دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Jog به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jog به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Jog به فارسی با مثالهای کاربردی

    به دویدن آرام و آهسته برای ورزش، جَگینگ (Jogging) می‌گویند. این نوع دویدن، از دویدن معمولی و سریع (Run) کندتر است و معمولاً به عنوان یک فعالیت غیررقابتی و برای حفظ سلامتی انجام می‌شود.

    او در حال دویدن است.
    او دوست دارد صبح برای دویدن برود. (این جمله از “jog” به عنوان اسم استفاده می کند.)
    دویدن راه خوبی برای کاهش وزن است. (در این جمله «jogging» یک جروند است.)
    آیا دویدن را دوست دارید؟ (to jog = مصدر)
    دوست من باب، تقریباً هر دو روز یک بار، مسافت سه مایل را می‌دود.
    من در گذشته دویدن را انجام می‌دادم، اما در حال حاضر برای ورزش، دوچرخه‌سواری می‌کنم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Join به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Join به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Join به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی فردی به یک جمع، گروه یا سازمان می‌پیوندد، یا وقتی چند نفر در قالب یک مجموعه کنار هم قرار می‌گیرند، از فعل “join” استفاده می‌کنیم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    join

    ملحق شدن

    joined

    ملحق شد

    joined

    ملحق شده

    هلگا در گفتگویی با همکلاسی‌هایش شرکت کرد. (این جمله در زمان گذشته است.)
    خوزه برای ناهار به خانواده‌اش ملحق شد.
    طارق به یک لیگ فوتبال پیوسته و حالا آخر هفته‌ها فوتبال بازی می‌کند. (این جمله در زمان حال کامل است.)
    آیا دوست داری به یک گروه بپیوندی و با آدم‌های جدید آشنا شوی؟
    به گفتگو بپیوند!
    می‌توانم به شما ملحق شوم؟
    الف: آیا همه می‌توانند در این وب‌سایت عضو شوند؟
    ب: بله، هر کسی می‌تواند برای یادگیری انگلیسی در این وب‌سایت ثبت‌نام کند.
    همه از چارلز، که تازه‌ترین عضو شرکت است، استقبال کردند.

    واژه “join” همچنین برای زمانی به کار می‌رود که دو چیز در نقطه‌ای به هم می‌رسند یا به هم وصل می‌شوند.
    تقاطع جایی است که دو خیابان به هم متصل می‌شوند.
    در لوله‌کشی یک خانه، لوله‌ها به یکدیگر وصل می‌شوند.
    دو تکه چوب را می‌توان با میخ، پیچ، پیچ و مهره یا چسب به هم چسباند یا متصل کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Joint به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Joint به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Joint به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “مفصل” یا “اتصال” زمانی به کار می‌رود که دو چیز به هم بپیوندند و با یکدیگر فعالیت کنند. در واقع هرجا این اتصال را ببینیم، می‌توانیم از این کلمه استفاده کنیم.

    مثلاً:
    * نقطه‌ای که دو استخوان به هم می‌رسند، در بدن یک “مفصل” نامیده می‌شود.
    * وقتی دو لوله به هم وصل می‌شوند، یک “اتصال” یا “مفصل” لوله ایجاد می‌گردد.
    * حتی به یک بار کوچک یا رستورانی که مردم برای شنیدن موسیقی و خوردن غذا در آن جمع می‌شوند، در اصطلاح عامیانه گاهی “مفصل” می‌گویند.
    * در دنیای کسب‌وکار، وقتی دو شرکت توافق می‌کنند که برای مدت زمان محدودی روی یک پروژه مشخص با هم همکاری کنند، به این مشارکت، “جوینت ونچر” یا “شرکت مشترک” گفته می‌شود.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Joke به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Joke به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Joke به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید با کسی شوخی کنید یا بخندید، می‌توانید از کلمه «شوخی» استفاده کنید.
    می‌توانید این کلمه را به عنوان اسم به کار ببرید:

