دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Term به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Term به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Term به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “اصطلاح” اسمی است که معانی و کاربردهای گوناگونی دارد.

    **کاربرد اول: اشاره به یک بازه زمانی**

    * یک رئیس‌جمهور در آمریکا فقط می‌تواند دو دوره در قدرت باشد. هر دوره چهار سال طول می‌کشد.
    * این شرکت پس از سال‌ها ضرر، چشم‌انداز یک دوره سودآوری را پیش‌رو دارد.
    * هنری در ترم گذشته مدرسه نمرات ضعیفی گرفت.
    * ترم زمستانی از ماه ژانویه شروع می‌شود.
    * ساندرا نوزادش را به موقع به دنیا آورد. (یعنی او نوزاد را برای تمام مدت نه ماه بارداری در رحم خود نگه داشت.)

    **کاربرد دوم: بیان شرایط و توافق‌ها**

    * آیا با همسایه‌هایت رابطه خوبی داری؟ (یعنی آیا با آن‌ها سازگاری و تفاهم داری؟)
    * جو و فرد دیگر با هم صحبت نمی‌کنند. (یعنی بین آن‌ها اختلاف وجود دارد و با هم حرف نمی‌زنند.)
    * تمام کسانی که قرارداد را امضا کردند، با مفاد آن موافق بودند.
    * شرایط استفاده از این وب‌سایت چیست؟
    * دو گروه سرانجام به یک توافق رسیدند و مشکلاتشان را حل کردند.
    * این وضعیت به هیچ‌وجه ادامه نخواهد یافت. (عبارت “به هیچ‌وجه” یک بیان رایج در زبان است.)

    **کاربرد سوم: صحبت درباره کلمات و عبارات**

    * معنی اصطلاح “شخص مورد علاقه” چیست؟
    * در تمرینات خواندن، چندین واژه تخصصی وجود داشت که معلم مجبور بود برای دانش‌آموزان توضیح دهد.
    * من با عبارت “بیست‌وچهار هفت” آشنایی ندارم. منظور از آن چیست؟
    * کلمه “عسل” یک کلمه محبت‌آمیز است که معمولاً کسی به عزیز خود می‌گوید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Terrible به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Terrible به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Terrible به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “وحشتناک” یک واژه توصیفی است که برای چیزهای بسیار بد و ناخوشایند به کار می‌رود.

    هوای این روزها واقعاً وحشتناک شده.
    این نان مزه خیلی بدی می‌دهد.
    آن لباس روی تو اصلاً قشنگ نیست.
    سرویس‌دهی اینجا بسیار ضعیف است.
    آن مرد جوان از حرفی که به دوستش زده بود، خیلی ناراحت و پشیمان بود.
    یک حادثه دلخراش باعث مرگ تعداد زیادی از افراد شد.
    ابولا یک بیماری بسیار خطرناک و کشنده است.
    نتیجه تصمیم آن‌ها فاجعه‌بار بود.
    آخر هفته گذشته سرماخوردگی خیلی شدیدی داشتم.
    وقتی فهمیدیم یکی از همکارانمان فوت کرده، همگی بسیار غمگین شدیم.

     
    کلمه “به طرز وحشتناکی” نیز به صورت قید به کار می‌رود و معنای “بسیار” یا “شدیداً” می‌دهد.

    من خیلی گرسنه‌ام. (احساس گرسنگی شدیدی دارم.)
    ما خیلی ناراحتیم که معلممان مدرسه را عوض می‌کند. (ناراحتیم.)
    انجام این کار کاملاً اشتباه به نظر می‌رسد. (فرد احساس گناه زیادی می‌کند.)
    این واقعاً افسرده‌کننده است! (بسیار ناراحت‌کننده است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Terrify به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Terrify به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Terrify به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای ترساندن شدید کسی باید حس وحشت زیادی در او ایجاد کرد. کلمه “ترساندن” (Terrify) از کلمه “ترسیدن” (Scare) بسیار قوی‌تر است.

