌های هم‌خانواده هجرت، مهاجر، هاجر و مهاجرت هستند. این واژه‌ها از یک ریشه بوده و از نظر معنی نیز به هم نزدیک می‌باشند. هجرت در زبان فارسی به معنی کوچ کردن و جدا شدن است.

    معادل‌های فارسی برای هجرت عبارتند از: دوری از میهن، فرارفت و فراروی. در ادامه با ما همراه باشید تا با آوردن واژه‌های هم‌معنی و بررسی کتاب‌های واژه‌شناسی، درک بهتری از این کلمه پیدا کنید.

    واژه‌های هم‌معنی هجرت شامل ترک دیار، ترک وطن، سفر، کوچ، مفارقت، مهاجرت و رحلت می‌شود که می‌توانید از آن‌ها به جای هجرت استفاده نمایید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه تظلم + مترادف و معنی کلمه تظلم.

    در لغتنامه دهخدا، هجرت به معنی جدایی، دوری، فراق و هجران آمده است. در فرهنگ معین نیز این کلمه به معنی کوچ کردن و ترک وطن تعریف شده است. در فرهنگ عمید هم هجرت به معنای دوری گزیدن از وطن، کوچ کردن از سرزمین خود و رفتن به جای دیگر، و نیز رفتن از شهری به شهر دیگر معنا شده است.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه مهر + مترادف ، متضاد و معنی کلمه مهر سر بزنید.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه رحلت

  • هم خانواده کلمه حجت + مترادف و معانی کلمه حجت

    هم خانواده کلمه حجت + مترادف و معانی کلمه حجت

    هم خانواده کلمه حجت

    واژه “حجت” با کلماتی مانند حجاج، حجج، حج و حاجت هم‌خانواده است و همه آن‌ها ریشه مشترکی دارند. معنای اصلی حجت در زبان عربی، دلیل، برهان یا مدرک است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً هم خانواده کلمه وزن + مترادف و معنی کلمه وزن را بخوانید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در هم خانواده کلمه نتیجه + مترادف و معنی کلمه نتیجه پیدا کنید.

    کلمات هم‌معنی حجت عبارتند از: استدلال، برهان، بینه، دلیل، سند، مدرک، انگیزه، سبب، موجب، حکم، فتوا، پیشوا، رهبر، زعیم و هادی. از آنجا که این کلمات هم‌معنی هستند، می‌توانید به جای حجت از آن‌ها استفاده کنید بدون اینکه مفهوم جمله تغییر کند.

    در این مقاله هم خانواده کلمه تعمیر + مترادف و معنی کلمه تعمیر اطلاعات مفیدی آمده است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    در فارسی، معادل‌های حجت شامل واژه‌هایی مانند گواه، فرنود و برهان است. در ادامه، معنی این کلمه در لغت‌نامه‌های مهم فارسی بررسی می‌شود.

    در فرهنگ معین، حجت به معنای دلیل، برهان، سبب، موجب و نیز یکی از درجات دعوت اسماعیلیان آمده است. در فرهنگ عمید هم این واژه به معنی برهان، دلیل، نمودار، سند و مدرک تعریف شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه مدارک

  • هم خانواده کلمه تظلم + مترادف و معنی کلمه تظلم

    هم خانواده کلمه تظلم + مترادف و معنی کلمه تظلم

    هم خانواده کلمه تظلم

    واژه‌های هم‌خانواده «تظلم» شامل ظلم، مظلوم، ظالم و ظلمات می‌شوند که همگی از یک ریشه گرفته شده‌اند. تظلم در زبان فارسی به معنای ستم دیدن و درخواست دادگستری است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    یادگیری واژه‌های هم‌خانواده و مترادف، یکی از بهترین راه‌ها برای گسترش دایره لغات شماست. این کار به شما کمک می‌کند تا بهتر بنویسید و روان‌تر صحبت کنید. برابر فارسی کلمه تظلم، «گرزش» است.

    واژه‌های مترادف تظلم نیز عبارتند از: پناه‌جویی، دادخواهی، شکایت، شکوائیه، شکوه، فریادخواهی، دادخواستن، دادخواهی کردن، شکایت کردن و ستم کشیدن. شما می‌توانید از این کلمات به جای تظلم استفاده کنید.

    در پایان، برای درک کامل معنی تظلم، به بررسی تعریف آن در فرهنگ‌های معتبر فارسی می‌پردازیم. در لغتنامه دهخدا، تظلم به معنای شکایت بردن از ستم دیگری آمده است. در فرهنگ معین نیز این واژه به مفهوم ستم دیدن و درخواست کمک تعریف شده است.