    – نویل دیروز در کلاس یک شوخی خنده‌دار تعریف کرد.
    – کمدین‌ها با گفتن شوخی برای جمعیت زیادی پول درمی‌آورند.
    – آیا شوخی‌های خوبی بلدی؟
    – در آن فیلم چند شوخی واقعاً بامزه بود.
    – بیایید یک شوخی با معلم بکنیم. (این شبیه گفتن «بیایید یک فریبکاری بکنیم» است. یعنی کسی را گول بزنیم.)
    – این موقعیت اصلاً شوخی ندارد. خیلی جدی است.

     

    همچنین می‌توانید از این کلمه به عنوان فعل استفاده کنید:

    – باب و علی دوست دارند با هم شوخی کنند.
    – دوست من، گوردون، همیشه در مورد از دست دادن کارش شوخی می‌کند.
    – همه فکر می‌کردیم ویکی در مورد جدایی از دوست‌پسرش جدی است، اما او فقط شوخی می‌کرد.
    – نباید با بدبیاری‌های دیگران شوخی کرد.

     

    گاهی اوقات وقتی می‌گوییم چیزی «شوخی» است، منظورمان این است که آن چیز خوب یا قابل قبول نیست:

    – دانش‌آموزان فکر می‌کنند کلاس درس مسخره است. (یعنی کلاس خوب یا مفیدی نیست.)
    – ماشینش واقعاً افتضاح است. (یعنی ماشین خوبی نیست.)
    – تام می‌گوید سرپرستش اصلاً جدی گرفته نمی‌شود. (یعنی کسی او را به‌عنوان یک مدیر قبول ندارد و توانایی‌هایش پایین است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Jolly به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jolly به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Jolly به فارسی با مثالهای کاربردی

    فردی که “شاداب” (Jolly) است، معمولاً خوشحال و خوش‌خلق است و زیاد می‌خندد. این کلمه در انگلیسی بریتانیایی بیشتر از انگلیسی آمریکایی به کار می‌رود، اما برای توصیف بعضی آدم‌ها و موقعیت‌های خاص هم استفاده می‌شود:

    Santa Claus is jolly. He’s always in a good mood and he laughs a lot.
    Jolly people are fun to be around. They like to sing and have a good time.
    The song “For He’s a Jolly Good Fellow” is sung when honoring a person’s achievement.
    The jolly Green Giant is a very large man who helps sell vegetables. He lives in Le Sueur, Minnesota.

    بابا نوئل شاداب است. همیشه حال خوبی دارد و زیاد می‌خندد.
    معمولاً بودن کنار آدم‌های شاداب، لذتبخش است. آنها دوست دارند آواز بخوانند و لحظات خوبی را بگذرانند.
    آهنگ «For He’s a Jolly Good Fellow» زمانی اجرا می‌شود که می‌خواهند از موفقیت کسی قدردانی کنند.
    غول سبز شاداب، یک شخصیت بسیار بزرگ است که در فروش سبزیجات کمک می‌کند. او در شهر لوسور، در ایالت مینه‌سوتا زندگی می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Jolt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Jolt به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Jolt به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای بیان یک حرکت ناگهانی و سریع، می‌توانید از کلمه “تکان” استفاده کنید.

    وقتی قطار یک‌باره ایستاد، مسافران به جلو پرتاب شدند.
    صدای شلیک اسلحه، یک هیجان ناگهانی در میان مردم محله ایجاد کرد. (همه غافلگیر شدند.)
    هنگام زمین‌لرزه، حرکت‌های کوچک و ناگهانی را زیر پاهایم حس می‌کردم.
    این اتفاق ناگهانی، نمایندگان را وادار کرد تا سریعاً قانونی تصویب کنند.
    خبر جدایی آن دو، همه اعضای خانواده را شوکه کرد. (تکان = شوک)

     
    همچنین برای توصیف الکتریسیته هم از کلمه “تکان” استفاده می‌کنیم:

    جان وقتی سیم را با انگشت لمس کرد، یک شوک برقی از آن احساس کرد.
    رعد و برق در آسمان نشان می‌دهد که طوفان در راه است.
    وقتی با جریان برق تکان خورد، فرانکشتاین زنده شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Journal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Journal به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Journal به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “ژورنال” می‌تواند هم به چیزی که می‌خوانید و هم به چیزی که یادداشت می‌کنید اشاره داشته باشد.

