دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه غره + مترادف و معانی واژه غره

    هم خانواده کلمه غره + مترادف و معانی واژه غره

    هم خانواده کلمه غره

    کلمه “غره” یکی از آن واژه‌های کمتر شناخته شده در زبان فارسی است که ممکن است تا به حال به گوشتان نخورده باشد. این کلمه با واژه‌هایی مانند مغرور، غرور، غرش و غریدن هم‌خانواده است. در واقع به فردی که دارای غرور است، غره گفته می‌شود.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.

    اگر می‌خواهید با معنی‌های دیگر، واژه‌های هم‌معنی و هم‌خانواده این کلمه بیشتر آشنا شوید، ادامه مطلب را دنبال کنید. سایت تاپ ناپ سعی کرده است معنی واژه‌های کتاب درسی شما را به طور کامل و ساده توضیح دهد تا بتوانید آن‌ها را راحت‌تر یاد بگیرید و در جمله‌های خود به کار ببرید.

    این واژه علاوه بر معنی قبلی، برای توصیف غرش شیر یا دیگر حیوانات نیز به کار می‌رود. همچنین به عنوان صفتی برای افراد مغرور و گستاخ استفاده می‌شود. از دیگر معنی‌های کلمه غره می‌توان به شب اول ماه قمری و آغاز هر چیز اشاره کرد.

    واژه‌های هم‌معنی غره عبارتند از: غرش، متکبر، مغرور، گستاخ و ابتدا. معادل‌های فارسی رایج برای این کلمه نیز خودخواه و خودپسند هستند.

    برای درک بهتر معنی واژه غره، خوب است که به تعریف آن در کتاب‌های واژه‌شناسی معتبر هم نگاهی بیندازیم. در فرهنگ معین برای غره این معانی نوشته شده است: غفلت، فریب‌خورده، بی‌خبری، فریفته شدن، مغرور، گستاخ، گول زدن، فریاد ترسناک، صدای غرش حیوان، پرنده یا تندر، آغاز هر چیزی، برگزیده و بزرگ یک قوم.

    لغتنامه دهخدا غرش، صدای رعد، مغرور و گستاخ را به عنوان معنی غره آورده است. فرهنگ عمید نیز این کلمه را به معنی فریفته، مطمئن به خود، مغرور، سفیدپیشانی، روز اول ماه قمری و غرش کردن دانسته است. در فرهنگ واژه‌های فارسی هوشیار هم معنی‌های شب اول ماه، بزرگ گروه، ماه نو، برگزیده از چیزی، مغرور و گول زدن برای کلمه غره ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه خدا

  • هم خانواده کلمه غافل + معنی ، مترادف و متضاد کلمه غافل

    هم خانواده کلمه غافل + معنی ، مترادف و متضاد کلمه غافل

    هم خانواده کلمه غافل

    کلمه “غافل” با واژه “غفلت” هم‌خانواده است. غفلت به معنی بی‌خبری و ناآگاهی است. این کلمه در زبان فارسی بسیار رایج است و احتمالاً بارها آن را در مکالمات روزمره شنیده‌اید.

    در ادامه، برای درک بهتر معنای “غافل”، کلمات هم‌معنی و متضاد آن را بررسی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    کلمات هم‌معنی “غافل” عبارتند از: ناآگاه، بی‌خبر، بی‌خرد، نادان، غفلت‌زده و لاقید. حتماً بعضی از این واژه‌ها به گوشتان خورده‌است یا در کتاب‌ها دیده‌اید. این کلمات معنایی مشابه “غافل” دارند و می‌توانید در جمله‌های خود از آن‌ها استفاده کنید.

    اکنون که با هم‌خانواده و کلمات هم‌معنی “غافل” آشنا شدید، خوب است معادل‌های دیگر آن در فارسی را نیز بدانید. این کلمه در زبان فارسی به صورت‌های زیر معنی می‌شود: بی‌اعتنا، ناآگاه، تنبل، بی‌توجه، سر به هوا، سست و فراموشکار. همچنین متضاد “غافل” — همانطور که احتمالاً حدس زده‌اید — “عاقل” است.

