دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Noise به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Noise به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Noise به فارسی با مثالهای کاربردی

    سر و صدا به صدای ناخوشایند یا آزاردهنده گفته می‌شود. یک صدا می‌تواند آرام یا بسیار بلند باشد. بعضی افراد سر و صدا را دوست دارند، اما بیشتر مردم از آن خوششان نمی‌آید.

    در جمله‌های زیر، کلمه “noise” به عنوان اسم به کار رفته است:

    آیا آن صدا را می‌شنوید؟
    از یخچال صدایی می‌آید.
    ماشینم اطراف موتور صدا می‌دهد.
    آن صدا چیست؟
    یک صدای غیرعادی، نشان‌دهنده مشکل در کامپیوتر بود.
    صداهایی که از اتاق زیر شیروانی می‌آمد، همه را ترساند.
    بعضی افراد موسیقی آن گروه را دوست دارند؛ بقیه می‌گویند کارشان فقط یک مشت سر و صدا است.

     

    کلمه “noisy” به معنی “پر سر و صدا” یک صفت است:

    ریتا می‌گوید خانه‌شان خیلی شلوغ و پر سر و صداست. او باید به کتابخانه برود تا بتواند روی تکالیفش تمرکز کند.
    یک بچه پر سر و صدا در سوپرمارکت باعث ایجاد مزاحمت شد.
    بچه‌ها بیش از حد سروصدا می‌کردند، برای همین در نهایت یک نفر از آن‌ها خواست که آرام‌تر باشند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nonsense به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nonsense به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Nonsense به فارسی با مثالهای کاربردی

    این حرف‌ها چرند است.
    حرف‌های گوینده چیزی جز یک مشت چرند نبود.
    اینکه کسی بگوید زمین صاف است، کاملاً چرند است.
    این ادعا که سفیدپوستان از بقیه گروه‌های مردم باهوش‌تر یا بهتر هستند، چرند محض است.
    این همه حرف بی‌معنی چیست؟
    معلم از شلوغ‌کاری و حرف‌های بی‌اساس کلاس خسته شد و به دانش‌آموزی که رفتار بدی داشت گفت از کلاس بیرون برود.
    دیگر این چرندها را تحمل نمی‌کنم.
    این حرف‌ها چرند است و من مجبور نیستم آن‌ها را تحمل کنم. (تحمل کردن چیزی یعنی قبول کردن یا اجازه دادن به اتفاق افتادن آن.)

     
    واژه «بی‌معنی» یک صفت است.

    هر سیاستمداری در آمریکا که فکر کند بالاتر از قانون است، احتمالاً تصمیمات بی‌معنی می‌گیرد.
    اینکه کسی برای حل مشکلاتش به شانس یا جادو اعتقاد داشته باشد، بی‌معنی است.
    روزنامه‌نگارانی که با واقعیت‌ها و حقایق سر و کار دارند، به راحتی می‌توانند استدلال‌های بی‌معنی را تشخیص دهند و موشکافی کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Noodle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Noodle به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Noodle به فارسی با مثالهای کاربردی

    “رشته فرنگی” یک خوراکی بلند و باریک است که معمولاً از آرد برنج یا گندم درست می‌شود. آیا شما هم دوست دارید رشته‌فرنگی میل کنید؟

    نودل‌های برنجی در آشپزی کشورهای آسیایی بسیار پرطرفدار هستند.
    به رشته‌هایی که از گندم تهیه می‌شوند، پاستا گفته می‌شود. پاستا در غذاهای ایتالیایی جایگاه ویژه‌ای دارد.
    در واقع ماده اصلی تهیه رشته‌فرنگی، آرد است.
    معمولاً رشته‌فرنگی خشک را در آب می‌جوشانند و سپس آن را به شکل‌های گوناگون و در غذاهای مختلف سرو می‌کنند.
    سوپ مرغ با رشته یکی از غذاهای خوشمزه و در عین حال آسان برای پخت است.
    در بسیاری از غذاهای سرخ‌کردنی و همچنین انواع سوپ‌ها از رشته‌فرنگی استفاده می‌شود.
    پد تای که یک غذای تایلندی معروف است، از جمله غذاهای خوشمزه با رشته‌فرنگی به شمار می‌رود.
    کسانی که می‌خواهند غذایی مقرون‌به‌صرفه بخورند، اغلب به سراغ رامن فوری می‌روند.
    در بسیاری از کشورهای آسیایی، مغازه‌های کوچک و ساده‌ای وجود دارند که در آن‌ها می‌توان رشته‌فرنگی بسیار خوبی پیدا کرد و میل کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • کفگیر به آلمانی: راهنمای کامل و کاربردها