  • هم خانواده کلمه مهر + مترادف ، متضاد و معنی کلمه مهر

    هم خانواده کلمه مهر + مترادف ، متضاد و معنی کلمه مهر

    هم خانواده کلمه مهر

    واژه‌های هم‌خانواده «مهر» شامل مهربان، مهرورزی، مهریه، مهرگان، مهرورز و مهرپرور می‌شوند. این کلمات از نظر ریشه و ساختار با «مهر» مشترک هستند و از نظر معنایی نیز به هم پیوند دارند.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی کلمات درس شانزدهم فارسی ششم ✅ هم خانواده متضاد و خلاصه درس را بخوانید.

    «مهر» در زبان فارسی به معنای دوستی و محبت است. همچنین، مهر نام اولین ماه فصل پاییز است که برای بسیاری از دانش‌آموزان با شروع مدرسه و تحصیل همراه است. برای درک بهتر این واژه، در ادامه معادل‌ها و مقابل‌های آن را نیز بررسی می‌کنیم.

    معادل‌های کلمه مهر عبارت‌اند از: عاطفه، لطف، محبت، دوستی، مهربانی، خورشید، میترا، مهرماه، میزان و مهریه. شما می‌توانید از این واژه‌ها به‌جای مهر استفاده کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی کلمات درس پانزدهم فارسی ششم ✅ هم خانواده مخالف خلاصه و پیام درس.

    همچنین معادل فارسی مهر، «نشان» و «کابین» است. در مقابل، کلماتی مانند جور، قهر، کین و ماه معنای متضاد با مهر دارند.

    در پایان، به تعریف مهر در لغتنامه‌های معتبر فارسی می‌پردازیم. در لغتنامه دهخدا، مهر به معنای رحم، شفقت، محبت، دوستی و مروت آمده است. فرهنگ معین نیز مهر را به معنی خورشید، آفتاب و نام هفتمین ماه سال خورشیدی معرفی کرده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه شوق

    در این مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه اطلاعات مفیدی آمده است.

  • هم خانواده کلمه مقام + مترادف و معانی کلمه مقام

    هم خانواده کلمه مقام + مترادف و معانی کلمه مقام

    هم خانواده کلمه مقام

    کلمه‌های هم‌خانواده «مقام» عبارتند از: مقامات، مقیم، اقامت و اقامتگاه. همه این واژه‌ها از یک ریشه سه‌حرفی مشترک گرفته شده‌اند و از نظر معنی به هم نزدیک هستند.

    «مقام» در زبان فارسی به معنی رتبه و جایگاه است و ممکن است آن را در نوشته‌ها یا اخبار زیاد دیده باشید. در ادامه، برای آشنایی بیشتر با این کلمه، معانی و واژه‌های هم‌معنی آن را مرور می‌کنیم.

    واژه‌های مترادف مقام عبارتند از: پست، درجه، رتبه، جاه، سمت، شأن، قدر، مرتبه، منزلت، مسند، جا و جایگاه. شما می‌توانید از این کلمات به‌جای «مقام» استفاده کنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.

    همچنین خوب است بدانید که معادل‌های فارسی مقام شامل این کلمات است: سرپرست، پایه، سرپرستی، جا و جایگاه. در آخر هم نگاهی به تعریف این کلمه در فرهنگ‌های معتبر فارسی می‌اندازیم.

    در لغتنامه دهخدا، «مقام» به معنای جا، مکان و موضع آمده است. در فرهنگ معین نیز برای این کلمه معناهایی مانند درجه، مرتبه، پایگاه و منزلت ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه اقامت

  • هم خانواده کلمه عفو + معنی ، مترادف و متضاد کلمه عفو

    هم خانواده کلمه عفو + معنی ، مترادف و متضاد کلمه عفو

    هم خانواده کلمه عفو

    کلمه‌های هم‌خانواده عفو، مانند خودِ عفو، همگی از یک ریشه مشترک می‌آیند. عفو در زبان فارسی به معنای بخشیدن و از خطا گذشتن است. به کلمه‌هایی که در ریشه اصلی با هم مشترک باشند، هم‌خانواده گفته می‌شود.

    اگر دوست دارید بیشتر با کلمه عفو، واژه‌های هم‌معنی و معانی گوناگون آن آشنا شوید، در ادامه این مطلب با ما همراه باشید.