    در پایان، برای کامل‌شدن اطلاعات شما، معنی “غافل” در فرهنگ‌های معتبر فارسی را هم مرور می‌کنیم. در لغتنامهٔ دهخدا، “غافل” به معنی بی‌خبر آمده است. در فرهنگ معین و عمید نیز به ترتیب معانی نادان و ناآگاه برای آن ثبت شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه دانا

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.

    3.3/5 – (11 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه ضعف + معنی ، مترادف و متضاد کلمه ضعف

    هم خانواده کلمه ضعف + معنی ، مترادف و متضاد کلمه ضعف

    هم خانواده کلمه ضعف

    کلماتی مانند ضعیف و ضعفا از هم‌خانواده‌های واژهٔ ضعف به شمار می‌روند. هم‌خانواده‌ها، واژه‌هایی هستند که معنی نزدیک به هم دارند و دست‌کم سه حرف مشترک در ساختار خود دارند.

    یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌ها در زبان فارسی بسیار سودمند است، چون به غنی‌تر شدن دایرهٔ واژگان شما کمک می‌کند و درک معنای کلمات تازه را برایتان آسان‌تر می‌سازد.

    مترادف‌های کلمهٔ ضعف شامل این موارد است: بی‌قوتی، درماندگی، بی‌بنیگی، بی‌حالی، ناتوانی، نقاهت، بی‌زوری، زبونی، سستی، وهن، غش و فتور. شما می‌توانید از این واژه‌ها در نوشته‌های خود به‌جای کلمهٔ ضعف استفاده کنید.

    همان‌طور که می‌دانید، ضعف به معنای سستی و بی‌رمقی است و در نتیجه متضاد آن، قدرت و قوت خواهد بود که نقطهٔ مقابل ضعف محسوب می‌شوند. همچنین خوب است بدانید معادل فارسی این واژه، سستی، نزاری، زبونی و ناتوانی است.

    در پایان برای شناخت بیشتر معنای ضعف، به تعریف‌های ارائه‌شده در فرهنگ‌های معتبر فارسی توجه کنید. در لغتنامهٔ دهخدا برای ضعف معناهایی مانند سست گردیدن، فتور، انکسار، بی‌بنیگی، سستی و ناتوانی ثبت شده است. در فرهنگ‌های عمید و معین نیز این واژه با مفاهیمی چون سستی، ناتوان شدن و ناتوانی تعریف شده است.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه نیرو

  • هم خانواده کلمه مخصوص + معنی ، مترادف و متضاد کلمه مخصوص

    هم خانواده کلمه مخصوص + معنی ، مترادف و متضاد کلمه مخصوص

    هم خانواده کلمه مخصوص

    واژه‌های هم‌خانواده «مخصوص» شامل اختصاص، مختص، خاص و اخص می‌شوند. این کلمه از زبان عربی گرفته شده و به معنی ویژه و خاص بودن چیزی است. برای یافتن کلمات هم‌خانواده هر واژه، باید ابتدا ریشه اصلی آن را پیدا کنید.

    به طور معمول، کلمات هم‌خانواده سه حرف مشترک دارند که در همه آن‌ها دیده می‌شود. در ادامه، برای اینکه بیشتر با معنی کلمه «مخصوص» آشنا شوید، به مترادف‌های آن می‌پردازیم. با ما همراه باشید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.

    مترادف‌های کلمه «مخصوص» عبارت‌اند از: ویژه، خاص، اختصاصی، منحصر به فرد، برگزیده و خود ویژه. این واژه‌ها هم‌معنی با «مخصوص» هستند و شما می‌توانید در نوشته‌های خود از آن‌ها به جای هم استفاده کنید.