    کفگیر به آلمانی: راهنمای کامل و کاربردها

    درود به تمام دوستانی که در حال یادگیری زبان آلمانی هستید! امروز می‌خواهیم سراغ کلمه‌ای برویم که احتمالاً در آشپزخانه زیاد از آن استفاده می‌کنید، اما شاید معادل آلمانی آن را ندانید. بله، درست است؛ امروز دربارهٔ کفگیر و نام آن در زبان آلمانی صحبت خواهیم کرد. اگر دوست دارید این کلمه را به صورت کاربردی یاد بگیرید، پیشنهاد می‌کنم تا پایان این مطلب با من همراه باشید.

    اگر قصد دارید زبان آلمانی را برای ادامه تحصیل یا مهاجرت بیاموزید، فرصت ثبت‌نام در بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در یاسوج را از دست ندهید!

    جالب است بدانید که در زبان آلمانی برای هر وسیلهٔ آشپزخانه یک واژهٔ دقیق و مشخص وجود دارد. این موضوع نشان می‌دهد که آلمانی‌ها حتی به جزئیات هم اهمیت زیادی می‌دهند. هدف من در این نوشته این است که نه تنها معنی «کفگیر» به آلمانی را به شما بیاموزم، بلکه با مثال‌های مختلف، نحوهٔ استفاده از آن را در جمله نیز نشان دهم. پس بیایید بدون معطلی به سراغ موضوع اصلی برویم.

    آنچه در این مطلب می‌خوانید:

    – کفگیر به آلمانی: Schaumlöffel و معنای آن
    – نحوهٔ صحیح تلفظ کلمهٔ Schaumlöffel
    – کاربردهای Schaumlöffel در آشپزی روزمره
    – مثال‌های کاربردی از کلمهٔ Schaumlöffel در جمله
    – نمونه‌های ساده
    – نمونه‌های پیشرفته‌تر
    – واژه‌های مرتبط و مترادف‌ها
    – سایر وسایل آشپزخانه مربوطه
    – عبارت‌ها و اصطلاحات رایج در آشپزی
    – نکات مفید برای یادگیری واژگان جدید
    – استفاده از فلش‌کارت
    – ساختن جمله‌های شخصی
    – تمرین در موقعیت‌های واقعی
    – تماشای ویدیوهای آشپزی به زبان آلمانی
    – بهره‌گیری از اپلیکیشن‌ها و سایت‌های آموزش زبان
    – مرور منظم
    – جمع‌بندی
    – پرسش‌های متداول (FAQ)
    – معنی کفگیر در زبان آلمانی چیست؟
    – چگونه می‌توان از کلمهٔ Schaumlöffel در جمله استفاده کرد؟
    – آیا معادل دیگری برای کفگیر در آلمانی وجود دارد؟

    کفگیر به آلمانی: Schaumlöffel و معنی آن

    خب، حالا می‌رسیم به بخش اصلی! کلمه آلمانی برای «کفگیر» میشود **Schaumlöffel**. شاید تلفظ این کلمه در نگاه اول کمی سخت یا طولانی به نظر برسد، اما اگر آن را به دو بخش تقسیم کنیم، معنی آن کاملاً روشن میشود. بخش اول «Schaum» به معنی «کف» است و بخش دوم «Löffel» یعنی «قاشق». در نتیجه **Schaumlöffel** در واقع به معنی «قاشق کف» است، که دقیقاً همان کاری را توصیف میکند که این وسیله انجام میدهد: گرفتن کف از روی غذا یا جدا کردن مواد از مایع.

    این کلمه در زبان آلمانی «مذکر» محسوب میشود و حرف تعریف مشخص آن **der** است؛ یعنی میگوییم **der Schaumlöffel**. یادگیری حرف تعریف اسامی در آلمانی بسیار مهم است و به شما کمک میکند جمله‌های درست و دقیقی بسازید. بنابراین بهتر است همیشه هر اسم را به همراه حرف تعریفش یاد بگیرید. برای مثال، وقتی قصد دارید در مورد خرید یک وسیله آشپزخانه به زبان آلمانی صحبت کنید، باید به حرف تعریف آن هم توجه داشته باشید.