    طوفان باعث وحشت شدید تمام کسانی شد که آن را تجربه کردند.
    همسایه‌های مردی که در انتهای خیابان زندگی می‌کند، از او بسیار می‌ترسند چون او فردی ترسناک و خیلی بداخلاق است.
    وقتی فهمیدیم یک فراری از زندان در همسایگی ما زندگی می‌کند، دچار وحشت شدیم.
    واندا فقط با فکر کردن به صحبت کردن در جمعیت زیاد، دچار ترس و وحشت می‌شود.
    سارق بانک با درآوردن اسلحه، همه افراد داخل بانک را به شدت ترساند.

     
    کلمات “وحشتناک” (Terrifying) و “وحشت‌زده” (Terrified) صفت هستند:

    گروگان‌های وحشت‌زده توسط آدم‌رباها آزاد شدند.
    انفجارها برای همه افراد حاضر در آن نزدیکی، یک موقعیت بسیار ترسناک به وجود آوردند.
    ماریا در یک حادثه دلخراش رانندگی گرفتار شد که در آن چندین نفر جان خود را از دست دادند.
    آهو آنقدر ترسیده بود که نمی‌توانست از مسیر کامیونی که نزدیک می‌شد، کنار برود.

     
    کلمه “به طرز وحشتناکی” (Terrifyingly) یک قید است:

    هیولاهای درون فیلم، به شکل ترسناکی واقعی به نظر می‌رسیدند.
    ناگهان به شکل هولناکی آشکار شد که آن زن جوان به خاطر بیماری نادر، هر دو پای خود را از دست خواهد داد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Test به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Test به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Test به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “test” در انگلیسی دو کاربرد اصلی دارد. اول، به معنای “آزمون” یا “امتحان” است که معمولاً در مدارس برای سنجش دانش دانش‌آموزان برگزار می‌شود:

    The students are taking a test.
    How well did you do on the test?
    Do you like to take tests?

    دانش آموزان در حال آزمون هستند.
    چقدر در آزمون خوب عمل کردید؟
    آیا دوست دارید در آزمون شرکت کنید؟

     
    کاربرد دوم این کلمه، زمانی است که بخواهیم میزان کارایی، قدرت یا کیفیت چیزی را بررسی کنیم:

    Test the water with your finger to see how warm it is.
    The government is testing the soil for pollutants.
    Elizabeth tested her employees’ honesty by leaving large amounts of cash lying around the office.
    Let’s take this car out for a test.
    Hold on. I’m going to test the brakes on this car.
    You should test out any furniture you’re thinking about buying by sitting in it.

    آب را با انگشت خود تست کنید تا ببینید چقدر گرم است.
    دولت در حال آزمایش خاک برای آلاینده ها است.
    الیزابت صداقت کارمندانش را با گذاشتن مقادیر زیادی پول نقد در اطراف دفتر آزمایش کرد.
    بیایید این ماشین را برای آزمایش بیرون بیاوریم.
    نگه دارید. من قصد دارم ترمزهای این ماشین را تست کنم.
    شما باید هر مبلمانی را که قصد خرید آن را دارید با نشستن در آن امتحان کنید.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Text به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Text به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Text به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر از تلفن همراه استفاده می‌کنید، احتمالاً با کاربرد کلمه «پیام» به عنوان فعل آشنا هستید. اما خوب است بدانید که این کلمه چگونه به عنوان اسم، فعل و صفت نیز به کار می‌رود.

    در ادامه نمونه‌هایی از کاربرد «پیام» به عنوان فعل را مشاهده می‌کنید:

    عایشه به پدر و مادرش پیام داد تا بعد از طوفان به آنها اطلاع دهد که حالش خوب است. (این جمله در زمان گذشته است.)
    بعضی از دانش‌آموزان در کلاس مشغول فرستادن پیام بودند که وقتی معلم متوجه شد، به مشکل خوردند. (این جمله در زمان گذشته استمراری است.)
    وقتی نتیجه درخواست کارت را فهمیدی، برایم پیام بفرست.

    این کلمه به عنوان اسم نیز کاربرد دارد:

    عایشه برای پدر و مادرش پیامی فرستاد و گفت که حالش خوب است.
    متن این کتاب بسیار سخت است. (متن: یعنی نوشته‌ها)
    معلم به بچه‌ها کمک کرد تا متن را بفهمند. (متن: یعنی کتاب یا نوشته‌ها)
    برایم یک پیام بفرست.