    یادگیری هم‌خانواده و مترادف کلمات، دایره لغات شما را گسترده‌تر می‌کند و به شما کمک می‌کند تا متن‌های زیباتی بنویسید. حالا که با مترادف و هم‌خانواده «مخصوص» آشنا شدید، خوب است معنی این واژه را در فرهنگ‌های معروف فارسی نیز بدانید.
    در لغتنامه دهخدا، «مخصوص» به معنی خاص کرده و برگزیده آمده است. در لغتنامه‌های معین و عمید نیز این کلمه به معنی ویژه و خاص تعریف شده. در پایان، بد نیست بدانید کلماتی مانند معمولی، سراسری، همگانی، عمومی، مشترک و عمومی، متضادهای کلمه «مخصوص» به شمار می‌روند.
    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه شخصی

  • هم خانواده کلمه خصوصی + معنی ، مترادف و متضاد کلمه خصوصی

    هم خانواده کلمه خصوصی + معنی ، مترادف و متضاد کلمه خصوصی

    هم خانواده کلمه خصوصی

    کلمه “خصوصی” دارای کلمات هم‌خانواده‌ای مانند “مخصوص”، “خاص” و “اختصاصی” است. به کلماتی که معنای نزدیک به هم دارند و حداقل سه حرف مشترک در ساختارشان به کار رفته، هم‌خانواده گفته می‌شود.

    یادگیری کلمات هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است و بخش بزرگی از درس‌های ادبیات شما را تشکیل می‌دهد. این کار به شما کمک می‌کند تا معنای واژه‌ها را بهتر بفهمید و دایره لغات خود را افزایش دهید.

    مترادف‌های کلمه “خصوصی” شامل این موارد است: شخصی، اختصاصی، محرمانه، صمیمی، فردی، مخصوص، ویژه و خودمانی. این کلمات هم‌معنی با “خصوصی” هستند و می‌توانید از آن‌ها به جای هم استفاده کنید تا نوشته‌هایتان زیباتر و جذاب‌تر شود.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.

    حالا که با هم‌خانواده و مترادف این واژه آشنا شدید، خوب است بدانید معادل فارسی کلمه “مخصوص” عبارت است از: ویژگانی، پنهانی، ویژه و مردمی. همچنین متضادهای کلمه “خصوصی” یعنی “عمومی” و “دولتی” هستند که معنایی کاملاً برعکس آن دارند.

    در پایان برای درک بهتر معنی “خصوصی”، خوب است به تعریف این واژه در فرهنگ‌های معتبر فارسی مانند عمید و معین نگاهی بیندازیم. در این کتاب‌ها، کلمه “خصوصی” به معنای داخلی، شخصی، محرمانه، غیرعلنی، ویژه و خاص آمده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه معمولی

    اگه خوب بود امتیاز بده

  • هم خانواده کلمه عطوفت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه عطوفت

    هم خانواده کلمه عطوفت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه عطوفت

    هم خانواده کلمه عطوفت

    کلمه عطوفت ریشه در زبان عربی دارد و به معنای مهربانی و نیکوکاری است. این واژه همچنین به عنوان یک نام دخترانه نیز استفاده می شود و احتمالاً شما هم تا به حال بارها آن را شنیده‌اید. در ادامه برای آشنایی بیشتر با این کلمه، در مورد واژه‌های هم‌خانواده و مترادف آن توضیحاتی ارائه می‌کنیم.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی بخوان و بیندیش هدهد فارسی ششم صفحه ۲۰ ✅ کلمات هم خانواده و مخالف مراجعه کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    واژه‌های هم‌خانواده عطوفت عبارت‌اند از: عاطف، عواطف، عاطفه، عطف، معطوف و عطوف. همه این کلمات از ریشه “ع ط ف” گرفته شده‌اند و در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند.

    برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، باید ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. این کلمات معمولاً در سه حرف پایه مشترک‌اند. در مورد واژه‌های فارسی، کلمات هم‌خانواده معمولاً بن ماضی یا بن مضارع یکسانی دارند.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی کلمات درس دوم پنجره های شناخت کلاس ششم ✅ هم خانواده ، مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی حکایت محبت فارسی ششم ✅ معنی کلمات، هم خانواده و مخالف مراجعه کنید.

    مترادف‌های کلمه عطوفت نیز شامل این موارد می‌شوند: تلطف، دوستی، رافت، شفقت، محبت، ملاطفت، مودت، مهر و مهربانی.

    برای درک بهتر معنای عطوفت، خوب است به لغت‌نامه‌های معتبر فارسی مراجعه کنیم و معانی مختلف آن را مقایسه کنیم. در فرهنگ معین، عطوفت به معنای مهربانی و محبت آمده است. در لغت‌نامه دهخدا، محبت و دوستی و در فرهنگ عمید نیز مهربانی، دوستی و محبت معنا شده است. معادل فارسی عطوفت، مهربانی، دوستی و مهرورزی است و در مقابل، متضاد آن خشونت و دشمنی خواهد بود.