    تلفظ صحیح Schaumlöffel

    تلفظ بعضی از کلمات آلمانی ممکن است در ابتدا کمی سخت به نظر برسد، اما جای نگرانی نیست! بیایید با هم این کلمه را تمرین کنیم:
    Schaum: “شائوم” (مثل “ش” در شادی و “آو” شبیه “او” در کلمه چاوش)
    Löffel: “لوفِل” (مانند “ل” و “ف” و “ل”، و صدای “ö” شبیه “او” در “فول” است، اما باید لب‌هایتان را گرد کنید)
    در نتیجه، این ترکیب به این صورت خوانده می‌شود: “دِر شائوم لوفِل”. با تکرار و تمرین، به مرور تلفظ این کلمه برای شما آسان‌تر خواهد شد. یادتان باشد که موفقیت در یادگیری زبان، با تمرین مداوم به دست می‌آید.

    کاربرد Schaumlöffel در آشپزی روزمره

    کفگیر به آلمانی

    حالا که فهمیدیم «کفگیر» به آلمانی چه می‌شود و چطور تلفظ می‌شود، بیایید کاربردهای آن را در آشپزخانه مرور کنیم. کفگیر معمولاً برای جدا کردن چیزهای جامد از مایعات استفاده می‌شود، مثلاً برای گرفتن کف روی غذاهای آبکی مثل آبگوشت یا مربا، یا برای کشیدن غذاهایی که باید آبشان گرفته شود. فرض کنید می‌خواهید ماکارونی را از آب جوش بیرون بیاورید؛ در این حالت با کمک یک Schaumlöffel می‌توانید آب را از پاستا جدا کنید و فقط خود ماکارونی را بردارید. این واژه یکی از کلمات مهم و کاربردی در گروه ابزارهای آشپزخانه به زبان آلمانی است. اگر چنین کلماتی را یاد بگیرید، به راحتی می‌توانید در محیط‌های آشپزخانه آلمانی منظور خود را برسانید و قدم‌های خوبی در یادگیری این زبان بردارید.

    مثال‌های کاربردی از Schaumlöffel در جملات

    برای اینکه کاربرد واژه آلمانی “کفگیر” را بهتر متوجه شوید، در ادامه چند نمونه کاربردی برای شما آورده‌ام. با کمک این مثال‌ها می‌توانید کلمه Schaumlöffel را در جمله ببینید و راحت‌تر به یاد بسپارید.

    مثال‌های ساده

    لطفاً کفگیر را به من بده.
    من لازم دارم از یک کفگیر استفاده کنم تا بتوانم ماکارونی‌ها را از داخل قابلمه بیرون بیاورم.
    کفگیر توی کشو قرار دارد.
    من با کفگیر، کف روی سوپ را برمی‌دارم.

    مثال‌های پیشرفته‌تر

    هنگام پخت و پز، همیشه یک کفگیر در دسترس داشته باشید تا بتوانید کف اضافی غذا را بگیرید.
    آشپز از یک کفگیر بزرگ استفاده کرد تا سیب‌زمینی‌های پخته شده را از آب نمک بیرون بیاورد.
    حتماً قبل از گذاشتن کفگیر در جایش، آن را به خوبی تمیز بشویید.
    این نمونه‌ها به شما کمک می‌کنند تا این واژه را در شرایط گوناگون تصور کنید و بهتر با نحوه استفاده آن آشنا شوید.
    برای آگاهی از مراکز برتر آموزش زبان آلمانی در یزد، به صفحه بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در یزد سر بزنید.

    فارسی آلمانی تلفظ تقریبی توضیح / کاربرد
    کفگیر Pfannenwender / Spatel پفّنِن‌وِندِر / شپاتِل برای برگرداندن یا هم زدن غذا در ماهیتابه
    ملاقه Schöpflöffel / Kelle شُپفلُفِل / کِلّه برای ریختن سوپ یا خورش
    قاشق چوبی Kochlöffel کوخ‌لُفِل هم زدن غذا در قابلمه یا تابه
    کفگیر سوراخ‌دار Schaumlöffel شائوملُفِل برای برداشتن غذا از آب یا روغن، مثل سبزیجات یا سرخ‌کردنی‌ها
    کفگیر پخت‌وپز سیلیکونی Silikonspatel زیلیکون‌شپاتِل برای هم زدن مواد چسبناک مثل کیک یا شکلات

    کلمات مرتبط و مترادف‌ها

    ممکن است تصور کنید که برای “کفگیر” در زبان آلمانی تنها یک واژه وجود دارد، اما یادگیری کلمات مرتبط و هم‌معنی همیشه مفید است. این کار باعث می‌شود دایره واژگان شما گسترده‌تر شود و در صحبت کردن یا نوشتن، انعطاف بیشتری داشته باشید.