    واژه‌های هم‌معنی و مترادف عفو عبارتند از: اغماض، بخشایش، چشم‌پوشی، گذشت و بخشودن. شما می‌توانید از این کلمات به جای عفو استفاده کنید.

    همچنین خوب است بدانید که معادل‌های فارسی عفو، کلماتی مانند بخشش، بخشودن و آمرزش هستند. نقطه مقابل و متضاد عفو، کلمه انتقام است.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.

    در آخر، نگاهی به فرهنگ‌های معروف فارسی می‌اندازیم تا ببینیم معنی عفو در آنها چگونه آمده است. در لغت‌نامه دهخدا، عفو به معنای آمرزیدن و گذشتن از گناه و مجازات افراد تعریف شده است. در فرهنگ عمید نیز این واژه به معنای بسیار آمرزنده و کسی که از گناه درمی‌گذرد، ثبت شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه ثواب

  • هم خانواده کلمه مشترک + معنی ، مترادف و متضاد کلمه مشترک

    هم خانواده کلمه مشترک + معنی ، مترادف و متضاد کلمه مشترک

    هم خانواده کلمه مشترک

    واژه‌های هم‌خانواده «مشترک» شامل اشتراک، شراکت، شرکت، مشارکت و شریک می‌شوند. این کلمات ریشه یکسانی دارند و از نظر معنایی به هم پیوند خورده‌اند. خود کلمه «مشترک» به چیزی اشاره دارد که بین چند نفر سهیم است یا به صورت جمعی استفاده می‌شود.

    برای یافتن واژه‌های هم‌خانواده یک کلمه، ابتدا باید ریشه آن را شناسایی کنید. در زبان عربی، ریشه اکثر کلمات معمولاً سه حرفی است و این سه حرف در کلمات هم‌خانواده به صورت پیاپی تکرار می‌شوند. در ادامه، برای درک بهتر معنای «مشترک»، به توضیح مترادف‌ها و متضادهای آن می‌پردازیم.

    مترادف‌های کلمه «مشترک» عبارت‌اند از: مشاع، چندمعنایی، عمومی و متداول. شما می‌توانید از این کلمات به عنوان جایگزین‌های مناسب برای «مشترک» استفاده کنید.

    معادل فارسی این واژه، «سهیم بودن چند نفر در یک چیز» یا «جمع مشترکین» است. همچنین متضادهای آن شامل واژه‌هایی مانند تفکیک، جدا و محدود می‌شود.

    در پایان، خوب است که معانی مختلف این کلمه را در فرهنگ‌های معتبر فارسی نیز بررسی کنیم. در لغتنامه دهخدا، «مشترک» به معنای شریک، دارای شریک، و امر و رأی مشترک آمده است. در فرهنگ معین نیز این واژه به «شریک بودن در چیزی» تعبیر شده است.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه شرکت

  • هم خانواده کلمه نسیم + معنی ، مترادف و متضاد کلمه نسیم

    هم خانواده کلمه نسیم + معنی ، مترادف و متضاد کلمه نسیم

    هم خانواده کلمه نسیم

    واژه‌های هم‌خانواده «نسیم»، کلماتی مانند «نسیم‌وار» هستند که ریشه مشترکی با آن دارند. نسیم در زبان فارسی به معنای باد ملایم و آرام است. یادگیری واژه‌های هم‌خانواده در زبان فارسی اهمیت زیادی دارد.

    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی در دوره دبستان، این است که مترادف‌ها، متضادها و واژه‌های هم‌خانواده هر کلمه را بیاموزید. با یادگیری این موارد، معنای واژه‌ها را بهتر می‌فهمید و آن‌ها برای همیشه در ذهنتان می‌مانند.

    مترادف‌های کلمه نسیم عبارت‌اند از: باد، بوی خوش، صبا، نفس و وزش. شما می‌توانید از این کلمات به جای نسیم استفاده کنید.