    او در حال نوشتن در دفتر یادداشت روزانه خود است.
    او یک روزنامه‌نگار است.
    او یک دفترچه دارد که در آن کارهای روزمره خود را می‌نویسد.
    بسیاری از سازمان‌های بزرگ در آمریکا مجلاتی منتشر می‌کنند که در آن مقاله‌هایی از نویسندگان سرشناس چاپ می‌شود.
    روزنامه وال استریت ژورنال، اخبار مربوط به کسب‌وکار و اقتصاد را پوشش می‌دهد.

    ما به دانش‌آموزان پیشنهاد می‌دهیم که یک دفترچه یادداشت روزانه برای خود داشته باشند. شما در آن از کارهایی که در روز انجام می‌دهید می‌نویسید و برای هر نوشته تاریخ می‌گذارید. این کار به شما کمک می‌کند تا نوشتن و بیان افکارتان را تمرین کنید. موضوع نوشته مهم نیست. نکته اصلی این است که یک نفر به طور منظم و احتمالاً هر روز، درباره هر چیزی که دوست دارد بنویسد. نوشتن مرتب، ذهن را تقویت می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Journey به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Journey به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Journey به فارسی با مثالهای کاربردی

    سفر (Journey) به یک مسیر طولانی، یک بازهٔ زمانی دراز، یا هر دوی اینها اشاره دارد. این کلمه بیشتر به شکل اسم به کار میرود:

    سفر به آمریکا برای خیلی از کسانی که مهاجرت میکنند، مسیری طولانی و پُرزحمت است.
    سفر رفت و برگشت به مریخ بیش از یک سال زمان می‌برد.
    بچه‌ها فقط برای یک هفته به اردوی تابستانی در فاصلهٔ چند ساعتی رفتند، اما برای خودشان انگار یک ماجراجویی بزرگ بود.
    طول سفر چقدر بود؟
    دوست دارم یک روز سفری طولانی در سراسر چین داشته باشم.
    بیا برویم یک سفر طولانی به جایی دور!
    زندگی خودش یک سفر است، فرقی ندارد چقدر راه رفته باشی.

     

    علاوه بر این، می‌توانید از «journey» به عنوان فعل نیز استفاده کنید:

    مسافرانی که در استرالیا سفر کرده بودند، داستان‌های جذاب زیادی برای تعریف داشتند.
    کوهنوردان تصمیم دارند از چند ناحیهٔ کوهستانی عبور کنند.
    ما با یک کشتی تفریحی در امتداد رود میسیسیپی سفر کردیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Joy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Joy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Joy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “joy” به معنای شادی و لذت است. وقتی کسی این احساس را تجربه می‌کند، حال خوبی پیدا می‌کند:

    در ایام تعطیلات، دل‌های مردم از شادی لبریز می‌شود.
    وقتی کودکان هدیه‌هایشان را باز کردند، چهره‌هایشان از خوشحالی می‌درخشید.
    بیمارانی که تحت رژیم غذایی بیمارستانی هستند، لذت خوردن غذای معمولی را تجربه نمی‌کنند.
    لذت آشپزی، در تهیه غذای خوشمزه و سالم برای خانواده و دوستان نهفته است.
    چه حس خوبی بود که دیدم همه در مهمانی با همدیگر به خوبی ارتباط برقرار می‌کنند.
    آن مرد جوان نتوانست شادی خود را وقتی شنید شغل مورد علاقه‌اش را به دست آورده، پنهان کند.