    دیگر وسایل آشپزخانه مرتبط

    علاوه بر قاشق آشپزخانه، یادگرفتن اسم بقیه وسایل آشپزخانه به زبان آلمانی هم خیلی به کار می‌آید. در ادامه اسم چند تا از این وسایل را می‌آورم:
    der Löffel (قاشق)
    die Gabel (چنگال)
    das Messer (چاقو)
    der Kochlöffel (قاشق آشپزی/همزن)
    der Schneebesen (همزن دستی)
    der Schöpflöffel (ملاقه)
    der Pfannenwender (کفگیر برگردان/لیسک) – این اسم خیلی شبیه به قاشق آشپزخانه است، اما کاربردش فرق می‌کند. از کفگیر معمولاً برای زیر و رو کردن غذا در تابه استفاده می‌شود، در حالی که قاشق آشپزخانه برای برداشتن چیزها از روی مایعات و صاف کردن سطح آنهاست.
    die Reibe (رنده)
    der Topf (قابلمه)
    die Pfanne (ماهیتابه)
    اگر این مجموعه واژه‌ها را یاد بگیرید، می‌توانید به خوبی درباره آشپزی به زبان آلمانی صحبت کنید.

    عبارات و اصطلاحات مرتبط با آشپزی

    کفگیر به آلمانی

    علاوه بر نام وسایل آشپزخانه، یادگیری بعضی عبارت‌ها و اصطلاح‌های مربوط به آشپزی هم می‌تواند در محیط آشپزخانه آلمانی زبان کمکتان کند تا احساس راحتی بیشتری داشته باشید:

    kochen (پختن غذا)
    braten (سرخ کردن در تابه)
    backen (پخت در فر)
    schneiden (برش دادن)
    rühren (مخلوط کردن)
    abschöpfen (برداشتن کف روی غذا) – این کاربرد نزدیکی با قاشق کفگیر دارد.

    با این واژه‌ها می‌توانید به طور دقیق‌تری درباره روش‌های پخت و پز صحبت کنید. اگر به دنبال اطلاعات بیشتری هستید، می‌توانید از یک فرهنگ لغت کمک بگیرید.

    نکات مفید برای یادگیری کلمات جدید

    برای یاد گرفتن کلمه‌ای مثل «کفگیر به آلمانی»، فقط اولین قدم را برداشته‌اید. اگر می‌خواهید واژه‌های جدید را بهتر به خاطر بسپارید و در ذهنتان ماندگار کنند، این چند راهکار ساده می‌تواند به شما کمک کند:

    استفاده از فلش‌کارت

    فلش‌کارت‌ها یکی از بهترین ابزارها برای به خاطر سپردن واژه‌های جدید هستند. برای مثال، می‌توانید یک فلش‌کارت برای کلمه آلمانی “Schaumlöffel” درست کنید. روی یک طرف آن، کلمه به همراه حرف تعریف آلمانی (der Schaumlöffel) را بنویسید و روی طرف دیگر، معنی فارسی آن یعنی “کفگیر” را قرار دهید. حتی می‌توانید یک نقاشی ساده از یک کفگیر هم به آن اضافه کنید. با این روش، هم شکل کلمه را می‌بینید و هم با تکرار و مرور، آن را بهتر به خاطر می‌سپارید.

    ساختن جملات خودتان

    همانطور که گفتیم، مثال‌ها باعث می‌شوند معنی واژه‌ها را بهتر بفهمید. حالا نوبت شماست که خودتان چند جمله با کلمهٔ “Schaumlöffel” بسازید. با این کار، این واژه بهتر در ذهنتان می‌ماند و بعداً راحت‌تر از آن استفاده می‌کنید. برای نمونه می‌توانید بگویید:
    “Ich habe den Schaumlöffel vergessen.”
    یعنی: من کفگیر را فراموش کردم.