    معادل فارسی کلمه نسیم، «باد خنک و آرام» است. همچنین متضادهای آن شامل واژه‌هایی مانند گرما، خشکی و طوفان می‌شود. در پایان خوب است به لغت‌نامه‌های معتبر فارسی مراجعه کنیم و معنی کلمه را در آن‌ها بررسی کنیم.
    در لغت‌نامه دهخدا و فرهنگ معین، نسیم به معنای «باد خنک» و «باد ملایم» آمده است. در فرهنگ عمید نیز این کلمه به معنای «بوی خوش» و «هوای خنک» معنی شده است.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در هم خانواده کلمه تابان + مترادف و معنی کلمه تابان پیدا کنید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره هم خانواده کلمه معمول + مترادف و معنی کلمه معمول بیابید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه تجمل + مترادف و معنی کلمه تجمل.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

  • هم خانواده کلمه طغیان + معنی ، مترادف و متضاد کلمه طغیان

    هم خانواده کلمه طغیان + معنی ، مترادف و متضاد کلمه طغیان

    هم خانواده کلمه طغیان

    کلمات هم‌خانواده، کلماتی هستند که از یک ریشه ساخته می‌شوند و معنای نزدیک به هم دارند. برای پیدا کردن هم‌خانواده‌های یک کلمه، باید بخش اصلی و ریشه آن را پیدا کنید. به عنوان مثال، هم‌خانواده کلمه “طغیان”، “طغیان‌گر” است.

    معنای اصلی “طغیان” در زبان فارسی، موج زدن و سرریز شدن آب، مانند طغیان یک رودخانه یا دریا است. برای درک بهتر این کلمه، می‌توانید به هم‌معنی‌ها و مترادف‌های آن توجه کنید.

    کلماتی مانند **تمرد، خودسری، سرکشی، سرپیچی، عصیان، مخالفت، نافرمانی، انقلاب، بلوا** و **شورش** معنایی نزدیک به “طغیان” دارند و می‌توان در بسیاری از مواقع آن‌ها را به جای هم به کار برد. همچنین معادل‌های فارسی ساده‌تر برای این کلمه، **سرپیچی، شورش، نافرمانی** و **خروش** است. در نقطه مقابل، کلماتی مانند **فرمانبرداری** و **انقیاد** معنای مخالف طغیان را می‌رسانند.

    در کتاب‌های معتبر لغت نیز معنای این واژه بررسی شده است. برای نمونه، در لغت‌نامه دهخدا، “طغیان” به معنای **از حد گذشتن، زیاده‌روی و سرکشی از حق** آمده است. در فرهنگ معین نیز برای این کلمه معانیِ **نافرمانی کردن، گستاخی کردن** و **بالا آمدن آب دریا** ذکر شده است.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه آرامش

  • هم خانواده کلمه مهمان + مترادف ، متضاد و معنی کلمه مهمان

    هم خانواده کلمه مهمان + مترادف ، متضاد و معنی کلمه مهمان

    هم خانواده کلمه مهمان

    کلمه “مهمان” با واژه‌های دیگری مانند مهمانی، میهمان، میهمانی، مهمان‌دار، مهمان‌نواز، مهمان‌پذیر و مهمان‌خانه هم‌خانواده است. در زبان فارسی، مهمان به کسی گفته می‌شود که به خانه کسی دعوت می‌شود و از او پذیرایی می‌گردد.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی کلمات درس نهم فارسی ششم + هم خانواده مخالف ، خلاصه و پیام درس را از دست ندهید.

    همه ما این کلمه را به خوبی می‌شناسیم و می‌دانیم که مردم ایران به مهمان‌نوازی معروف هستند. این واژه در گفت‌وگو و نوشتار ما بسیار به کار می‌رود، پس بهتر است با مفهوم آن بیشتر آشنا شویم.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه را حتماً بخوانید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر باران فارسی کلاس ششم صفحه ۷۲ ✅ هم خانواده مخالف ، خلاصه و پیام شعر را بخوانید.

    اگر بخواهید به جای کلمه مهمان از واژه‌های هم‌معنی آن استفاده کنید، می‌توانید از کلمه‌هایی مانند ضیف، مجلسی و مدعو کمک بگیرید. این کلمات هم‌معنی هستند و می‌توانند در نوشته‌های شما تنوع ایجاد کنند.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی درس هفدهم فارسی ششم ستاره روشن ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    جالب است بدانید که معادل دقیق کلمه مهمان در فارسی، فردی است که در جایی پذیرایی می‌شود. همچنین برخلاف مهمان، کسی که از او پذیرایی می‌کند، میزبان نام دارد.

    در پایان، خوب است نگاهی به تعریف این واژه در کتاب‌های لغت داشته باشیم. در لغتنامه دهخدا، مهمان به معنی “به مهمانی رفتن” یا “مهمان شدن” آمده است. در فرهنگ معین نیز این کلمه برای کسی به کار رفته که به خانه دیگری برود، یا دعوت شود، یا در کاری مانند بازی شرکت کند.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه دعا

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.