    وقتی «پیام» به صورت صفت به کار می‌رود، معمولاً قبل از کلمه «متن» یا «پیام» قرار می‌گیرد:

    سعی کردم برایت یک پیام متنی بفرستم، اما فکر کنم برای نفر دیگری ارسال شد.
    ارسال پیام‌های متنی، روش بسیار رایجی برای ارتباط بین مردم است.

    همچنین این کلمه در ترکیب «کتاب درسی» نیز بسیار استفاده می‌شود:

    امسال دانش‌آموزانم از کتاب‌های درسی جدید استفاده خواهند کرد.
    اگر با دقت نگاه کنید، می‌توانید اشتباهات زیادی در بعضی کتاب‌های درسی زبان انگلیسی پیدا کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Thank به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Thank به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Thank به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی از کار خوبی که دیگری انجام داده، خوشش می‌آید و می‌خواهد قدردانی کند، از او تشکر می‌کند. در این مواقع، از کلمه “thank” به عنوان یک فعل در جمله استفاده می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    thank

    تشکرکردن

    thanked

    تشکر کرد

    thanked

    تشکر کرده

    ما از پیشخدمت به خاطر غذایی که برایمان آورد تشکر کردیم.
    ماریو همیشه از فردی که صبح‌ها روزنامه را برایش می‌آورد قدردانی می‌کند.
    مسافران داخل ماشین پس از حادثه، خدا را به خاطر حفظ جانشان شکر گفتند.
    آیا تو از کارمندانت به خاطر تمام تلاششان تشکر کرده‌ای؟
    من می‌خواهم از تو به خاطر حمایتت تشکر کنم.

    این جملات از “thank” به شکل اسم استفاده می‌کنند:
    همه‌ی افراد حاضر سر میز، برای غذایی که در شرف خوردنش بودند سپاسگزاری کردند.
    مردیت یک یادداشت تشکر برای دوستش که به او یک دستبند هدیه داده بود نوشت.
    آمریکایی‌ها در جشن شکرگزاری، قدردانی خود را از تمام نعمت‌های زندگی‌شان بیان می‌کنند.

    گاهی اوقات کلمه‌ی “thank-you” با خط فاصله و به صورت صفت به کار می‌رود:
    لویی و سیندی برای افرادی که در عروسیشان شرکت کرده و به آنان کادو داده بودند، یادداشت تشکر نوشتند.
    جیمز به خاطر خدماتش در افغانستان، نامه‌ی تشکری از فرماندار ایالت دریافت کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Theft به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Theft به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Theft به فارسی با مثالهای کاربردی

    همسایه‌ی من یک مورد دزدی را به پلیس اطلاع داد.

    طی هفته‌ی گذشته، چند مورد سرقت در محلّه‌ی ما گزارش شده است.

    دزدی یک جرم است و قانون برای آن مجازات در نظر گرفته است.

    اگر کسی مرتکب دزدی شود، ممکن است به زندان بیفتد.

    برداشتن یک میوه از مغازه بدون پرداخت پول، دزدی محسوب می‌شود.

    ربودن میلیون‌ها دلار از یک شرکت هم نوعی دزدی است.

    اگر فردی اثر یا ایده‌ی دیگری را بردارد و آن را به نام خودش معرفی کند، این کار هم دزدی است.

    به کسی که دزدی می‌کند، دزد می‌گویند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Thick به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Thick به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Thick به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک چیز فشرده یا سنگین می‌شود، ممکن است از واژه “ضخیم” برای توصیف آن استفاده کنیم. این کلمه برای بیان پهنای یک شیء هم به کار می‌رود. در مقابل ضخیم، کلمه “نازک” قرار دارد.

    یخ روی دریاچه شش اینچ ضخامت دارد.
    این تخته‌های چوبی دو اینچ ضخیم هستند.
    بعد از توفان، یک لایه ضخیم از گل، خیابان‌ها را پوشاند.
    هوای گرم مناطق استوایی، مرطوب و سنگین به نظر می‌رسد.
    مه غلیظی از روی دریاچه بلند شد و رانندگی را سخت کرد.
    وقتی آرد را به مایع خمیر اضافه می‌کنید، غلیظ می‌شود.
    این یک برش کیک شکلاتی ضخیم است.