    تمرین در محیط واقعی

    اگر وقت دارید، به آشپزخانه بروید و نام وسایل داخل آن را تکرار کنید. اگر یک کفگیر بردارید و با خود بگویید “der Schaumlöffel”، این کار تجربه‌ای ملموس برای شما ایجاد می‌کند که یادگیری را تقویت می‌کند. حتی هنگام درست کردن غذا می‌توانید به زبان آلمانی با خودتان حرف بزنید و نام ابزارها را بیان کنید. این روش، یکی از مؤثرترین و کاربردی‌ترین راه‌ها برای یادگیری است.

    تماشای ویدئوهای آشپزی آلمانی

    یک راه عالی دیگر برای یادگیری نام وسایل آشپزخانه و عبارت‌های مرتبط، تماشای فیلم‌های آشپزی به زبان آلمانی است. در این فیلم‌ها، آشپزها هنگام کار، نام ابزارها را به آلمانی بیان می‌کنند. بنابراین شما نه تنها واژه‌ها را فرامی‌گیرید، بلکه می‌بینید هر وسیله چطور در عمل استفاده می‌شود و تلفظ درست آن را در یک گفتگوی واقعی می‌شنوید. این روش، فهم و یادگیری زبان آلمانی را بسیار آسان‌تر و عمیق‌تر می‌کند.

    استفاده از App ها و وب‌سایت‌های آموزش زبان

    این روزها برنامه‌های موبایل و سایت‌های زیادی برای یادگیری زبان آلمانی در دسترس هستند که می‌توانند کمکتان کنند واژه‌های تازه یاد بگیرید و تمرین کنید. خیلی از این ابزارها بخش‌های ویژه‌ای برای آموزش لغات مربوط به خانه و آشپزخانه هم دارند.

    مرور منظم

    رمز اصلی یادگیری زبان، مرور کردن به طور منظم است. باید واژه‌های تازه را در بازه‌های زمانی مشخص تکرار کنید تا در خاطرتان بمانند و فراموش نشوند. یکی از راه‌های خوب برای این کار، استفاده از نرم‌افزارهای مرور با فاصله است که هر کلمه را در زمان‌های مشخص به شما نشان می‌دهند. اگر می‌خواهید در یادگیری زبان آلمانی پیشرفت کنید، این مرورهای منظم نقش بسیار مهمی دارند.

    نتیجه‌گیری

    امیدوارم این راهنمای مفصل درباره «کفگیر به زبان آلمانی» برایتان سودمند بوده باشد. در این مطلب، معنی، طرز بیان و موارد استفاده از کلمه «Schaumlöffel» را بررسی کردیم و دیدیم که این واژه چطور در جمله‌ها به کار می‌رود. علاوه بر این، واژگان و اصطلاحات مربوط به لوازم آشپزخانه و نیز نکاتی برای یادگیری بهتر لغات جدید را هم مرور کردیم. فراگیری زبان آلمانی به صبر، تمرین و روش درست نیاز دارد و با یادگیری کلمه‌های کاربردی مانند «Schaumlöffel»، شما یک گام دیگر به تسلط بر این زبان نزدیک‌تر می‌شوید. اگر در جستجوی بهترین آموزشگاه‌ها برای تقویت مهارت‌های زبان در مشهد هستید، پیشنهاد می‌کنیم سری به صفحه بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در مشهد ما بزنید. پس با انگیزه و پشتکار به راه خود ادامه دهید و از مسیر یادگیری زبان آلمانی لذت ببرید!

    سوالات متداول (FAQ)

    کفگیر به آلمانی چه معنی دارد؟

    در زبان آلمانی به کفگیر می‌گویند: “Schaumlöffel” که تلفظ آن “شائوم-لوفِل” است.
    این کلمه از دو بخش تشکیل شده:
    “Schaum” یعنی کف، و “Löffel” یعنی قاشق.
    بنابراین معنی کلی آن می‌شود: قاشق کف‌گیر.
    از این وسیله معمولاً برای برداشتن کف روی غذاها یا جدا کردن چیزهای جامد از مایع در آشپزی استفاده می‌کنند.