    کلمه “joy” معمولاً در واژه‌هایی به کار می‌رود که حالت شادمانی را نشان می‌دهند:

    یک گروه شاد از کودکان، وقتی سوار اتوبوس بودند، آواز می‌خواندند. (کلمه “joyful” یک صفت است.)
    آنان با شادی آواز می‌خواندند. (“Joyfully” یک قید است.)
    کریستن که از حمایت مالی همکاران، دوستان و همسایگان برای درمان سرطانش بسیار خوشحال شده بود، به گریه افتاد.
    کریسمس یک عید پر از شادی است.
    ما از سفر به کبک در زمان تعطیلات لذت می‌بریم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Judge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Judge به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Judge به فارسی با مثالهای کاربردی

    قاضی کسی است که در دادگاه، مسئولیت هدایت جلسهٔ دادرسی را برعهده دارد. او مواظب است که همهٔ قوانین رعایت شوند و عدالت برقرار بماند.
    گاهی هم قاضی به فردی گفته می‌شود که در یک مسابقه، عملکرد شرکت‌کنندگان را ارزیابی می‌کند یا دربارهٔ کیفیت چیزی نظر می‌دهد.
    هر کسی در زندگی روزمره ممکن است خود را قاضی چیزی بداند و دربارهٔ آن اظهارنظر کند.
    واژهٔ «قاضی» به عنوان فعل هم به کار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    judge

    قضاوت کردن

    judged

    قضاوت کرد

    judged

    قضاوت کرد

    مشتریان بعد از اینکه یک کالا را می‌خرند، دربارهٔ کیفیت آن نظر می‌دهند.
    پدر و مادرها در مورد رفتار بچه‌های خود اظهارنظر می‌کنند.
    برای اینکه بتوانیم دربارهٔ چیزی درست تصمیم بگیریم، باید همهٔ اطلاعات مورد نیاز را در اختیار داشته باشیم.
    کارشناسان اعلام کردند که این ساختمان برای سکونت انسان بسیار ناامن است و به همین خاطر آن را خراب کردند.
    اگر راننده‌ای شرایط جاده را به درستی تشخیص ندهد، ممکن است تصادف کند. (misjudge = اشتباه کردن)

    عبارت‌های رایجی وجود دارند که در آن‌ها از کلمهٔ judge استفاده می‌شود:

    – من خودم در این مورد تصمیم می‌گیرم (که خوب است یا نه).
    – بگذار من درباره‌اش قضاوت کنم.
    – من چه حق دارم قضاوت کنم؟ (یعنی من صلاحیت این را ندارم که بگویم چیزی یا کسی خوب است یا بد.)
    – تو نمی‌توانی از روی جلد یک کتاب، دربارهٔ محتوای آن قضاوت کنی. (یعنی نمی‌توانی فقط از روی ظاهر چیزی، خوب یا بد بودن آن را تشخیص بدهی.)

    کلمهٔ judgment (که گاهی به صورت judgement هم نوشته می‌شود) وقتی به کار می‌رود که دربارهٔ فرایند یا نتیجهٔ ارزیابی چیزی صحبت می‌کنیم.

    – او قدرت تشخیص و قضاوت ضعیفی دارد.
    – پس از آن حادثه، قضاوت آن زن مورد سؤال قرار گرفت.
    – پس از اینکه وکلای دو طرف حقایق را ارائه کردند، حکمی دربارهٔ ماهیت اصلی پرونده صادر شد.
    – قضاوت کردن دربارهٔ کسی که شرایط زندگی‌اش را نمی‌دانی، کار درستی نیست.
    – گرترود باور دارد که روز داوری نزدیک است. (Judgment Day به روزی گفته می‌شود که جهان به پایان می‌رسد و خداوند افراد نیک را از بد جدا می‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.