  • هم خانواده کلمه مساعی + مترادف و متضاد کلمه مساعی

    هم خانواده کلمه مساعی + مترادف و متضاد کلمه مساعی

    هم خانواده کلمه مساعی

    واژه «مساعی» از ریشه «سعی» گرفته شده است. این کلمه به معنای تلاش و کوشش برای رسیدن به یک هدف یا انجام دادن یک کار است. کلماتی که با «مساعی» هم‌خانواده هستند، عبارت‌اند از: سعی، مساعد، مساعده، ساعی، استعفا، مسعی، متساعی، مساعدت، مساعفت، مساعیر، تساعد، تساعیدن، مسعاه و مساع.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم معنی کلمات زنگ ورزش کلاس سوم + هم خانواده و مخالف.

    در زبان عربی، به کلماتی که از یک ریشه گرفته شده‌اند و حروف اصلی آن‌ها پشت سر هم می‌آیند، هم‌خانواده گفته می‌شود. برای درک بهتر معنی «مساعی»، خوب است با کلمات هم‌معنی آن نیز آشنا شویم.

    کلمات مترادف «مساعی» شامل این موارد می‌شوند: کوشش‌ها، اهتمام، تلاش، کوشش، جد، جهد و سعی. همه این واژه‌ها معنایی نزدیک به «مساعی» دارند و می‌توانید از هرکدام به جای آن استفاده کنید تا مفهوم مورد نظرتان را برسانید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی کلمات درس محله ما سوم ابتدایی + هم خانواده و مخالف را مطالعه کنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.

    حالا که با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های «مساعی» آشنا شدید، بد نیست نگاهی به معنی این کلمه در لغت‌نامه‌های معروف فارسی بیندازیم. در لغت‌نامه دهخدا، «مساعی» به معنای سعی و کوشش آمده است. همچنین در فرهنگ معین و لغت‌نامه عمید نیز این واژه به همین معنا تعریف شده است.

  • هم خانواده کلمه مغتنم + مترادف و معانی کلمه مغتنم

    هم خانواده کلمه مغتنم + مترادف و معانی کلمه مغتنم

    هم خانواده کلمه مغتنم

    کلماتی مانند غنایم، غنی، اغتنام و اغنیا هم‌خانوادهٔ واژهٔ مغتنم هستند. همهٔ این کلمات در سه حرف اصلی با هم مشترک‌اند و ریشهٔ یکسانی دارند. برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، باید ریشهٔ کلمهٔ اصلی را پیدا کنید و به یاد داشته باشید که معمولاً این کلمات در سه حرف اصلی شبیه به هم هستند.

    در مورد کلمات فارسی، هم‌خانواده‌ها معمولاً بن گذشته یا بن حال یکسانی دارند و این روشی ساده برای تشخیص رابطهٔ خانوادگی بین کلمات است. در ادامه، برای اینکه بهتر با معنی واژهٔ مغتنم آشنا شوید، معادل‌های آن را نیز بیان می‌کنیم.

    معادل‌های کلمهٔ مغتنم عبارت‌اند از: ارزشمند، باارزش، غنیمت و بازیافته. این کلمات از نظر معنی کاملاً با مغتنم یکسان هستند و می‌توانید به‌جای آن در جمله‌های خود استفاده کنید.

    آموختن این واژه‌ها باعث می‌شود دایرهٔ لغات شما گسترده‌تر شود و در نتیجه به شما کمک می‌کند تا متن‌های زیباتر و روان‌تری بنویسید. معادل فارسی واژهٔ مغتنم، «گرانمایه» است.