    چگونه می‌توان کلمه Schaumlöffel را در جملات استفاده کرد؟

    برای استفاده از کلمه “Schaumlöffel” (کفگیر) در جمله، باید کلمه “der” را قبل از آن به کار ببرید. در ادامه چند نمونه از نحوه استفاده از آن را می‌بینید:

    “Gib mir bitte den Schaumlöffel.” (لطفاً کفگیر را به من بده.)
    “Ich brauche einen Schaumlöffel, um den Schaum von der Suppe abzuschöpfen.” (من به یک کفگیر نیاز دارم تا کف سوپ را بردارم.)
    “Der Schaumlöffel ist in der Küche.” (کفگیر در آشپزخانه است.)

    آیا معنی دیگری برای کلمه کفگیر وجود دارد؟

    در زبان آلمانی، کلمه‌ای که بیشتر از همه برای اشاره به کفگیر استفاده می‌شود و دقیق‌ترین معنا را دارد، “Schaumlöffel” است. این وسیله معمولاً برای برداشتن کف از روی مایعات یا صاف کردن آن‌ها به کار می‌رود. البته واژه‌های دیگری هم هستند که گاهی ممکن است در بعضی مناطق یا متن‌ها دیده شوند، اما کمتر رایج هستند. به عنوان نمونه، “Schöpflöffel” در واقع به ملاقه گفته می‌شود که برای کشیدن و سرو کردن مایعات استفاده می‌شود. همچنین “Pfannenwender” نوعی کفگیر است که برای زیر و رو کردن غذا در تابه کاربرد دارد. با این حال، برای همان کفگیری که در اینجا منظور ماست، “Schaumlöffel” مناسب‌ترین و درست‌ترین واژه محسوب می‌شود.

    برای یادگیری پیشرفته، به سبزی شوید به آلمانی: معنی و کاربرد آن مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nor به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nor به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Nor به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “nor” یک حرف ربط است. این کلمه برای وصل کردن کلمات یا بخش‌های مختلف جمله به کار می‌رود. کاربرد آن تا حدی شبیه به “and” و “or” است، اما در موقعیت‌های منفی استفاده می‌شود. یادگیری نحوه استفاده از این کلمه ممکن است برای همه آسان نباشد. اگر هنوز با کاربرد “nor” احساس راحتی نمی‌کنید، جای نگرانی نیست و می‌توانید انگلیسی را بدون آن نیز به خوبی صحبت کنید. با این حال، آشنایی با این کلمه مفید است چون ممکن است در مکالمات یا متون مختلف با آن روبرو شوید.

    مثال:
    She’s not at school today, nor is her brother.
    (او امروز در مدرسه نیست، برادرش هم نیست.)

    یک نکته خاص در مورد “nor” این است که وقتی به عنوان یک حرف ربط هماهنگ‌کننده استفاده می‌شود، معمولاً فعل بلافاصله بعد از آن می‌آید، مانند جمله بالا. اگر نخواهید از “nor” استفاده کنید، می‌توانید همین معنا را به شکل‌های دیگری بیان کنید، مثلاً:

    She’s not at school today, and neither is her brother.
    She’s not at school today, and her brother isn’t either.
    (او امروز در مدرسه نیست و برادرش هم نیست.)

    در ادامه چند مثال دیگر را با هم می‌بینیم:

    They don’t like this situation, nor do I.
    (آنها از این وضعیت خوششان نمی‌آید، من هم همینطور.)

    He can’t play the piano, nor can she.
    (او نمی‌تواند پیانو بزند، او هم نمی‌تواند.)

    Neither he nor she can play the piano. (کلمه “nor” اغلب با “neither” به کار می‌رود.)
    (نه او و نه او نمی‌توانند پیانو بنوازند.)

    Neither I nor you need to fill out this form.
    (نه من و نه شما لازم است این فرم را پر کنید.)

    I’m not planning on buying a new car, nor am I planning to get a used car.
    (من قصد ندارم یک ماشین جدید بخرم، و نه قصد دارم یک ماشین دست‌دوم بخرم.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Normal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Normal به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Normal به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “عادی” معنی‌هایی مانند معمولی، متداول، همیشگی، روزمره و منظم دارد.

    مریم یک زندگی معمولی دارد. او صاحب همسر و دو فرزند است.
    مت الآن در ساعات متداول کار می‌کند. قبلاً شیفت شب بود، اما الان از ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر کارش را انجام می‌دهد.
    آن روز، یک روز روتین بود تا اینکه ناگهان یک گردباد پدیدار شد و شهر را با خود برد.
    ما خوش‌شانس هستیم که همسایه‌های معمولی داریم. زندگی در کنار همسایه‌های غیرعادی اصلاً خوشایند نیست.
    این گونه رفتارها، طبیعی و عادی نیست. مشکلش چیست؟
    آب و هوای این چند وقت، نسبت به حالت معمول این فصل، کمی سردتر بوده است. در این منطقه از کشور، انتظار می‌رود اسفندماه سرد باشد، اما ما هنوز هم برف به ارتفاع دو فوت روی زمین داریم و دمای هوا تنها چند درجه بالای صفر است.