    کلمه “ضخامت” یک اسم است:
    تیرهای فولادی در برج‌های بلند باید با ضخامت مشخصی ساخته شوند تا بتوانند وزن ساختمان را تحمل کنند.
    تراکم و انبوهی جنگل، عبور از آن را دشوار کرده بود.

    “ضخیم کردن” چیزی، به معنای افزودن به غلظت یا قطر آن است و یک فعل محسوب می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    thicken

    غلیظ کردن

    thickened

    غلیظ شد

    thickened

    غلیظ شده است

    برای غلیظ کردن سس می‌توان از آرد یا نشاسته ذرت استفاده کرد.
    وقتی دمای هوا به زیر صفر درجه فارنهایت می‌رسد، لایه رویی آب دریاچه به سرعت یخ می‌زند و ضخیم می‌شود.
    سیمان پس از آن که سفت و خشک شد، به بتن تبدیل می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Thin به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Thin به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Thin به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “لاغر” (thin) نقطه مقابل “چاق” (fat) است. وقتی می‌خواهیم کسی را توصیف کنیم، معنایی نزدیک به “استخوانی” (skinny) دارد.

    شیلا بسیار لاغر است.
    کمر بسیار باریکی دارد.
    مادرش اعتقاد دارد که او بیش از حد لاغر است و باید کمی وزن اضافه کند.
    لاغری بیش از حد برای سلامتی خوب نیست.

     
    این واژه برای چیزها و شرایط مختلف هم به کار می‌رود:

    یخ روی دریاچه بیش از حد نازک است. اگر روی آن راه بروید، امکان دارد بشکند و شما در آب بیفتید.
    این سوپ زیادی رقیق است. برای اینکه غلیظ شود به آرد یا نشاسته ذرت نیاز دارد. (یعنی باید آن را غلیظ کرد)
    وقتی از کوهی بالا می‌روید، هوا کم‌کم رقیق به نظر می‌رسد، انگار که هوای کافی برای تنفس ندارید.
    مقاله او کمی سطحی و کم‌محتواست. او برای اثبات نظر خود باید دلایل بیشتری بیاورد.
    کشاورز لازم است که از تعداد دام‌های گله خود کم کند، به همین خاطر قصد دارد بعضی از گاوهایش را بفروشد. (یعنی باید تعداد آنها را کاهش دهد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Thing به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Thing به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Thing به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “چیز” یک واژه بسیار کاربردی برای یادگیری است. شما می‌توانید هر زمان که معادل انگلیسی یک شیء را نمی‌دانید، یا حتی وقتی که حوصله فکر کردن به اسم دقیق آن را ندارید، از این کلمه استفاده کنید.

    * آن قطعه پلاستیکی را از جاکلیدی‌ام گم کردم.
    * یک چیز سبز رنگ داخل یخچال است. این دیگر چیست؟
    * آن چیزی که به من دادی، روی میز است. (قسمت “که به من دادی” یک توصیف برای آن چیز است.)
    * آن چیز را از کجا خریدی؟
    * قیمت آن چیز چقدر تمام می‌شود؟
    * آن‌ها یک چیز بزرگ در گاراژشان دارند. نمی‌دانم چه چیزی است.
    * این یک چیز بسیار جالب است.

     
    کلمه “thing” معمولاً به صورت جمع نیز به کار می‌رود:

    * آیا این وسایل مال شما هستند؟
    * ما تعداد زیادی وسیله در گاراژ خانه‌مان داریم.
    * امروز کارهای زیادی برای انجام دادن دارم.
    * این‌ها موضوعاتی هستند که باید در مورد آن‌ها فکر کنید. (به تفاوت “یک چیز” و “چند چیز” دقت کنید.)
    * او حرف‌های بسیار خوبی در مورد شما زد.

     
    یک جایگزین برای “things” کلمه “stuff” است، اما به خاطر داشته باشید که “stuff” برای چیزهای غیرقابل شمارش به کار می‌رود:

    * آیا این وسایل مال شماست؟
    * ما مقدار زیادی وسیله در گاراژمان انبار کرده‌ایم.
    * امروز حجم زیادی کار برای انجام دادن دارم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.