    در پایان، معنی واژهٔ مغتنم را در فرهنگ‌های معروف فارسی بررسی می‌کنیم. در لغتنامهٔ دهخدا، معنی آن «غنیمت گرفته‌شده» و «چیزی که به عنوان غنیمت به دست آمده» ذکر شده است. در فرهنگ عمید نیز همین معانی آمده است.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ غنی

  • هم خانواده کلمه غوغا + مترادف و معنی کلمه غوغا

    هم خانواده کلمه غوغا + مترادف و معنی کلمه غوغا

    هم خانواده کلمه غوغا

    کلمه “غوغا” از زبان عربی وارد فارسی شده و امروزه به‌طور گسترده در زبان ما استفاده می‌شود. واژه‌های هم‌خانواده آن عبارت‌اند از: غو، اغوا، غوغایی و غوغایش.

    برای روشن‌تر شدن معنای این واژه، به این مثال توجه کنید: “غوغایی که در کلاس بود، مرا شگفت‌زده کرد.” یعنی سر و صدای زیاد و شلوغی غیرعادی در کلاس، باعث تعجب من شد.

    برای تشخیص واژه‌های هم‌خانواده، باید ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. در مورد کلمه‌هایی که ریشه فارسی دارند، معمولاً بن گذشته و بن حال آن‌ها یکسان است و این روش، راه آسانی برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده می‌باشد.

    واژه‌های مترادف غوغا عبارت‌اند از: شور، آشوب، هیاهو، خروش، هنگامه، سر و صدا، ازدحام، همهمه، داد و فریاد، جمعیت انبوه، شلوغی، مردم آشوب‌طلب، فتنه‌انگیزی، آوازه، بانگ، داد و بیداد، غریو، ولوله، المشنگه، جنجال، غلغله و فغان.

    در فرهنگ معین، غوغا به معنای “مردم بسیار و درهم‌آمیخته” و “جار و جنجال و فغان” تعریف شده است. در لغتنامه دهخدا نیز معانیای مانند شور، مشغله، فریاد، هیجان و شلوغی برای آن آمده است. تمام این واژه‌ها مفهومی نزدیک به غوغا دارند و می‌توانید در نوشته‌های خود از آن‌ها استفاده کنید تا مقصودتان را به خوبی برسانید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

  • هم خانواده کلمه اطاعت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه اطاعت

    هم خانواده کلمه اطاعت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه اطاعت

    هم خانواده کلمه اطاعت

    کلمه اطاعت از زبان عربی وارد فارسی شده و کاربرد زیادی دارد. اطاعت به معنای احترام گذاشتن، پذیرفتن و انجام دادن دستورهاست. این دستورات می‌تواند قوانین دینی باشد یا مقررات یک کشور؛ وقتی این قوانین را می‌پذیریم و رعایت می‌کنیم، در واقع اطاعت کرده‌ایم.

    واژه‌های هم‌خانواده اطاعت شامل طاعت، مطاوعت، اطاعتگر، طاعات، مطابعت و استطاعت می‌شوند. همه این کلمات از ریشه “طاعت” ساخته شده‌اند و در سه حرف اصلی با هم مشترکند.

    مترادف‌های اطاعت نیز عبارتند از: طاعت، فرمانبرداری، فرمانبری، تابعیت، متابعت، مطاوت، تمکین، امتثال، خدمتکاری، بندگی، انقیاد و پیروی.

    برای فهم بهتر معنی اطاعت، به تعریف آن در فرهنگ‌های معروف فارسی نگاهی می‌اندازیم. در لغتنامه دهخدا، اطاعت به معنی فرمان بردن، گردن نهادن، فروتنی، تسلیم شدن، متابعت، انجام دادن دستور، تعظیم، وفاداری و فرمانبری آمده است.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی کلمات درس سوم هوشیاری ✅ فارسی ششم دبستان + هم خانواده و مخالف را بخوانید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی کلمات درس پنجم هفت خان رستم کلاس ششم ✅ هم خانواده و مخالف ادامه دهید.

    فرهنگ معین، اطاعت را به معنای اطاعت کردن و فرمان بردن می‌داند. در فرهنگ عمید نیز معانی‌ای مانند انجام دادن دستور یا خواست کسی، فرمان برداری کردن، فرمان بردن و فرمانبری برای این واژه ذکر شده است. اطاعت نقطه مقابل نافرمانی است.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی کلمات درس چهارم داستان من و شما کلاس ششم ✅ هم خانواده مخالف سر بزنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه فرمانده

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.