     
    قید این کلمه “به طور معمول” است.

    باب به طور معمول هر روز صبح رأس ساعت ۷:۳۰ خانه را ترک می‌کند.
    قطارهایی که به سمت مرکز شهر می‌روند، معمولاً دقیقاً سر وقت می‌رسند.
    وقتی سالی به ملاقات خواهرش در دالاس می‌رود، در حالت عادی با هواپیما سفر می‌کند. اما این بار تصمیم دارد با ماشین برود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه North به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه North به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه North به فارسی با مثالهای کاربردی

    شمال به سمتی گفته می‌شود که درست در مقابل جنوب قرار دارد.

    ایالت مینه‌سوتا در بخش شمالی واقع شده.
    کانادا در شمال کشور آمریکا قرار دارد.
    در طول یک سفر طولانی به سمت شمال، متوجه شدم که هوا کم‌کم سردتر می‌شود.
    در فصل زمستان، روزها در مناطق شمالی کوتاه‌تر از مناطق جنوبی هستند.
    برنامه داریم تابستان آینده به مناطق شمالی، به شهر وینیپگ، سفر کنیم.
    عقربه‌ی قطب‌نما همیشه به سمت شمال نشانه می‌رود.

     
    واژه‌های northern و northerly به صورت صفت به کار می‌روند:

    منطقه‌ی اسکاندیناوی در شمال قاره اروپا قرار دارد.
    سیبری در بخش شمالی کشور روسیه واقع شده.
    وزش بادهای شمالی، توده‌ای از هوای سرد را به ایالت ویسکانسین آورد و باعث بارش برف شد.
    وقتی داشتیم ماهیگیری می‌کردیم، قایق ما به آرامی به سمت شمال حرکت کرد. بادهایی که از جنوب می‌وزید، قایق را به طرف شمال راند.
    اگر در مناطق شمالی زندگی کنید، می‌توانید پدیده‌ی شفق شمالی را ببینید.
    مردم ساکن در کشورهای شمالی، اغلب دوست دارند در زمستان به مناطق جنوبی سفر کنند.

    تلفظ کلمه «north» دارای صدای «ث» بی‌واک است. اگر در ادای این صدا مشکل دارید، روی لینک بالا کلیک کنید.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Note به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Note به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Note به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “نُت” (Note) معانی مختلفی دارد که بستگی به موقعیت دارد:

    **در دنیای موسیقی:**
    در موسیقی، نُت واحد اندازه‌گیری ضرب است.
    مثلاً می‌گوییم: «این میزان دو نُت دارد» یا «این آهنگ نُت‌های شانزدهم زیادی دارد».

    **در زمینه نوشتن:**
    گاهی منظور یادداشت‌هایی است که می‌نویسیم.
    مثلاً: «او در جلسه یادداشت برداشت» یا «آیا موقع مطالعه در این سایت یادداشت برمی‌داری؟»

    **به معنای توجه کردن:**
    گاهی هم به معنای دقت کردن و به چیزی توجه نشان دادن است.
    مثلاً: «او به طوفانی که در آسمان بود توجه کرد» یا «به افزایش بارش باران در این ناحیه دقت کنید».

    **به عنوان یک نامه یا پیام:**
    یک نُت می‌تواند یک نامه کوتاه یا پیام نوشته شده باشد.
    مثلاً: «او یک یادداشت از رئیسش دریافت کرد» یا «دانش‌آموزان موقع کلاس در حال فرستادن یادداشت برای هم دستگیر شدند».

    **در امور پولی و مالی:**
    گاهی هم نُت به معنای اسکناس یا پول کاغذی است:

    “This note is legal tender for all debts, public and private.” (این جمله روی پول‌های آمریکا نوشته شده است.)

    (این نُت برای تمام بدهی‌های دولتی و خصوصی، پول قانونی محسوب می‌شود.)

    علاوه بر اینها، کلمه “نُت” بخشی از کلمه “نوت‌بوک” (دفترچه) نیز هست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nothing به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nothing به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Nothing به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “nothing” یک واژه است که برای نشان دادن نبود و فقدان هر چیزی به کار می‌رود. این کلمه نقطه مقابل “something” است و دقیقاً همان مفهومی را می‌رساند که “not anything” دارد. از آنجایی که خود این کلمه معنای منفی دارد، معمولاً آن را با دیگر کلمات منفی به کار نمی‌برند. اگر این کار انجام شود، یک جمله با دو منفی به وجود می‌آید که در زبان انگلیسی اشتباه است:

    They have nothing to eat. (اگر بگوییم “They don’t have nothing to eat,” این یک جمله با دو منفی می‌شود و غلط است.)
    There’s nothing in the box. It’s empty.
    (There isn’t anything in the box.)
    There’s nothing on this paper. It’s blank.
    The students said they learned nothing in school today.
    John knows nothing about the situation in the office.
    Sarah eats nothing for breakfast because she’s too busy in the morning.
    This car has been nothing but trouble.
    There’s nothing I’d like more right now than a big piece of pizza.
    She has nothing to say.
    Nothing hurts more than a toothache.
    Nothing you can say will change my mind.
    Nothing was left after the tornado swept through the town.

    آنها چیزی برای خوردن ندارند. («آنها چیزی برای خوردن ندارند»، یک منفی مضاعف ایجاد می‌کند. این نادرست است.)
    چیزی در جعبه نیست. خالی است.
    (هیچ چیزی در جعبه وجود ندارد.)
    روی این کاغذ چیزی نیست. سفید است.
    دانش آموزان گفتند که امروز در مدرسه چیزی یاد نگرفته‌اند.
    جان چیزی در مورد وضعیت دفتر نمی‌داند.
    سارا برای صبحانه چیزی نمی‌خورد، زیرا صبح‌ها خیلی سرش شلوغ است.
    این ماشین هیچ چیز جز دردسر برایم نداشته است.
    در حال حاضر هیچ چیز را بیشتر از یک تکه پیتزای بزرگ دوست ندارم.
    او حرفی برای گفتن ندارد.
    هیچ دردی بیشتر از دندان درد آزاردهنده نیست.
    هیچ حرفی که تو بزنی نمی‌تواند نظر مرا عوض کند.
    بعد از اینکه گردباد از شهر گذشت، چیزی باقی نمانده بود.

    بسیاری از آمریکایی‌ها این کلمه را بدون تلفظ حرف “g” در انتهای آن به کار می‌برند و می‌گویند: nothin’.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Notice به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Notice به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Notice به فارسی با مثالهای کاربردی

    متوجه شدن چیزی یعنی آن را ببینید، تشخیص دهید یا درک کنید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    notice

    متوجه شدن

    noticed

    متوجه شد

    noticed

    متوجه شده

    والدین خاویر می‌بینند که نمراتش در مدرسه روزبه‌روز بهتر می‌شود.
    معلم‌هایش هم دیده‌اند که او در کلاس بیشتر تمرکز می‌کند.
    دوستانش در کلاس هم متوجه شده‌اند که انگلیسی‌اش نسبت به قبل پیشرفت کرده.
    اطرافیان می‌بینند که ماری وزن کم کرده.
    اما شوهرش هنوز متوجه این تغییر نشده.
    خود ماری احساس می‌کند که لباس‌هایش نسبت به قبل، کمی گشادتر شده‌اند.
    شما چه چیزی در این وب‌سایت توجه‌تان را جلب می‌کند؟
    آیا چیز تازه‌ای می‌بینید؟
    کسی هست که دیده باشد اتاق گفت‌وگو این روزها چقدر شلوغ شده؟
    می‌بینید که چقدر تمرین روزانه انگلیسی می‌تواند نتیجه‌بخش باشد؟

    کلمهٔ notice به عنوان اسم هم به کار می‌رود:
    وقتی می‌خواهید از یک شغل استعفا دهید، باید دو هفته قبل اطلاع دهید.
    صاحب کارخانه به کارمندانش اعلام کرد که احتمالاً تعدیل نیرو در راه است.
    به ساکنان آپارتمان نامه‌ای فرستاده شد که خبر از افزایش اجاره‌بها می‌داد.
    اگر سرمایه‌گذار هستید، خوب است که تغییرات نرخ بهره را زیر نظر داشته باشید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.